در حقیقت چند پست آتی ، پیشفرض ها و مطالب و مقدماتی هستند که در توضیح ویدئو نیومده .
۱- نوزایش فکری مدرنِ غرب از حدود قرن ۱۳ میلادی شروع شد
اما در قرن ۱۵ و ۱۶ بود که ناگهان غربی ها اوج گرفتن و فاصله شون با بقیه ، مثلاً مسلمانان ( بقول امروزی ها ) معنادار شد و
عصر روشنگری ( قرن ۱۷ و ۱۸ ) که فرا رسید ، عقل گراها ( راسیونالیست ها ، تجربه گراها) جولان میدادن .
تو اون دوران کسی منکر یا منتقد پیشرفت غرب و اهمیت عقل تجربه گرا نبود .
همه - حتی خود اروپایی ها - محو پیشرفت خودشون بودند
اما
از بعد کانت ، خناثی باسم هگل پیدا شد که شروع کرد ضد مدرنیته حرف زدن
و بعد مارکس و هایدگر و دیگرانی پیدا شدند و با تاسی از هگل علیه بنیادهای مدرنیته حرف زدن
یکی از چیزهایی که خردستیزان هگلی مطرح کردن
موضوع بی هویت شدن انسان در دوران مدرن بود .
⚠️ به صورت کلی حرف مشترک یا بهونه افراد ضد تجدد این بود و الانم هست که :
درسته
سیستم لیبرال باعث پیشرفت مادی و تکنولوژیکی شده
اما
انسان شادتر نشده
و این پیشرفت ها هزینهی روانی سنگینی داشته.
در ادعای این افراد حقایقی وجود داشت
در ادعای این افراد حقایقی وجود داشت و اگر حرفشون فقط این بود، هیو اشکالی نداشت
اما این رفقا
خیلی از حقایق رو نمی گفتن
و
بدتر ازون اینکه
کلام و رفتارشون در جهت اصلاح مدرنیته نبود بلکه در جهت برگردوندن انسان به دوران قبیلگی و توحش بود .
کما اینکه دیدیم
هایدگر شد فیلسوف حکومت وحشی هیتلر،
مارکس شد فیلسوف حکومت کثیف استالین
@ZIRsigari_kohn | فلسفههای روانگردان
@Anglosphere2 | سنت و مدرنیته