TGViewer
Channel Public Channel
وردة حمراء🥀

وردة حمراء🥀

@vardeahmar

و گاهی دیدن چه آرام خستگی چشمانت را می‌تکاند، همانند دیدن یک‌ گل‌سرخ ...
صفحه‌ای شخصی شبیه همان دفتر خاطرات...

@vardeahmar
Subscribers
1.51K
Photos
390
Videos
27
Links
28

Showing posts older than #1995 · Back to latest

Older Posts 12 shown
Post #1990 1.24K
وردة حمراء🥀 طلوع🧡
طلوع📸💛

اللهم صل علی نبینا محمد 🤍
Post #1982 975
شب بود و همه زیر نور روشن مهتاب مشغول بگو بخند...
گوشه‌‌ای دور از نگاه‌ کسی تخمه‌‌ها را شکسته و در اطراف پخش میکرد.
پرسید چه میکنی؟!
گفت: فردایی که آنقدر ناچاریم و محتاج
شاید سیریِ شکمِ مورچه‌ای نجاتمان داد...
عادتش این است به فکر فرداست هميشه، آن هم از راهی که به ذهن کمتر کسی میرسد...

به یاد داری که او هم نجات را مال خود کرد آن هم با رفع تشنگی سگی در لنگه کفشش...

#یادآوری
Post #1981 1.01K
طلوع🧡
Post #1980 969
ایستاده در آستانه‌ی روز
پنهان کرده بود خود را
شعله‌ی پُرشرر خورشید
در پس ابرهای فشرده و سیاه
کبوتر دم غروب تاب‌بازی‌اش گرفته بود
با سمای سیم برقهای سرد و ژولیده‌ی کوچه
بوی انجیرهای رسیده پیچیده بود در حیاط
شبدر اما غمگین
در فراغ پروانه‌ای که دیشب از سرما
زیر پروبالش خزیده بود
و دخترک...
و دخترک قلم می‌‌برد
بر صفحه‌ی سفیدِ دفترِ شعرهایش
دستهای محجوب خیال را
می‌برد در گنجه‌ی احساس
مشتی امید برداشته
پاشاند بر رخِ رنجیده‌ی روزهایش...
شاید قهر خورشید برود
یار شبدر هم شب بیاید
و غزلی دیگر زاده شود در دامن امن دفتر...

🖊ورده
Post #1979 895
و کاش بدانیم...
Post #1978 916
فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ
(ای پیغمبر!) گذشت زیبائی داشته باش.[حجر/٨٥]


بخشیدن و گذشت‌، زمانی ارزشمندی‌اش نمایان میشود که با عمل به این امر نورین همراه شود.
گذشتی که در ضمن و پس از آن طعنه و سرزنشی نیست.
چرک دل را طوری بشویی که دیگر نه در سایه‌ی منتی بیاساید نه نسیم تمجیدی خنکش کند.
گذشتی که کرامتی را نشکند و غروری را خدشه‌دار نسازد، اگر طرف مقابلت آن را درک نکند یا حتی نخواهد.
گذشتِ زیباست که تلاش اصلاح و جبران را در دلها زنده میکند، غیر این نه دلت آسوده است نه میتوان مانع رشد بذر کینه شد.
باورکن گذشتِ زیبا، زیبایی را به قلبت میخواند و تو در سایه‌ی آسودگی‌اش خوشبختی، حتی اگر کسی آن را نبیند و قدر نداند.

#باقرآن
Post #1977 1K
هست را گر قدر ندانی میشود بود...🤍
Post #1976 1.04K
وقتی میان درست‌ونادرست موضع میانه میگیری، مبینی که در خلوت خود سمت نادرست ایستاده‌ای...
Post #1975 1.18K
یکی از زیباترین و ستودنی‌ترین ویژگی‌های مادرم، احترامی است که همواره در کانون گرم خانه برای پدر قائل است. این خصلت او، ستونی محکم برای آرامش و ثبات خانواده‌مان شده است. هرچند که مانند دیگر زوج‌ها، گاهی میانشان شکرآب است! اما مادر، هرگز اجازه نداده است که ما به این حریم خصوصی سرک بکشیم و با گلایه‌های زنانه، جایگاه پدر را در نگاه ما کوچک نکرده است.
او حکیمانه عمل می‌کند. گاها که برادرم از بی‌حوصلگی‌های پدر به ستوه می‌آید و نزد مادرم گلایه می‌کند، مادر با اینکه حق را به او می‌دهد، اما فضایی برای پیشروی و موضع‌گیری علیه پدر ایجاد نمی‌کند. او با این کار به ما می‌آموزد که احترام به پدر، فراتر از هر گله و شکایتی است.
گاهی با خود می‌اندیشم که این بذر عمیق محبت و احترامی که در دل ما نسبت به پدر کاشته شده و گاه از عشق ما به مادر نیز پیشی می‌گیرد، ریشه در حکمت و نگاه بلند مادرم دارد. او همیشه پدر را بر ما مقدم می‌داند و گاهی این را به زبان آورده و می‌گوید: «درد و بلاش به جانمان»! که این، ژرفای عشق و ارادت او را به پدر نشان می‌دهد.
مادر برای بیان دلخوری‌هایش از پدر که مردی کم‌حرف و آرام است، مرا واسطه می‌کند و همیشه تاکید می‌کند که: « این‌ها را وقتی من نبودم به پدرت بگو.» مبادا پدر گمان کند که من طرف مادر را می‌گیرم. این رفتار حکیمانه، اوج عشق عمیق و احترام متقابل بین آن‌ها را به نمایش می‌گذارد.
بی‌دلیل نیست که قرآن کریم، زوج‌ها را لباس یکدیگر می‌داند. خوشا به حال خانه‌ای که زن و مردش به راستی لباس هم باشند؛ پوششی برای عیوب، مایه‌ی زینت و آرامش‌بخش دل یکدیگر. مادر من، زنی روستایی است که مکتب نرفته، اما درسی که او به ما آموخته، در هیچ مدرسه‌ای پیدا نمی‌شود. شایسته است که او را در این مقال، معلمی فرزانه دانست.
#روزنوشت
Post #1974 923
خلوت شامگاهی طبیعت
Post #1972 986
صلوات سرمه‌ی آن چشمان اشک آلودیست که منور به‌دیدار نشد..

اللهم صل علی محمد و علی ال محمد 🤍
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →