استادان ادبیات و مقاومت دربرابر شکستهنویسی
استاد حسن انوری در مصاحبهای که با عنوان «کتابهای مبتذل» در روزنامهی سازندگی (سال ششم، شمارهی ۱۴۰۴، صفحهی ۸) منتشر شده، بهاختصار نکتههای خوب و بدی دربارهی درستنویسی گفته است. بخشی از خوبیِ این گفتهها برمیگردد به انتقاد وی به بیمحتوایی (و بهتعبیر خودش، «ابتذالِ») کتابهای درسیِ ادبیات در نظام آموزشی ایران:
«متأسفانه کتابهای درسی فعلی بسیار بسیار قابلانتقاد هستند؛ مثلاً در کتاب هفتم که برای دانشآموزان نوشتهاند، داستانی با زبان و خط شکسته گذاشتهاند؛ مثلاً بهجای "میگویند" نوشتهاند "میگن" یا بهجای "بنشین" نوشتهاند "بشین". این زبان را در کتاب درسی دانشآموزان به کار بردهاند و این غلط محض است.»
در اینکه کتابهای درسیِ کنونیِ ادبیات، مبتذل و بیمحتوا و نامناسب است، بهگمانم صاحبنظران اکثراً متفقاند. با این نکته هم که شکستهنویسی در کتاب درسی نباید باشد، میشود با ملاحظههایی موافقت کرد. مثلاً میتوان استدلال کرد که نظام آموزشی باید در درجهی اول، زبان معیارِ ناشکسته را به دانشآموز یاد بدهد که ابزار مکتوبِ ارتباطی در فضاهای رسمی است و درسخواندهای که خواندن و نوشتن بهفارسی را میآموزد، در آینده باید بتواند بهخوبی به این گونهی زبانی بخواند و بنویسد. بنابراین، خصوصاً در سالهای آغازینِ یادگیری، اگر دانشآموز را با نوشتار شکسته روبهرو کنند (یا فراوان روبهرو کنند)، چهبسا ناشکستهنویسی را بهخوبی یاد نگیرد و کاربرد درستِ آن در ذهنش جاگیر نشود. اما درهرحال، شکستهنویسی «غلط محض» نیست و بهویژه با تغییرات اجتماعی و ارتباطیای که در سالهای اخیر پدید آمده، ضرورت و کاربرد آن را بههیچوجه نمیتوان انکار کرد.
این نکتهی بسیار مهمی است که غالب استادان سرشناس و بزرگِ زبان و ادبیات فارسی، غافلانه از آن چشم میپوشند. دورافتادن اینقبیل استادان از بطن جامعه و تغییراتی که بهلحاظ زبانی در آن پدید آمده، تا آنجا پیش میرود که بعضاً مدعی میشوند زبان شکستهی تهران را مردم شهرستان نمیفهمند؛ آنهم در زمانهای که رسانههای جمعی تا این حد فراگیر شده و گونهی گفتاریِ کمابیش معیارشدهای را از دل پایتخت تا دورافتادهترین روستاهای کشور به گوش و چشم زبانوران رساندهاند. در میان گفتههای استاد حسن انوری، این خطایی است که مخاطب را جداً حیرتزده میکند:
«زبان شکسته غیر از زبان رسمی است و غیر از تهران، در شهرهای دیگر کاربردی ندارد. زبان شکسته را مردم زاهدان و یا تبریز نمیفهمند؛ درحالیکه در کتاب درسی به کار بردهاند. بهکاربردن زبان شکسته، غلط محض است و حاکی از نادانی نویسندگان است.»
شکستهنویسی بیگمان لازمهی بخشی از ارتباطهای نوشتاریِ امروز است و انکار آن راه به جایی نمیبرد. بهجای انکار، شکستهنویسی را باید پابهپای ناشکستهنویسی آموزش داد.
📄ویرِ ویرایش📄
محمد یوسفیشیرازی
t.me/virevirayesh
Post #455
4.12K