در ادامهی اینکه سراغ بازیای شکست خورده میرم، آخر هفته یه نگاهی به Skull and Bones انداختم و فکر کنم پنج شیش ساعت بازی کردم، بعدشم آرت بوکش رو خوندم. راستش من برای این بازی هایپ بودم، چند هفته بعد از پرنس اف پرشیا قرار بود بیاد و مشخصا اون بازی رو خیلی دوست داشتم، تصور میکردم بالاخره یک بازی دزد دریایی درست و حسابی گیرم اومده. اما خب بازی خیلی سطحیه، یعنی شما بیایین این همه اشتباهِ گیمپلی رو بذاین کنار، تمام باگها رو هم در نظر نگیرین و فقط روی دنیاسازی تمرکز کنین، Skull and Bones اولش گولتون میزنه که یک دنیای بزرگ پر از داستانهای مختلفه، بعد میفهمین که اصلا داستانی وجود نداره و صرفا یکسری محیط با وایبِ یکسانن، اون محیطها هیچ گذشتهای نداره و صرفا اونجا وجود دارن.
یکم برام سخته تصور کنم که چطور این بازی نتونسته حداقل داستان رو درست در بیاره، همیشه اعتقاد داشتم نوشتن داستان با تم دزد دریایی راحتترین کاره و اصولا احتمال موفق نشدنش همیشه کمتره تا موفق شدن. ولی خب بعد از تست کردن بازی و خوندن آرت بوکش میگم اینا فقط یه چیزی ساختن، این که اینقدر طول کشیده برای این بوده که نمیدونستن چیکار میکنن و این توی بازی هم مشخصه. کانسپتهاش قشنگن، ولی چیزی برای گفتن ندارن، فقط قشنگن.
Post #2083
645
Visual Alchemist من انتظار داشتم Avowed یکی از بازیهای مورد علاقهی امسالم باشه، یعنی روی کاغذ همهچیز همونی بود که من دوست دارم. کلا Obsidian Entertainment تا قبل از این من رو ناامید نکرده بود، از فال اوت نیو وگاس گرفته تا Pillars of Eternity که به نظرم یکی از بهترین بازیهای…