سخنی زیباست. میخواهم بیشتر در این باره بیندیشم.
من به عکس هرگز به پژوهشگریِ فلسفه بدبین نبودهام، کسی که میداند نمیتواند ویتگنشتاین بشود اما دغدغههایش را در ویتگنشتاین مییابد، میکوشد با کندوکاو فلسفهی وی چیزی از فلسفه، یعنی معشوقش، یعنی دلمشغولی و دغدغهاش، سر در بیاورد. اینکه آدمی تشخیص بدهد نمیتواند حرفی مطلقا عالی بزند، پس شاید در نتیجه خوب است حرفهای عالی را قدمی جلوتر ببرد، امری خُرد و محقر نیست، رجوع به تشخیصی درونی است که محترم است. هیچ چیز احترامآمیزتر از این نمییابم که متناسب با توان خود پرواز کنیم، و با تقلای بیحاصل وقت دیگران و به خصوص خود را نگیریم. اما آنجا با نگارندهی کلام فوق، دوستِ بسیار خوبم، همسخن میشوم، آنجا که پژوهشگری مییابم که نیستانگارانه به پژوهش روی میآورد؛ یعنی نه مسئله بلکه پوزیشنهای آکادمیک یا مُد روز یا صرف اسم و رسم فیلسوفی یا حوزهای وی را جذب خود کند و سبب شود وی به پژوهش در آن باره بپردازد. دیگربار با دوست خویش همسخن میشوم آنجا که میبینم پژوهشگری مدعی فلسفه تمامیت عمر خود را بدون در نظر گرفتنِ دیگر امکاناتِ فکر فلسفی میگذراند، متخصصی دنیاندیده و تنگنظر که جهان را فقط از دریچهی تنگ خود مینگرد. کار تخصصی در فلسفه را عیب نمیدانم، اما معتقدم کارهای تخصصی متفرقه، اما نه بیربط به یکدیگر، و با موضوعاتی گسترده، دیگر تخصصگرایی نیست، بلکه سطحبالا کار کردن است.
نزد من نگریستن به جهان و تمامیت هستی با مشارکت در نگاه چند فیلسوف تا بدانجا که برای ذهنی دستیافتنی شود، بنفسه تقلای فلسفیدن است، حتی اگرچه دو مرتبه از معشوق یعنی حکمت دور است، اما ذهنی چنین خود را از تقلا نمیاندازد، فقط به قدر وسع میکوشد و همین ارزشمند مینماید گرچه وافی به مقصود نباشد.
به این معنا پژوهشگرانِ بیدغدغه و نیستانگار و منفعل و منطبق با مد روز و تنگنظرانِ بدون نسبت با سایر چشماندازها که در دوروبر خودمان زیاد هم خواهیم یافت، زیانکارترین آدمیان میتوانند باشند، چون به اسم فلسفه چیزی ضد آن را طلب میکنند، اما پژوهشگرانی که قُرب به فلسفه را از چشماندازِ فیلسوفانی همذوق با خود میجویند و میکوشند اندیشهی آنان را جلوتر ببرند، احتمالا نه زیانکاران که پویندگانی ارجمند باشند که بیش از این را برای خود نخواستهاند، و احتمالا نمیتوانیم به کسی که میداند دقیقا چه چیزی میخواهد، چیزی که متناسب با ذوق حقیقتجویی نیز است، زیانکار بگوییم. فقط میتوانیم افسوس بخوریم چنین روحی چرا بالهای قویتری نداشته است.
http://t.me/will_to_morality
Post #145
209