* * * * * بر میهنِ عزیزم چه رفته است؟
که
پایتختش بهسوگِ درخت نشسته است!
* نوشتهٔ حمید آصفی را حائز اهمیت دیدم
که تقدیم شما و سایر انسانیاران میکنم:
قتلِ زنجیرهایِ ریههای تهران؛ وقتی بتنخواران، درختکُشی را «مدیریت» میخوانند!
تهرانِ امروز، دیگر آن کلانشهرِ رویاهای نیمقرن پیش نیست؛ این پایتخت اکنون به مسلخِ «سبزینگی» بدل شده است؛ جایی که سوداگرانِ ملک و مستغلات، با ولعِ سیریناپذیرِ خود، روحِ تپنده شهر را در زیر آوارِ بتن و آهن مدفون کردهاند. آنچه در چیتگر، سرخهحصار و دیگر ریههای رنجورِ پایتخت میگذرد، صرفاً یک «حادثهی طبیعی» نیست؛ بلکه «جنایتی ساختارمند» علیه حقِ تنفسِ شهروندان است. مرگِ خاموشِ درختان، فریادِ بلندِ سوءمدیریت و تبلورِ عریانِ «بورژوازیِ مستغلات» است که در آن، جایگاهِ درخت در سلسلهمراتبِ «ارزش» به پایینترین رده سقوط کرده و جای خود را به «ارزشِ افزوده»یِ زمین و تراکمفروشی داده است.
وقتی سخن از خشکیدگی دهها هزار درخت به میان میآید، باید پرسید: چه شد که مدیریتِ این عرصهها، به جای «صیانت از میراثِ زیستی»، به «مرثیهخوانی برایِ اکوسیستم» تنزل یافت؟ روایتِ رسمی، همواره بر لبهی تیزِ تغییرِ اقلیم و خشکسالی میچرخد تا ردِ پایِ «بیکفایتیِ مدیریتی» را پاک کند، اما واقعیت، لایهای عمیقتر دارد؛ چهلوهشت درصدِ این فاجعه، نه در آسمان، که در راهروهایِ تاریکِ تصمیمگیری و کوتاهیِ تعمدی در «آبیاریِ مستمر» و «نگهداشتِ اصولی» رقم خورده است. تهران به «جولانگاهِ کارگزارانِ سرمایه» بدل شده که در آن، حفظِ یک هکتار فضای سبز، در ترازنامه اقتصادیِ شهرداری، هزینهای «سربار» تلقی میشود، در حالی که همان زمین، اگر به «اراضیِ قابلِ بارگذاری» تبدیل شود، گنجی است برای تامینِ بودجههایِ متورم و غیرشفاف.
این «استحالهِ شهری»، نوعی «آپارتایدِ زیستی» را بر پایتخت تحمیل کرده است؛ جایی که مدیرانِ وقت، با نگاهی «غارتگرانه» به عرصههایِ منابعِ طبیعی، تنها زمانی به فکرِ «احیا» میافتند که ابعادِ افتضاح، فراتر از توانِ پنهانکاریشان باشد. این «خزانِ زودرسِ پایتخت»، محصولِ منطقِ «تهرانِ سوداگر» است؛ شهری که در آن، به جایِ «درخت»، «برج» میکارند و به جایِ «طراوت»، «گرما» برداشت میکنند. چیتگر، تنها یک پارکِ جنگلی نیست؛ این آخرین سنگرِ ریویِ غربِ تهران است که اکنون در چنبرهیِ سیاستهایِ «توسعهستیزی» گرفتار شده. پرسشِ بنیادین این است:
تا زمانی که «منطقِ سودِ آنی» بر «خردِ زیستمحیطی» رجحان داشته باشد، آیا میتوان به نجاتِ چیزی جز «خاطراتِ سبزِ گذشته» امیدوار بود؟
پاسخ در تداومِ همین رویه نهفته است: تا زمانی که تهرانِ تنفسگاه، قربانیِ تهرانِ بنگاهدار باشد، ریههایِ شهر همچنان زیرِ سُرفه و سکوت، در انتظارِ «بحرانی دیگر» باقی خواهند ماند.
تقی عطایی
🌿 @sazotabiat 🌿
Post #14084
13
Forwarded from 🌿 ساز و طبیعت 🌿
- 😢 1