✍🏻 تاملی کوتاه در مورد فیلم The Age of Adaline
🔹 داستان در مورد خانومی ۲۹ ساله به نام ادلاین است که بر مبنای یک حادثه دارای این ویژگی میشود که تغییرات در بدنش متوقف میشود و در نتیجه پیر نمیشود. پس از سالها عدم تغییر ظاهر وی موجب دردسرهایی از جانب سازمان های امنیتی آمریکا شده و در نتیجه مجبور به تغییر محل زندگی خود میشود. زندگی پیچیدهی وی همواره حفرهای توخالی دارد، و آن حفرهی بیمعنایی روابط با دوستان و معشوقان است. هر بار که یک رابطه عاطفی جدی میشود، او به خاطر شرایط پیچیدهاش فرار را بر قرار ترجیح میدهد.
🔹آنچه فیلم نشان میدهد این است که بهراستی معنا را باید در به ثمر رساندنِ چیزی یافت. رها کردنِ امور و به ثمر نرساندنشان موجد بیمعناییست.
🔹 عنصر مشترکی که هم در این فیلم حاضر بود و هم در فیلم قبلی، این است که گذشته با ماست و دست از سرمان برنخواهد داشت. عدم تعیین تکلیف با گذشته یعنی پشت کردن به خودمان. ما باید خودمان را با گذشته روبرو سازیم تا تنشهای درونی خود را حل کنیم، و الا روح خود را کدر خواهیم کرد. هرکسی که چیزهایی حلنشده را با خود حمل کند، باری اضافی بر دوش میکشد. تنها در مواجهه با گذشته میتوان بار اضافی را بر زمین گذاشت.
🔹 در این فیلم برعکس فیلم مردی از زمین تاکید بر صحبت کردن با دیگران در مورد جاودانگیِ خود اصلا وجود ندارد. چون یک شخص از دوران جوانیِ شخصیت اصلی داستان هست که محرم اسرار وی بوده و درنتیجه شنوندهی راز وی در هر مقطعی از زمان بوده است. پس شخصیت اصلی از این جهت نیازی به روایت زندگی برای خود ندارد. او بهواسطهی مشاهده شدن توسطِ یک دیگریِ معنادار (دیگری معنادار را اگر خام معنا کنم، دیگریای است که دیده شدن توسط وی در زندگی ما مساوی دیده شدن به طور کلی است) نیازی به صحبت کردن با هرکسی نمییابد. او در حقیقت وحدتِ شخصیت خود را حفظ میکند.
🔹 اگرچه شخصیت اصلی داستان وحدت شخصیت خود را حفظ کرده و در نتیجه نیازی به افشای روایتِ هویت خود برای حتی کسانی که بدانها عشق میورزد نمیکند، اما در زندگی خود را به خاطر احساس تعقیب شدن تحت خطر میبیند. در نتیجه اگرچه وحدت شخصیت دارد، اما از یکپارچگی شخصیت بیبهره است. گسست از روابط مختلف به نحو پیدرپی و فرار کردنِ مدام موجب رنج مداوم وی است.
🔹 در انتها او درمییابد که باید این حفرهها را پر کند، پس با گذشتهاش به طور تام روبهرو میشود، او درمییابد این فرار کردنِ مدام نه راهحل بلکه گسترشدهندهی حفره است. مواجههی درست با شرایط خاص وی و روراست بودن بیشتر به او کمک خواهد کرد تا هرچیز دیگر.
🔹 آیا یک جاودانه پس از ایجاد یکپارچگی در خود میتواند بر نفرین جاودانگیاش غلبه کند؟ آیا همینجا نفرین به شکل تازهای ظهور نمیکند؟ اینها سوالاتی است که فیلم هرگز به آنها پاسخی نمیدهد و ما را با آنها تنها خواهد گذاشت.
🔹 همچنان به این فکر میکنم هر صحبتی که در مورد یک نامیرا کنیم، به سبب عدم درک صحیح ما از وضعیت وی و افکندنِ وضعیتِ خودمان بر وی، احتمالا حدسی ناکافی خواهد بود. اما شاید افسانهی سیزیف نهایتا نکتهای درخور دارد. به انسان یک رسالتِ بزرگ بدهید، او تا ابد هم که زنده باشد، به زندگی معنادار ادامه خواهد داد.
Post #263
134