بحران امری نامیمون است که آدمی را فلج میسازد، یعنی توان تصمیم و حرکت را از وی میگیرد، و دیگر نه با مسئلهای واحد که با کلاف درهمتنیدهی مسائل پرشمار سروکار دارد. در چنین موقعیتی وضع وی به رهرویی در تاریکی شب در محیطی با پسزمینهی رنگ تاریک یا حتی مشکی میماند. آدمی نمیداند چه باید بکند، بایدها خود را نمایان نمیسازند، چراکه مقدم بر پرسش "چه باید کرد؟" باید پرسید "چه میتوان کرد؟"
http://t.me/will_to_morality
Post #198
375