✍🏻 گزینگویهنویسی یعنی نوشتن قطعاتی یکتا که هم در خود کامل و هم ناقص هستند. هر گزینگویه به فراروی از خود دعوت میکند چون کامل نیست، و در نتیجه یک شکست است، اما مطلبی را جهت تامل و تاثیرگذاری به مخاطب میرساند پس از داشتنِ کامیابی و نوعی کمال بیبهره نیست. فهمِ عدمِ کمالِ محتوا در این ساختار ما را به پیشبردِ هرچه بیشتر تامل دربارهی موضوع فرامیخواند. اما هر فراروی خود باید به طور گسسته از آنچه پیش نهاده شده است صورت پذیرد، چراکه هر خوانندهای تنها بر مبنای فهمِ پیشینِ خود از امور و نظامِ معناییِ خاص خود با گزینگویه مواجه میشود.
✍🏻 هر گزینگویه برای نگارندهاش ایالتی مخصوص به خود است که قوانین و محتوای مخصوص خودش را دارد، اما همچنین تحت یک وحدتِ بالاتر که وحدتِ کلیتِ اندیشهی نگارندهاش است شکل میگیرد. پس بدین معنا اگرچه پیوستگیِ مفهومی در کار هست اما گسستگیای در نحوهی کشف و بیان موضوع نیز خواهیم داشت، پس سیستمگریز است اما نافیِ تامل ارگانیک بههمپیوسته، و حتی گاه با تسامح: سیستماتیک، نیست. اما چرا چنین نوشتن؟ واقعیت متشکل از امور متفرد اما بههممرتبط است، توضیح آن نیز میتواند چنین باشد. از طرف دیگر فهمِ ما از واقعیت و جهان پیوسته در حال فراروی و کامل شدن است، پس نوع نگارش در مورد آن نیز میتواند موید چنین امکانی باشد.
@will_to_morality
Post #238
315