TGViewer
برهوت حقیقت برهوت حقیقت @will_to_morality · 177 subscribers
Post #186 671
به یاد دوست درگذشته‌ام، نیا ثمری، دختری در جسمی پسرانه، پسری با روح دخترانه
قسمت اول
هر آشنایی تا حدی غریبه می‌ماند. چراکه بین انسان ها همواره فاصله‌ای می‌ماند. این ویژگیِ ضروریِ روابط انسانی است. من از چیزهای بی‌انتهایی بی‌خبرم، اما جزئت می‌کنم چیزکی بنویسم.
نیا ثمری را اولین‌بار اسفند سال ۱۴۰۱ در کلاس متافیزیک عمومی در غرب مصطفی زالی دیدم. اولین جمله‌ای که به من گفت این بود: استاد هنوز نیومده؟
آن زمان برهه‌ای بود که مدت‌ها پس از کرونا دوباره منظم‌تر پایم را در دانشکده می‌گذاشتم و تلاش می‌کردم با دقت چهره‌های جدید را بهتر بشناسم، و او از جهات بسیار آنقدر متفاوت بود که سریع در ذهنم برجسته شود. مثلا مدتی بعد سخنرانیِ دانشجویی‌ای در مورد برهان وجودی ارائه کرد که گرچه پس از ایرادِ سخنرانی نقدهایی را متوجه او ساختم اما واقعا درخشان بود. اما شروع داستان از همان سخنرانی است، داستانِ دوستیِ بافاصله‌ی ما و انتهای زندگیِ پرفرازونشیب وی. عکسی از وی منتشر شد که در توییتر وایرال شد با این مضمون که یک دانشجو بدون حجاب در دانشکده‌ی ادبیات سخنرانی کرد. سیاسی شدنِ سخنرانیِ وی را دانشگاه نمی‌توانست تحمل کند. در فضای پس از زن زندگی آزادی دانشگاه به هر جنجال دیگر حساس بود. پس سخت‌گیری‌ها بر نیا آغاز شد. در آن محکمه‌ی مشت آهنین در عرض چندماه کار به جایی رسید که وی تصمیم گرفت ایران را ترک کند.
نیا در آن زمان را به خاطر دارم، احساس تنهایی نمی‌کرد، در دانشکده چهره‌ی دوست‌داشتنی‌ای بود، رابطه عاطفی‌اش را داشت و مطالعاتش را خوب پیش می‌برد. اما از وقتی از ایران رفت خیلی زود غالب این چیزها را از دست داد. ابتدا تا چندماه می‌کوشید برتری‌های هلند را بر سر ایران بکوبد و فقدان‌هایش را تسکین دهد، چیزی که موجب اختلافی عمیق میان من و او شد. اما طولی نکشید که نقاب مقاومت را کنار گذاشت و از تبعیدِ خود نالید. نهایتا عزم بازگشت به ایران کرد. اما ایران دیگر آن ایران نبود، نیا هم دیگر نتوانست جایگاه پیشینِ خود را احیا کند. برعکسِ قبل دیگر چهره‌ای محبوب میان هم‌ورودی‌هایش تلقی نمی‌شد، بسیاری به او حس جذامی بودن دادند. معشوق سابقش او را طرد کرده بود و این زخمی بر جانِ وی زد که هرگز از آن التیام نیافت. با این وجود مطالعاتش را تا حدی که توان داشت به‌خوبی ادامه داد و از پیشرفتِ فکری دست نکشید، اما حس تنهایی چقدر در این مدت کلافه‌اش کرد... باید او را درک کنیم حتی اگر اشتباهاتی از جانب خودش این فاصله‌ها را انداخته بود، هیچ دارایی‌ای باارزش‌تر از ارتباطات ما نیست، و وقتی بخش اعظم آن‌ها از دست رفته باشد انسان واقعا احساس فقر می‌کند. (قطعا مصرف هورمون‌ها و شرایط خاص جسمی و مسائل خانوادگی و ... او را بسیار آسیب‌پذیرتر می‌کرد، اما روایتی کوچک نمی‌تواند تمام مسائل را پوشش دهد.)
More from @will_to_morality
  1. Oct 7, 2026اتاقِ روان‌درمانی آزمایشگاهی است که در آن شیوه‌ی ارتباط گرفتنِ فرد با دیگری زیر ذره‌بین قر…
  2. Oct 5, 2026حیوانات را آزار می‌دهد ولی در حضورِ انسان‌ها مودب و مبادی آداب و اخلاقی است. پس او را نبای…
  3. Oct 5, 2026برای دانستن: در سال ۲۰۱۲ ادگار کوریا، روان‌درمانگر اگزیستانسیال اهل پرتغال، زمینه‌یابی‌ای…
  4. Oct 3, 2026فرضِ ناخودآگاه به یک معنا فرضِ عاملی است که در کنارِ آگاهی در مقامِ عمل موثر واقع می‌شود.…
  5. Oct 2, 2026نفرت هر روز صبح کت شلوارش را مرتب می‌کند مرگ در نیمروز مشغول تیز کردن داس است اما تو به آف…
  6. Oct 2, 2026چارلز تیلور: اصالت به‌روشنی [به وضوح] خودارجاع است: زندگی باید مسیر من باشد. اما این بدان…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →