Post #235
245
وجود در هیچ معنای متافیزیکیای نه خیر است و نه شر، فراسوی خیر و شر است. اما آنجا که موجود تقویم میشود، یعنی آنگاه که تفسیر امور در کار میشود، آنگاه که اساسا چیزی فهم میشود، ارزشگذاریها وارد کار میشود. حتی آنگاه که چیزی را خنثی میدانیم، آن را در طیف خیر و شر جای دادهایم. وجود چنان است چون امری درکناپذیر است. درک امور بر تفسیر ما از امور و در نتیجه بر شرایط استدنایی و استعلاییِ ادراک و شناختِ امور مبتنی میشود، و امر درکناپذیر خود خاستگاه تمامِ شرایطِ استعلایی و استدنایی است.