TGViewer
Visual Alchemist Visual Alchemist @visualalchemist · 2.31K subscribers
Post #2220 728
یکسری از قدیمی‌ترین خاطراتی که من دارم و شامل افرادی جز خانواده‌م می‌شه، زمانی بود که مامانم می‌رفت فرهنگسرا برای کلاسِ نمی‌دونم چی و بهم می‌گفت همینجا توی سالن بشین تا من بیام. منم دزدکی می‌رفت گیم‌نتِ وسطِ پارک (که بعدتر فهمیدم توی بدنام‌ترین پارک شهره و اصلا یک بچه‌ی تنها نباید اونجا باشه) و اون پولی که قرار بود برای بستنی کیم بدم (دقیقا 50 ریال) رو می‌دادم تا بازی کنم. یه اتاقک خیلی کوچیک با سقف کوتاه بود، پنج‌تا تلویزیون قدیمی داشت و چیزی به عنوان میز و صندلی راحتی که الان گیم‌نت دارن اون اطراف پیدا نمی‌شد. چندتا میزِ قهوه‌خونه‌ای داشتن با متکاهای چوبی (از اون قرمزا) که رو به روی تلویزیون بودن و دسته‌های سفید پلی‌استیشن یک که با سلام و صلوات کار می‌دادن و بدتر همه... بوی سگ مُرده میومد. کل مدت هم استرس داشتم که مامانم نفهمه (یه بار فهمید و بد شد).

و تمام این تلاش‌ها فقط برای این بود که بتونم سه‌تا بازی مورد علاقه‌م (اون موقع) رو بازی کنم: تیکن، مورتال کمبت و استریت فایتر
و راستش من خیلی طرفدار گیم‌پلی نبودم، هنوز اینقدری سن نداشتم که بفهمم چطوریه و اصلا کم پیش میومد توی گیم‌نت موقع بازی کردن با بقیه برنده بشم. فقط از ته دلم می‌خواستم بدونم داستان اینا چیه. چرا این یارو پیرمرده (هیهاچی میشیما) توی تیکن سعی می‌کنه اون پسر جوونه (جین میشیما) رو بکشه، یا چرا وقتی توی مورتال کمبت ببازی پرت می‌شی روی یکسری تیغ (هنوز کابوسشو می‌بینم) و سوال‌های اینطوری.

این مال دوران قبل از اینترنته، زمانی که اصولا ما برای Lore هر چیزی چند صد ساعت محتوا نداشتیم و بین کسایی که بازی می‌کردن (اصولا بچه بودن) کسی انگلیسی بلد نبود که بفهمه تو این کات سین‌ها چی می‌گن. برای همین همه از خودشون داستان در می‌اوردن. یکی می‌گفت این یارو پلنگیه در اصل جان سینائه و طلسم شده. یکی دیگه می‌گفت غول مو قرمزه تو استریت فایتر (آکوما) تو تیکن بوده و داداش این پیرمردس (هیهاچی) و ازش که شکست خورده رفته یه چیز برای خودش راه انداخته (خیلی خنده‌داره که توی تیکن هفت آکوما هم اومد، مطمئنم یکی که اولین بار این داستان رو از خودش در اورده خیلی خوش‌حال شده).

در کل، چیزی که ما در موردش داستان این بازی‌ها می‌دونستیم یک اقیانوس بود و چیزی که سازنده‌هاش می‌دونستن یه فنجون کوچولوی آب. برای همین زمانی که بالاخره Lore داستانی این بازی‌ها رو فهمیدم از ته دلم ناامید شدم. هر سه‌تاشون واقعا داستان‌ها مزخرفی دارن ولی به طرز عجیبی من سال‌هاست که شیفته‌ی این دنیاهاییم که ساختن و هر از چند وقتی می‌رم توی مودِ "هر چیزی ازشون پیدا می‌کنی رو جذب کن" و میوفتم به جون بازی‌ها، فیلم‌ها، مقاله‌ها و... که یک‌جوری به این سه‌تا مربوطن.
More from @visualalchemist
  1. Oct 10, 2026برخلاف ادبیات گمانه زن (Speculative fiction) که توی ایران به حد کافی شناخته شده هست و کامی…
  2. Oct 4, 2026▫️جادوگری که خودش را مشکوک نگه می‌داشت The Wizard Who Kept Himself Suspicious▪️ اسکات لینچ…
  3. Oct 4, 2026اسکات لینچ از نویسنده‌های مورد علاقه‌ی منه و هر دفعه بحثِ فانتزی مدرن می‌شه از اولین اسم‌ه…
  4. Oct 1, 2026هفته‌ی دیگه سه‌شنبه (چهاردهم مهر) ما کنسرت «سیمرغ» رو داریم. این اولین کارگردانی من برای ی…
  5. Sep 28, 2026اول همه باید اعلام کنم که من ویراستار این کتاب برای نشر آرلین بودم. تجربه‌ی بسیار خوب و جا…
  6. Sep 28, 2026ریویوی من برای جلد اول Dungeon Crawler Carl به مناسبت چاپ شدنش:
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →