غلبهی پرسش از معنای زندگی خود محصول عصر مدرن و احیانا پس از آن است. پس ظاهرا مقدم بر طرحِ این پرسش، فهم این پرسش گره میخورد به فهم زمانه، اما این زاویهای سوم شخص است. پیش از حل و فصل خودِ مسئلهی معنا پرداختن به هر پرسش دیگری ناممکن است. کسی که زندگی را باارزش نداند چطور میخواهد به هرگونه پرسش دیگر بپردازد. پژوهندهای که هستیِ خودش برایش مسئله است تنها آنگاه مسئلهاش به فهم زمانهاش گره میخورد که دریابد معنای کاملِ بودنش به فهم زمانهاش گره میخورد، اما جهتِ درکِ اولیه از معنای بودنش لازم نیست اول زمانه را فهم و توجیه کند، چراکه به هر حال در زمانهای که هست نفس میکشد و زمانه به قدر کافی در وی جریان دارد. همین درک اولیه اگر چشمانی باز داشته باشیم برای آغاز کافی است.
@will_to_morality
Post #227
356