دیروز که در راه تهران بودم، در تاکسی، فرصت بود و یادداشت مفصلی نوشتم. چیزی حدود نیم ساعت از راه را مشغول به یادداشت بودم و هر چه جلوتر میرفت، بهتر میشد. آخرین خط را نوشتم و نقطه گذاشتم. خواستم لینک کانال را زیر پست کار کنم و در کانال درجش کنم که نمیدانم چطور، ولی با یک حرکت اضافهی دستم روی صفحه، کل متن پرید. باورم نمیشد، ولی مثل پدری که بچهاش نیامده، سقط شده باشد، بغض کردم و از حسرت سرشار شدم.
عصبی، به این رمان گرین پناه بردم. از همان مسیر رفت، شروعش کردم و امروز صبح تمام شد.
گرین را باید خداوندگار تعلیق دانست. یک داستان کاراگاهی خوب و سرپا با پایان بندی جذاب. ولی به هر حال به قول خود گرین، مرد سوم برای دیده شدن نوشته شده بود و نه برای خوانده شدن.
نسخه تصویری این داستان را «سر کارول رید» با همکاری خود گرین باز مینویسد و میسازد؛ یکی از درخشانترین فیلمهایی که در تمام عمرم دیدم.
میان نسخه تصویری و رمان مکتوب، تفاوتهای قابل توجهی در کار است. تفاوتهایی که خود گراهام گرین به دیده احترام به آنها مینگرد و حاصل نبوغ کارول رید میداند.
من از خواندن آثار گرین، لذت میبرم. استادی او در داستان، آموزنده است.
Post #401
60

- ❤ 2
- 🔥 2