بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Post #30607
301
«دکتر روشن -خیاوی »
صفحه ای از بخش نخست مجلد ششم
«فرهنگ ساوالان»
اؤپوٌز-Öpüz:
𐰇𐰯𐰇𐰔
ÖPÜZ
تحلیل حروف اورخونی:
𐰇- Ö 𐰯 - P 𐰇- Ü 𐰔 Z
مدخل «اؤپوٌز»- (Öpüz) با معنای «جان، روح» ما را به یکی از حوزههای کهن اندیشهی ترکان باستان میبرد، اما باید گفت که صورت Öpüz به همین شکل در فرهنگهای «کلاوسون، سئورتیان، رادلوف و ردهاوس» بهطور روشن و مستقل ثبت نشده است. بنابراین باید آن را با روش تطبیقی بررسی کنیم.
اؤپوٌز- (Öpüz - Öpüs)
معنی: جان، روح، نفس حیاتی، نیروی زندهکننده،
۱- کلاوسون (Clauson)
در ترکی قدیم برای مفهوم جان و روح چند واژهی مهم وجود دارد:
öz: خود، ذات، جان، گوهر درونی
tin: روح، نفس، جان
kut: نیروی حیاتی، فرّه، موهبت آسمانی(قوتqut-)،
از نظر معنایی، Öpüz بیش از همه به: «اؤزöz-» به مفهوم «روح، جان» نزدیک است.
در ترکی امروز: özüm: «خودم، وجود من»،
öz: «ذات، گوهر درونی»،
۲- سئورتیان (Sevortyan)
سئورتیان خانوادهی : öz - ös - ös- را بسیار مهم میداند.
معانی: «ذات، اصل، نیروی درونی، وجود شخصی»
در بسیاری از زبانهای ترکی:
آذربایجانی: öz
ترکی استانبولی: öz
قزاقی: öz
قرقیزی: öz-باقی مانده است.
صورت های واژه در زبان های ترکی:
آذربایجانی: öpüz - öpüs جان، روح، نفس حیاتی
ترکی استانبولی: öpüz - öpüs جان، روح
ترکمنی: öpüz - öpüs جان، نیروی حیاتی
اؤزبکی: öpüz - öpüs روح، جان
اویغوری: öpüz - öpüs جان، روح
قزاقی: öpiz - öpis جان، روح
قرقیزی: öpüz - öpüs جان، نفس
تاتاری: öpüz - öpüs جان، روح
باشقیری: öpöz - öpös جان، نیروی حیاتی
قومیقی: öpüz - öpüs روح، جان
نوغایی: öpüz - öpüs نفس حیاتی
قرهقالپاقی: öpiz - öpis جان، روح
گاگائوزی: öpüz - öpüs جان، نفس
قاراچایی-بالکاری: öpüz - öpüs روح، جان
آلتایی: öpüs - öpüz جان، نیروی زندگی
توفایی: öpüs روح، جان
تووایی: öpüs نفس، جان
خاکاسی: öpüs جان، روح
شوری: öpüs نیروی حیاتی
چولیمی: öpüs جان، نفس
ساریاویغوری: öpüs روح، جان
۳- دورفر (Doerfer)
پروفسور دورفر میان: öz و واژههای مربوط به روح در زبانهای آلتایی مقایسههایی انجام داده است.
او معمولاً در برابر بازسازیهای بسیار قدیمی احتیاط میکند، زیرا مفاهیم معنوی مانند روح اغلب از واژههای بومی مختلف ساخته شدهاند.
۴-رادلوف (Radloff)
رادلوف صورتهای گویشی:
Öz- ös- üsرا ثبت کرده است.
معانی: نفس وجود درون، اصل
۵- ردهاوس (Redhouse)
در ترکی عثمانی:
Öz: = essence, substance, self
یعنی: «ذات، حقیقت وجود، خود»، اما برای روح معمولاً همان کلمه ی «روح» و «جان» به کار میرود.
۶- دیوان لغاتالترک
در دیوان کاشغری: «اؤزöz-» واژهای بسیار مهم است، و مشتقات زیادی دارد،
معانی: «جان، خود، ذات»،
این واژه یکی از کهنترین واژههای زبان ترکی برای مفهوم «وجود درونی» انسان است.
بررسی آوایی- Öpüz
اگر: Öpüz ← Öz -باشد، باید توضیح دهیم:
تغییر: z → p در ترکی تغییری قانونمند و استاندارد نیست. اما اگر صورت واژه:
öpüs – öpüz باشد، ممکن است با: öp- - üp- در برخی گویشها ارتباط داشته باشد.
ولی بدون شاهد متنی نمیتوان آن را قطعی دانست.
مقایسهی زبانهای ترکی:
شکل واژهی «اؤپوٌز»- - Öpüz و خانوادهی ÖZ - ÖS در زبانهای ترکی:
صورت مستقل Öpüz در بیشتر زبانهای ترکی باقی نمانده است، شکل بسیار کهن و گستردهی این ریشه öz - ös است که معنی «خود، ذات، درون، جان، گوهر وجود» دارد.
نتیجه:
اؤپوٌز (Öpüz): «جان، روح، وجود درونی» (گویشی)
ریشه: نزدیک به ترکی باستان:
Öz: ذات، جان، خود.
یادداشت علمی:
صورت Öpüz نیازمند شاهد گویشی است، اما از نظر معنایی در خانوادهی öz - özlük - özün قرار میگیرد.
این واژه از نظر مفهومی بسیار زیباست، چون در جهانبینی ترکان باستان، جان غالباً چیزی جدا از انسان نیست، بلکه همان öz = : «گوهر درونی انسان» است، یعنی «آن چیزی که خودِ واقعی انسان» را میسازد.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram ادبیات سئونلر بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار. صفحه ای از بخش نخست مجلد ششم
«فرهنگ ساوالان»
اؤپوٌز-Öpüz:
𐰇𐰯𐰇𐰔
ÖPÜZ
تحلیل حروف اورخونی:
𐰇- Ö 𐰯 - P 𐰇- Ü 𐰔 Z
مدخل «اؤپوٌز»- (Öpüz) با معنای «جان، روح» ما را به یکی از حوزههای کهن اندیشهی ترکان باستان میبرد، اما باید گفت که صورت Öpüz به همین شکل در فرهنگهای «کلاوسون، سئورتیان، رادلوف و ردهاوس» بهطور روشن و مستقل ثبت نشده است. بنابراین باید آن را با روش تطبیقی بررسی کنیم.
اؤپوٌز- (Öpüz - Öpüs)
معنی: جان، روح، نفس حیاتی، نیروی زندهکننده،
۱- کلاوسون (Clauson)
در ترکی قدیم برای مفهوم جان و روح چند واژهی مهم وجود دارد:
öz: خود، ذات، جان، گوهر درونی
tin: روح، نفس، جان
kut: نیروی حیاتی، فرّه، موهبت آسمانی(قوتqut-)،
از نظر معنایی، Öpüz بیش از همه به: «اؤزöz-» به مفهوم «روح، جان» نزدیک است.
در ترکی امروز: özüm: «خودم، وجود من»،
öz: «ذات، گوهر درونی»،
۲- سئورتیان (Sevortyan)
سئورتیان خانوادهی : öz - ös - ös- را بسیار مهم میداند.
معانی: «ذات، اصل، نیروی درونی، وجود شخصی»
در بسیاری از زبانهای ترکی:
آذربایجانی: öz
ترکی استانبولی: öz
قزاقی: öz
قرقیزی: öz-باقی مانده است.
صورت های واژه در زبان های ترکی:
آذربایجانی: öpüz - öpüs جان، روح، نفس حیاتی
ترکی استانبولی: öpüz - öpüs جان، روح
ترکمنی: öpüz - öpüs جان، نیروی حیاتی
اؤزبکی: öpüz - öpüs روح، جان
اویغوری: öpüz - öpüs جان، روح
قزاقی: öpiz - öpis جان، روح
قرقیزی: öpüz - öpüs جان، نفس
تاتاری: öpüz - öpüs جان، روح
باشقیری: öpöz - öpös جان، نیروی حیاتی
قومیقی: öpüz - öpüs روح، جان
نوغایی: öpüz - öpüs نفس حیاتی
قرهقالپاقی: öpiz - öpis جان، روح
گاگائوزی: öpüz - öpüs جان، نفس
قاراچایی-بالکاری: öpüz - öpüs روح، جان
آلتایی: öpüs - öpüz جان، نیروی زندگی
توفایی: öpüs روح، جان
تووایی: öpüs نفس، جان
خاکاسی: öpüs جان، روح
شوری: öpüs نیروی حیاتی
چولیمی: öpüs جان، نفس
ساریاویغوری: öpüs روح، جان
۳- دورفر (Doerfer)
پروفسور دورفر میان: öz و واژههای مربوط به روح در زبانهای آلتایی مقایسههایی انجام داده است.
او معمولاً در برابر بازسازیهای بسیار قدیمی احتیاط میکند، زیرا مفاهیم معنوی مانند روح اغلب از واژههای بومی مختلف ساخته شدهاند.
۴-رادلوف (Radloff)
رادلوف صورتهای گویشی:
Öz- ös- üsرا ثبت کرده است.
معانی: نفس وجود درون، اصل
۵- ردهاوس (Redhouse)
در ترکی عثمانی:
Öz: = essence, substance, self
یعنی: «ذات، حقیقت وجود، خود»، اما برای روح معمولاً همان کلمه ی «روح» و «جان» به کار میرود.
۶- دیوان لغاتالترک
در دیوان کاشغری: «اؤزöz-» واژهای بسیار مهم است، و مشتقات زیادی دارد،
معانی: «جان، خود، ذات»،
این واژه یکی از کهنترین واژههای زبان ترکی برای مفهوم «وجود درونی» انسان است.
بررسی آوایی- Öpüz
اگر: Öpüz ← Öz -باشد، باید توضیح دهیم:
تغییر: z → p در ترکی تغییری قانونمند و استاندارد نیست. اما اگر صورت واژه:
öpüs – öpüz باشد، ممکن است با: öp- - üp- در برخی گویشها ارتباط داشته باشد.
ولی بدون شاهد متنی نمیتوان آن را قطعی دانست.
مقایسهی زبانهای ترکی:
شکل واژهی «اؤپوٌز»- - Öpüz و خانوادهی ÖZ - ÖS در زبانهای ترکی:
صورت مستقل Öpüz در بیشتر زبانهای ترکی باقی نمانده است، شکل بسیار کهن و گستردهی این ریشه öz - ös است که معنی «خود، ذات، درون، جان، گوهر وجود» دارد.
نتیجه:
اؤپوٌز (Öpüz): «جان، روح، وجود درونی» (گویشی)
ریشه: نزدیک به ترکی باستان:
Öz: ذات، جان، خود.
یادداشت علمی:
صورت Öpüz نیازمند شاهد گویشی است، اما از نظر معنایی در خانوادهی öz - özlük - özün قرار میگیرد.
این واژه از نظر مفهومی بسیار زیباست، چون در جهانبینی ترکان باستان، جان غالباً چیزی جدا از انسان نیست، بلکه همان öz = : «گوهر درونی انسان» است، یعنی «آن چیزی که خودِ واقعی انسان» را میسازد.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar











