TGViewer
Channel Public Channel
خاکستری.

خاکستری.

@writesomybe

Subscribers
15
Photos
0
Videos
0
Links
1

Showing posts older than #9 · Back to latest

Older Posts 5 shown
Post #7 75
شاید که من و تو دو خط متمایز باشیم، شاید که هربار حرفی از آینده تو در کنار من میشد روحم جسمم را همچون قاصدک به منظور بذر افشانی رها میکرد، اما هیچ‌گاه نتوانستم قلبم را راضی نگه دارم که از تو دور شوم، اما جهان‌ ما آدمک‌ها آنقدر بی رحم هست که دست نیاز‌مند من به انتظار لمس مهربان تو، به سمت آسمان خشک شود.
آدمک ساده‌ای مثل من، بی درنگ و به سادگی مجنون روشن‌ترین تکه‌ای از خورشید میشود، زیرا در تاریکی جهان من، پیدا کردن آن گرمای بی منت خیالی پوچ بود.
درست‌ است، من ترسو بودم.
ترسیدم که به گلبرگ‌های شکستنی و لطیف و خوش‌‌تراش تو لطمه‌ای بزنم و پشیمان نیستم که در اولین فرصت به تاریکی خود باز‌گشتم تا از دور تابیدنت را ببینم.
Post #6 67
سفید ترین قسمت زندگی من.
مرا ترسو نامیدند، چون هیچ‌گاه نتوانستم این نامه‌ها را برایت بفرستم. شکی در این نیست، زیرا اگر یک بزدل و ترسو نبودم هیچ‌گاه مسیرمان جدا نمیشد.
ولی می‌دانم، می‌دانم که در انتهای این مسیر هیچ‌گاه نوری به روشنی تو نخواهم دید.
من در ابتدای راه دستت را رها کردم تا ز تاریکی رهایت سازم. اما خودم به آرامی در تاریکی غوطه‌ور شدم، غرق شدم و اکنون در تاریکی بی انتها گم شده‌ام.
روشن ترین تکه‌ی خورشیدِ من، هیچ‌گاه دست از تابیدن بر‌ندار. زیرا تا آخرین نفسی که فرو میرود، من با پاهای ناتوان، به دنبال گرمای روشنی لبخندت هستم.
Post #1
Channel created
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →