حالا از آخرین غروب، سه ماه و بیست و سه روز گذشته و تمام این مدت را شبِ شب بودهام همراه با سوزِ سرما و یخبندان.
در سیاهی کورمال کورمال راه میروم که نیفتم. شاید هم بهتر است بیفتم. به قول بزرگواری:
بگذار سقوط کنی، اگر قرار است سقوط کنی. آنکه خواهی شد، تو را خواهد گرفت.
بهتر است نترسم. اگر بیفتم آن خودِ دیگرم مرا خواهد گرفت یا تو. چه بهتر تو که آغوشت، خطِ استوای جهان من است.
ندا اکبری
@Adam_harfi