✍🏻 یادداشتی کوتاه در مورد فیلم orlando
🔹اورلاندو، پسرک جوان اشرافی، بر مبنای فرمان جادویی ملکه برای همیشه جوان خواهد ماند. جوهرهی داستان سیر و سلوک وی از عصر ملکه الیزابت اول تا دوران معاصر است. در این میانه مناصب اشرافی و حتی جنسیت وی تغییر میکند، و او وقتی با این مسئلهی تغییر جنسیت مواجه میشود، در وصف خود میگوید همان شخص، با جنسیتی متفاوت. در نهایت در دورهی معاصر وی تبدیل به یک مادر میشود.
🔹 به نظر میرسد فیلم با جاودانگی به شیوهای بسیار متفاوت نسبت به فیلمهای قبلی روبرو میشود. این فیلم بیش از آنکه بر رنجهای شخصیت اصلی یا جدالش با جاودانگی تمرکز داشته باشد، با وحدت هویت وی سروکار دارد.
🔹 اگر زمانه عوض شود، و جایگاه تو در جامعه چون قبل باقی نماند، آیا همان شخص خواهی ماند؟ اگر جنسیت تو تغییر کند، آیا همان که هستی باقی خواهی ماند؟ اگر شخص محصول زمانهی خود باشد، و اگر شخص برحسب نقشی که در جامعه دارد شکل گیرد، آیا کسی که عمری بسیار طولانی داشته باشد، میتواند همان کسی باقی بماند که پیشتر بود؟
🔹 به نظرم رسید که این فیلم پاسخی دوپهلو به سوالات فوق میدهد. به نظر میرسد برای یک ارادهی قدرت منحلشده در زمان، با تغییرات تاریخی و اجتماعی، شخص در انطباق با زمانه تغییر میکند و درنتیجه نمیتواند همان که بود باقی بماند. اما برای یک ارادهی معطوف به رهایی، وی گرچه تغییر خواهد کرد، اما این موجب گسیختگیِ وی از خودش نخواهد شد.
🔹 یک ارادهی معطوف به رهایی، زمانه را میشناسد و با آن انطباق مییابد، اما به شیوهای رها، یعنی علاوه بر در نظر گرفتنِ اقتضائات زمانه، اقتضائات هستیِ منحصربهفرد خویش را نیز با خود حمل میکند و یاد میگیرد زندگی صحیح نه برحسب زمانه، که بیشتر برحسب وضعیت خود باید تعین یابد. شخصیت اصلی داستان از فردی بیاراده و مطیع عواطف و دربار رفتهرفته به شخصی رها و خودآیین autonomous تبدیل میشود.
Post #267
162