قبلا اینجا در مورد فرانک پال از کتاب Worlds Beyond Time یک نقل قول گذاشته بودم، اما هیچوقت خیلی جدی و دقیق پیگیر کارهاش نشده بودم تا همین دیشب که کتاب Time Machines The Story of the Science-Fiction Pulp Magazines from the Beginning to 1950 رو داشتم میخوندم.
سال ۱۹۲۶ هوگو گرنسبک اولین شمارهی مجلهی Amazing Stories رو چاپ کرد. این مجله اولین مجلهای بود که هدفش به طرز مشخصی "علمی-تخیلی" بود و برای اینکه شانسِ بیشتری داشته باشه توی بازار، تصمیم گرفتن که از لحاظ ظاهری توجه مخاطبها رو جلب کنن. برای همین سراغِ فرانک پال رفتن که تحصیلاتش توی زمینهی معماری بود و اون موقع حدود ده سال میشد که برای داستانهای مختلف تصویرسازی میکرد. مجلهی Amazing Stories به لطف همین استایلِ خیلی مشخص و Bold فرانک پال و قطعِ چاپ بزرگ تونست برای خیلیها جذاب باشه و برای چند سال جزوِ مجلاتِ مهم پالپ بود. فرانک پال هم اون دوران رقابتِ خیلی خوبی با طراحهای دیگه مثل هانس وسولوفسکی و هیو مککی داشته که خودِ همین رقابت باعث شد کاور مجلههای داستانی وارد یک دوران جدیدی بشه (این بحثش مال یه روز دیگهست که خوابم نبرده و کاری ندارم بکنم). تازه اولین کاورِ انتشارات مارول رو هم ۱۹۳۹ براشون طراحی کرد (این فقط فان فکته، ربطی نداشت).
تا اینجاش رو میدونستم از قبل، ویکی پدیا هم نوشته بود. چیزی که این کتاب میگفت بحث انتقادات خیلی گسترده و شدید به فرانک پال بود. مورخهای تاریخ علمی-تخیلی میگن فرانک پال قطعا توی محبوبیتِ این ژانر اثر داشته، اما استایل بچگونه و اشتباهاتی که توی طراحی داشته باعث شده که علمی-تخیلی برای مدت زیادی توی باتلاقِ "پالپ" گیر بیوفته و حداقل تا دههی پنجاه به سختی کسی اون رو جدی میگرفت. همین قضیه باعث شده که علمی-تخیلی توی بیشتر از یک قرن سعی کنه جای پای خودش رو توی ادبیات سفت کنه و همچنان، بعد از این همه سال، اونقدری که باید جدی گرفته نشه. گواهش هم اینه که جوایزی مثل پولیتزر و نوبل اصلا نویسندههای این ژانر رو جدی نگرفته، با وجود اینکه افرادی مثل اورسولا کی. لو گویین، جین ولف، جی. جی. بالارد و حتی ویلیام گیبسون لیاقتشو داشتن.
نمیدونم واقعا، به نظرم اونقدرم حرفِ بیراهی نیست. مشخصا اگه تاثیرِ فرانک پال روی آرتِ علمی-تخیلی، مخصوصا کاورها، رو زیاد بدونیم و بگیم خیلیها اصلا علمی-تخیلی رو برای دههها با ظاهری که فرانک پال تعریف کرده بود میشناختن. این تئوری که علمی-تخیلی رو جدی نمیگیرن و مهم نیست چهقدر نویسندهها بینقص باشن، تهش شانس چندانی برای جوایز اصلی ادبیات ندارن... دوتا نقطه داریم که وصل کردنشون سخت نیست. اعتقاد دارم اینکه صرفا تقصیر آرت استایلِ فرانک پال بوده اشتباهه، خیلی چیزهای زیادی دخیلن. اما تهش الان نمیتونم این نظرِ جدید رو از ذهنم بندازم بیرون.
البته ما ژاپن رو داریم با نویسندههایی مثل کازو ایشیگورو، کوبو آبه و هاروکی موراکامی که تقریبا تمام جوایز مهم رو گرفتن و بدون شک اونها رو میشه بخش مهمی از ادبیات علمی-تخیلی و فانتزی در نظر گرفت. اما بحثِ ژاپن متفاوته، اتفاقا خیلی هم طولانیه و اخیرا در موردش خوندم. اونم باشه برای یک روز دیگه.
Post #2217
728