رضا، رضایت، نارضایتی
واژهی «رضا» در عربی مصدر است و معنی «راضیبودن» میدهد. آنگونه که از گفتههای صاحبنظران برمیآید، در فارسی قدیم نیز این مفهوم را به همین صورت (و نه بهصورت «رضایت») بیان میکردهاند؛ چنانکه سعدی یکی از بابهای بوستان را «در رضا» نامیده یا حافظ میگوید: «رضا به داده بده وز جبین گره بگشای.» اما از آنجا که این لفظ نشانهای از مصدربودن در خود ندارد (مانند «ی» یا «یت» مصدری؛ چنانکه در «دشمنی» و «مرجعیت» میبینیم)، فارسیزبانان پسوندِ مصدرسازِ «یت» را به پایان آن افزوده و «رضایت» را ساختهاند.
بعضی از ادیبان کهنهگرا در چند دههی گذشته کاربرد «رضایت» بهجای «رضا» را روا ندانستهاند؛ اما این توصیه بیش از همه به این دلیل که برپایهی قاعدههای زبانی جز فارسی است، وجهی ندارد؛ چراکه هر زبانی قاعدهها و اصول خاصِ خود را دارد و نباید قاعدهها و اصولِ زبان دیگر را ملاک سنجش درست و نادرست در زبان قرار داد.
اما مفهوم مقابلِ «رضایت» را غالباً بهگونهای به کار میبرند که نه با قاعدههای زبانی جز فارسی، بلکه با قاعدههای خودِ فارسی ناسازگار است: «نارضایتی». غلامرضا ارژنگ در کتاب ویرایش زبانی بهشکلی سربسته دراینباره چنین توضیح میدهد که ما «نارضایت» و «نارضا» نداریم تا بتوان آن را بهصورت «نارضایتی» درآورد. بنابراین، بهجای «نارضایتی» باید «ناراضیبودن» را به کار برد (ارژنگ، ۱۳۹۰: ۱۶۶).
«نارضایتی» ساختهشده از «نا»ی منفیساز است بهاضافهی «رضایت» و «ی» مصدرساز. نخستین ایرادی که به ساختار این واژه میتوان گرفت، حشوِ آن است: جمعشدن «یت» مصدری با «ی» مصدرساز حشوآمیز است. اشکالِ دیگر این است که بهخلافِ آنچه در فارسی تداول دارد، «نا» در اینجا نه پیش از صفت، بلکه پیش از اسم قرار گرفته است؛ چراکه مصدر اسم است. صرفنظر از نمونههای کمشماری مثل «ناچیز» و «نافرجام» و «نافرمان» و «ناکس»، پیشوند «نا» پیش از صفت (یا اسمی که کاربرد صفتی هم دارد) میآید و آن را منفی میسازد:
نا+امن: ناامن
نا+آرام: ناآرام
نا+آگاه: ناآگاه
نا+بجا: نابجا
نا+برابر: نابرابر
نا+بینا: نابینا
نا+پاک: ناپاک
نا+درست: نادرست
نا+دقیق: نادقیق
نا+رفیق: نارفیق
نا+روا: ناروا
نا+سالم: ناسالم
نا+شایست: ناشایست
نا+شدنی: ناشدنی
نا+شناس: ناشناس
ولی «نارضایت» نهتنها اسم نیست، بلکه اصلاً در فارسی به کار نمیرود. درنتیجه، شایسته است بهجای «نارضایتی»، بگوییم و بنویسیم: «بیرضایتی»، «نارضایتمندی»، «ناراضیبودن»، «راضینبودن»، «رضایتنداشتن».
✖️اعتراض بهدلیل نارضایتی است.
✔️اعتراض بهدلیل بیرضایتی است.
✔️اعتراض بهدلیل نارضایتمندی است.
✔️اعتراض بهدلیل ناراضیبودن است.
✔️اعتراض بهدلیل راضینبودن است.
✔️اعتراض بهدلیل رضایتنداشتن است.
کتابنامه:
ارژنگ، غلامرضا، ۱۳۹۰، ویرایش زبانی برای زبان نوشتاری فارسی امروز، چ۱، تهران: قطره.
📄ویرِ ویرایش📄
محمد یوسفیشیرازی
t.me/virevirayesh
Post #456
4.62K