همواره فرض بر این بوده که حقیقت چیزی است مشخص که باید بدان دست یافت. پس راه رسیدن به حقیقت مسئله بوده است. بر این مبنا پندار روش یا method مهم شده است. در یونانی ریشهی کلمهی method اشاره به رفتن از میان راه دارد و در فارسی هم از بن رو +ش تشکیل میشود که نحوهی رفتن را مدنظر قرار میدهد. حال که پندار حقیقتِ موجود در جایی یا ساحتی تضعیف شده است روشها را بیش از پیش زیر سوال بردهاند و مقصدها را نفی کردهاند. اما دقت نشده که حقیقت نه در جایی بلکه در خودِ فرایند شکلگیری بصیرتها قرار دارد. پس دیگر ادعای یک روش شاید خطاست، اما شهر اندیشه را از طریق دیدن راهها میتوان سیاحت کرد.
راه ها در شهر اندیشه متکثرند و فیلسوف سیاحی است که مقصدش به نحو اجتنابناپذیر نامتعین است.
https://t.me/will_to_morality
Post #332
167