مارکس چنین نوشت: فلاسفه جهان را به شیوههای گوناگون تفسیر کردهاند حال آنکه مسئله تغییر دادنِ آن است.
تفسیر غیرمتعارف از یک غیرمارکسیست که من باشم: فلاسفه ظاهرا جهان را صرفا مورد تفسیر قرار میدهند، اما چون بنیادِ خودِ عملِ تفسیر پراکسیس است، عملِ تفسیر اساساً عملی روی جهان است و هر عملی روی جهان، جهان را تغییر میدهد. پس مسئله اصلا تفسیرِ صرف نیست بلکه اساساً تغییر دادن جهان کار اصلیای است که انجام میشود و با این خودآگاهی باید به عمل تفسیر مبادرت ورزید.
https://t.me/will_to_morality
Post #317
348