صادق چوبک توی کتاب «سنگ صبور» میگه:
زندگی برای من قشنگه. خیلی چیزای دیگه توش هست که من دلم میخواد ببینم. میخوام بمونم ببینم ظلم تا چه حد پیش میره. میخوام بمونم و ببینم آدم تا چه اندازه قوهی ستم کشیدن داره. میخوام بمونم و تمام رنگهای رنگینکمونِ دروغ رو ببینم. میخوام بمونم و بنویسم. میخوام مردمو بشناسم. تو خیال میکنی شناختنِ آدمای خوب و بد خودش کم کِیف داره؟
دوست داریم ببینیم، بمانیم. بنویسیم، بخوانیم. اگر نشد آن که ماند سنگِ صبور را روی دفتری بگذارد. سنگ میشود سنگریزه، سنگریزهها میشوند کلمه. خودش کتاب میشود. کتابی که نمیشود نویسندهاش را کُشت. چون نویسنده یک سنگ است. با سنگ چه میشود کرد؟ در کتاب، همهی ما هستیم و نیستیم. نویسنده کیست؟ معلوم است....
نویسنده: سنگِ صبور
ندا اکبری
@Adam_harfi