این یک ماه اخیر خیلی Scythe بازی کردم، سه بار فیزیکی و خیلی دفعه هم نسخهی ویدیوگیمش.
حس میکنم خیلی مایلم در موردش صحبت کنم، یکسری چیز توی این بازی بود که کلا من بهش فکر نکرده بودم و راهِ حلهایی پیدا کرده بودن که حداقل تا الان من ندیده بودم کسی استفاده کنه. اول در مورد خود بازی توضیح باید بدم. یکی از معدود نمونههای جالب Alternative History ـه که توی دههی ۱۹۲۰ میگذره و تمرکزش روی شرق اروپائه. ملتهای مختلف دارن برای گرفتنِ یک کارخونه با هم میجنگن و هر کدومشون تکنولوژیهای مختلفی دارن که به نوعی مربوط میشن به رباتهای بزرگ (و جلوتر چیزهای دیگه، وقت نمیشه بگم). بعد شما اول بازی یک شخصیت (ملت) رو انتخاب میکنین، فیگور مخصوص داره و باید مکانهای مختلف رو کنترل کنین و یکسری آبجکتیو رو انجام بدین تا در آخر امتیاز بگیرین. اما در کل تمام اینها در خدمت دوتا چیز هستن:
۱. جزئیاتِ گیمپلی متفاوت از هر بوردگیمی که تا حالا دیدم
۲. داستان به شدت قوی
گیمپلی سایث اونقدر تفاوتی با بازیهای دیگهای که هدفشون "کنترل مناطق" هست متفاوت نیست، اما دوتا مکانیک خیلی جالب رو داره. میزان "محبوبیت" توی سایث اهمیت داره، آخر بازی بر اساس محبوبیت امتیازهای مختلف حساب میشه. در نتیجه توی کلِ بازی ما یک سیستم اخلاقی هم داریم که باید حواسمون باشه کارگر بقیهی پلیرها رو نزنیم چون از محبوبیت کم میکنه (میرن خونه به بقیه میگن ما وحشی بودیم). خودِ این باز یک لایه عمیقتر میشه:
Post #2138
458