اندکی درباب نشانهگذاری
۱. بخشش لازم نیست، اعدامش کنید.
۲. بخشش، لازم نیست اعدامش کنید.
حتماً این جمله (درواقع، این دو جمله) را یادتان هست. در کتابهای درسی، این جمله را برای ویرگولگذاری و اهمیتش مثال میآورند و میگویند گاهی ویرگول آنقدر اهمیت دارد که ممکن است با جابهجاشدنش، جان کسی نجات یابد یا ستانده شود.
اما هیچ دقت کردهاید که ویرگول در هر دو حالت بهنوعی نادرست است؟ درواقع، هیچیک از این دو جمله، نمونۀ درستی از کاربرد ویرگول نیست.
🔘در حالت اول، با دو جملۀ کامل و تمامشده روبهروییم و روشن است که هرجا جملهای کامل و تمامشده باشد، یکی از نشانههای پایان جمله (نقطه، نشانۀ پرسش، نشانۀ عاطفه) را در آخرش میگذاریم:
۱. بخشش لازم نیست. اعدامش کنید.
کسانی برای این نوع ویرگولگذاری به ملاکی ناروشن و بسیار نسبی استناد میکنند و میگویند وقتی دو جملۀ دستوریِ کامل پیوندِ معنایی محکمی با هم داشته باشد، بینشان ویرگول میگذاریم. عدهای هم در این جایگاه، یعنی وقتی پیوند معنایی محکمی بین دو جمله برقرار است، نقطهویرگول میگذارند. این هر دو شیوه، نادرست است و با معیارهای انسجام متن سازگار نیست.
اولاً برای اینکه دو جمله را ازنظر معنایی دارای پیوند محکم بدانیم، باید بهدنبال چه ویژگیهایی باشیم؟ چه چیز دو جمله را از این نظر به هم پیوند میدهد و چه چیز آنها را از هم جدا میکند؟ هیچ روشن نیست. «پیوند معنایی محکم» امری نامشخص است و نمیتوان معیاری عینی و همهپذیر برایش جُست. بسیار محتمل است که کسی دو جمله را از این نظر دارای پیوند بداند و میانشان ویرگول یا نقطهویرگول بگذارد و کسی دیگر آنها را از این حیث نامرتبط ببیند و بینشان نقطه بنشاند. ازاینرو، بهتر است برای نشانهگذاری، تا حد ممکن به معیارهای صوری و عینی رو بیاوریم و نه معیارهای معناییِ مبهم.
ثانیاً این شیوۀ نشانهگذاری با اصول انسجام متن نمیخواند. در هر متن منسجمی که با دقت و حساسیت نوشته شده باشد، هر جمله تکمیلکنندۀ جملۀ قبل و مقدمهای برای جملۀ بعد است و بهنحوی پیوند معنایی محکمی با قبل و بعدش دارد (در اصول پاراگرافنویسی به اینقبیل نکتهها میپردازند). پس میشود گفت همۀ جملهها با هم پیوند معنایی محکم دارد و درنتیجه، باید بین تکتک جملههای متن، ویرگول یا نقطهویرگول گذاشت. ولی چنین حکمی را هیچکس نمیپذیرد؛ حتی کسی که به آن ملاکِ نشانهگذاری پایبند است و آن را صحیح میداند. بهتعبیری، باید گفت در متن منسجم و سنجیده، جایگاه جملهها خود بهتنهایی نشاندهندۀ پیوند معناییِ محکم آنها است و نیازی نیست این پیوند را با نشانههایی مثل ویرگول یا نقطهویرگول آشکار کنیم. بهسخن دیگر، صِرف اینکه دو جمله پشتسرهم آمده، ارتباط معنایی آنها را نشان میدهد و به ویرگول یا نقطهویرگول احتیاجی نیست؛ مثلاً: «امروز صبح جمشید آمد. قرار بود بیاید. دیروز خودش زنگ زد و گفت که میآید.»
ثالثاً یکی از اصول درستنویسیِ فارسی امروز، کوتاهنویسی جمله و پرهیز از درازنویسی است. بهعبارت دیگر، هر جمله را تا میشود، باید کوتاه کرد تا مخاطب هرچه آسانتر آن را بخواند و گامبهگام تکههای متن را کنار هم بچیند و بیدستانداز و بیگره، کل متن را درک کند. یکی از جلوههای مهمِ این اصل، نشانهگذاری است. در نشانهگذاری نیز باید بکوشیم تا میتوانیم، هر جملۀ کامل را مستقل بگیریم و مستقل نشانهگذاری کنیم. گذاشتن ویرگول یا نقطهویرگول در پایان جملهای که ازنظر دستوری تمام شده، بیسبب ذهن مخاطب را در حالت تعلیق میگذارد و پیگیری مطلب را برایش دشوار میسازد. نقطه (و بقیۀ نشانههای پایان جمله) باعث میشود مخاطب بعد از جملۀ تمامشده نفسی تازه کند و سپس خواندن را پی بگیرد.
🔘در حالت دوم نیز همچنان با دو جملۀ کامل و تمامشده روبهروییم. جملۀ اول («بخشش») شبهجمله است؛ یعنی صورت زبانی بیفعلی است که معنیِ فعل را در خود دارد و درنتیجه، جملۀ کامل محسوب میشود. بهتعبیر بهتر، «بخشش» در اینجا یعنی «او را ببخشید» یا «او را بخشیدیم». این شبهجمله بهدلیل حالت خطابیای که در آن است، با نشانۀ عاطفه میآید: «بخشش!» جملۀ دوم هم خود جملۀ کاملی است که در پایانش نقطه میآید:
۲. بخشش! لازم نیست اعدامش کنید.
📄ویرِ ویرایش📄
محمد یوسفیشیرازی
http://t.me/virevirayesh
Post #236
17.5K