از طرفی دیگر به لحاظ روانشناختی هم خودم را ابراز کنم: چرا معنای زندگی دوباره برایم مسئله شده؟
چندان حدسش سخت نیست! دوستی از میانِ ما اخیرا خودکشی کرده و از دستش دادهایم! نباید از خودم بپرسم آیا زندگی ارزشش را دارد یا نه؟ شاید آن سیرِ فلسفی ریشهاش در این کششِ روانی باشد و لاغیر، اما چیزی از اعتبارِ آن تبیین کم نمیشود.
Post #221
282
برهوت حقیقت شوپنهاور زمانی در جوانی چیزی با چنین مضمونی نوشت که زندگی معمای غریبی است که من سراسرِ آن را صرفِ حلِ خودِ آن معما خواهم کرد (بسیار غیر دقیق و صرفا رسانندهی مضمون سخن وی). حق با وی است، از این جهت که زندگی یک معماست، اما در اینجا با این سوال مواجه میشویم…