TGViewer
وردة حمراء🥀 وردة حمراء🥀 @vardeahmar · 1.53K subscribers
Post #1343 1.28K
این فراغت دو نفره، بعد از شلوغی‌ِ امروز عید دیدنی، زیرِ نورِ کم سوی سکو و البته خوردن گیلاس‌های ترد و آبدار با چاشنی خاطرات پر از درس مادر بزرگ، عجیب می‌چسپد.

هوایی خنک که به تازگی از کوه‌های اطراف بر آمده از پنجره کوچک شمالی به داخل وزیدن میگیرد، گرما هیچ، قلب تب‌دارم را هم خنک میکند.
سکوت در سکوت تنیده شده، و گاهی صدای جیر‌جیرک این رشته را پاره می‌کند.

تاریکی آبادی بیشتر به مهتاب مجال خودنمایی می‌دهد که دقیقا در موازات مناره مسجد که تصویر ماهی کوچک برا آن حک شده است دلربایی میکند.

برایم می‌گوید:
از روزگاران دور
خیلی دورتر
آن روزها که خود دختری هم‌سن من بوده، از سختی‌ها، رنج‌ها، صبوری‌کردن‌‌ها...
چرا اینقدر با نجابت حرف می‌زند؟!

این وسط چشم‌هایش هم کز شده؛ چراکه عادت دارد زود بخوابد که نکند استغفار سحر قضا شود.
چرا میگویم قضا؟
چون انگار آن را بر خود فرض کرده است.
میخوابد...
و بعد چندی صدای نفس‌های بلند که گاهی خروپف میشود بلند شده و در سکوت اتاق می‌پیچد.
به صورت غرق در خوابش که در روسری سفید گل انداخته، نگاه میکنم، انگار این زیباترین صدایست که دوست دارم در این حال و هوا بشنوم.
صدایی که پیام رسان زندگیست.
این خروپف‌هایش برایم باارزش‌ شده دقیق همان لحظه که آخرین نفسِ پدربزرگم را شنیدم؛ همان‌که مهر خاموشی را بر قلبش زد.

بالایِ سکوی پنجره می‌نشینم
چقدر دلتنگ این اتاق بودم آن هم به وقت شبش.
برای منی که از نور و صدای زیاد بیزارم و این مدت آنقدر دیده و شنیده‌ام که کامل دلم را زده‌ است، اینجا آرامش پاورچین پاورچین آمده و بر قلبم جا خوش میکند.
چه خوب است اینجا ماندن
و هر شب این سکوت را نفس کشیدن
و با طلوعِ اولین بوسه‌های نور بر قله‌کوه، هم نوا با پرندگان تسبیح گفتن.
وظهرها که بی خوابی به سرم زد به رسم کودکی درخت‌های سقف را شمارش کردن.
و خنکی عصر که حاکم شد آیات را با تدبر مزه مزه کردن.
چه ناب باشد غروب‌ها شعری از قلب برآمده، کنار پنجره کوچک رو به چشمه وسط باغ سرودن...

یعنی میشود ماند و این رویا را تا ابد زندگی کرد...

🖊ورده
شبِ عید ۰۳/۰۳/۲۷
#اتاق‌ـ‌بالای‌ایوان
More from @vardeahmar
  1. Oct 16, 2026رزق، راهش را بلد است حتی اگر ما نشانی‌اش را ندانیم... نگران نباش...
  2. Oct 16, 2026رزقی که راهش را بلد بود... می‌گفت تازه زندگی‌مان را شروع کرده بودیم. همسرم به‌تازگی مغازه‌…
  3. Oct 16, 2026گاهی یک اتفاق ساده، عمیق‌ترین درس‌های توکل را به ما می‌آموزد... روایتی از روزهای آغاز یک ز…
  4. Oct 16, 2026Post #2435
  5. Oct 14, 2026معیار دوگانه‌‌تون واقعا تماشایه. برای دختران آذربایجان، قانون برداشتن حجاب را به رخ می‌کشی…
  6. Oct 14, 2026غروب بارانی و تاریک آخر هفته‌ی پاییز است. تازه از مدرسه برگشته‌ای. چکمه‌های سبزت، گِلی و س…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →