TGViewer
Channel Public Channel
๛ وارستگی ๛

๛ وارستگی ๛

@varastegi_ir

✍🏻 سیدعلی روح‌الامین
● دانشجوی دکتری فلسفه‌ی هنر
● طلبه سطح چهار حوزه‌علمیه‌قم

📩 ارتباط @alirooholamin
🔍 سایت: www.varastegi.ir

(نقل مطالب، با ذکر لینک کانال رواست)
Subscribers
945
Photos
315
Videos
76
Links
687
Recent Posts 20 shown
Post #2220 122
๛ وارستگی ๛ ‌ ‌ 💠 در فتاد اندیشه‌های دکتر سید محمدتقی چاوشی و امکان گشایش افقی در تاریخ تفکر معاصر ایران ✍🏻 به قلم دکتر مهدی صدفی 🔸 به‌جرئت می‌توانم بگویم ــ به قدر وسع و در حد آنچه دیده و جسته‌ام ــ در تاریخ معاصر کشورمان کمتر کسی را می‌شناسم که به اندازه دکتر سید…
‌ ‌
ادامه پست قبل...

🔹 با این‌همه، به گمان من، میان کوشش برای شناخت جهان جدید و جرئت مواجهه با بنیادهای آن تفاوتی هست. چه‌بسا کسانی تا آستانه این مواجهه پیش آمده باشند، اما از عبور از آن تن زده باشند؛ از آن رو که به‌درستی دریافته بودند این مواجهه، اگر جدی گرفته شود، چه اندازه بنیان‌های مألوف فهم را به لرزه درمی‌آورد و چه هزینه سنگینی از انسان طلب می‌کند. آنان اهل سلامت بودند و شاید همین سلامت، اقتضائات و محدودیت‌های خود را داشت.
🔸 اما استاد چاوشی، دست‌کم آن‌گونه که من ایشان را شناخته‌ام، در آستانه مواجهه‌ای که نه می‌توان از دشواری‌اش چشم پوشید و نه می‌توان به بهانه دشواری، از آن روی گرداند، ایستاده‌اند. اهمیت ایشان برای من فقط در گستره خوانده‌ها یا کثرت تأملاتشان نیست؛ در این است که امکان دیگری از مواجهه با جهان را پیش چشم می‌گذارند.
🔹 گویی مسئله، دیگر افزودن دانشی بر دانش‌های موجود نیست، بلکه دگرگون‌کردن نسبت ما با دانستن و اندیشیدن است؛ اینکه بتوانیم از میراث خود آغاز کنیم، به جهان جدید گوش بسپاریم و در این رفت‌وآمد، نه خود را از دست بدهیم و نه از فهم دیگری عاجز بمانیم.
🔸 اگر چنین باشد، راهی که استاد گشوده‌اند، راهی شخصی و متعلق به یک فرد باقی نمی‌ماند. مسئله‌ای تاریخی را پیش روی ما می‌گذارد که مدت هاست با صورت‌های گوناگون از آن می‌گریزیم، یا آن را به انتخابی ساده میان سنت و تجدد فرو می‌کاهیم. حال آنکه شاید دشواری اصلی درست در همین باشد که از این دوگانه عبور کنیم، بی‌آنکه تفاوت‌ها و تعارض‌های واقعی را انکار کرده باشیم؛ راهی برای اندیشیدن بیابیم که نه در حصار گذشته محبوس بماند و نه در برابر هر امر نوپدید، تسلیم و مبهوت شود.
🔹 این است که مواجهه با چنین استادی، وظیفه ما را سنگین‌تر می‌کند. اگر ایشان عمری را در این راه صرف کرده‌اند و جان خویش را در گشودن این افق فرسوده‌اند، بر ماست که دست‌کم درنگ کنیم و به ثقل آنچه پیش روی ما نهاده‌اند بیندیشیم. ستایش استاد، اگر به تکرار نام و برشمردن فضائل محدود بماند، چه‌بسا خود حجابی بر سر راه فهم او شود. ادای حق چنین استادی، در جدی‌گرفتن مسئله‌ای است که زندگی فکری‌اش را وقف آن کرده است؛ مسئله‌ای که از ما می‌خواهد بار دیگر درباره نسبت خود با میراث، با جهان جدید و با امکان تفکر بیندیشیم.
🔸 من هنوز در آغاز راه فهم این مسئله‌ام و آنچه می‌گویم، بیش از آنکه حکمی نهایی درباره جایگاه استاد در تاریخ اندیشه ایران باشد، شهادتی است از سر مواجهه‌ای شخصی و جست‌وجویی پیگیر.


🔻 در کانال “چاووش” قرار است بخشی از آثار و اندیشه‌های استاد دکتر سید محمدتقی چاوشی منتشر شود:
🔹 تلگرام:
https://t.me/Chawousch
🔸 اینستاگرام:
https://instagram.com/Chawousch
🔰 ایتا:
https://eitaa.com/Chawousch
‌ ‌
‌ ‌
Telegram دکتر سید محمدتقی چاوشی «چاووش»؛ کانال نشر آثار و اندیشه‌های استاد دکتر سید محمدتقی چاوشی
  • ❤ 1
Post #2219 114
๛ وارستگی ๛ #یادداشت 💠 در فتاد اندیشه‌های دکتر سید محمدتقی چاوشی و امکان گشایش افقی در تاریخ تفکر معاصر ایران ✍🏻 به قلم دکتر مهدی صدفی 🔻 مطالعه یادداشت در لینک زیر: https://varastegi.ir/4551 ‌ ‌ ‌
‌ ‌
💠 در فتاد اندیشه‌های دکتر سید محمدتقی چاوشی و امکان گشایش افقی در تاریخ تفکر معاصر ایران

✍🏻 به قلم دکتر مهدی صدفی

🔸 به‌جرئت می‌توانم بگویم ــ به قدر وسع و در حد آنچه دیده و جسته‌ام ــ در تاریخ معاصر کشورمان کمتر کسی را می‌شناسم که به اندازه دکتر سید محمدتقی چاوشی در قلمروهای متنوع فلسفه اسلامی و غرب (یونان، قرون وسطی و معاصر)، ادبیات فارسی-عربی-روسی، سینما، فقه و اصول، عرفان، تفسیر، تاریخ و دیگر شاخه‌های علوم انسانی مطالعه کرده، در آن‌ها تأمل ورزیده و از رهگذر این مواجهه‌های گسترده، به فهمی چنین فراگیر دست یافته باشد.
🔹 بی‌تردید کسانی بوده و هستند که بیش از این خوانده‌اند؛ سخن من اما صرفاً بر سر حجم مطالعه نیست. مسئله، تنوع میدان‌های مواجهه، هضم و فهم آنچه خوانده شده و از همه مهم‌تر، امکان اندیشیدن در باب این کثرت و بازیافتن نسبتی میان آن‌هاست.
🔸 اینکه کسی بتواند این‌همه را نه همچون انبانی از اطلاعات، بلکه همچون موادی برای تفکر پیش روی خود بگذارد، به‌راستی امر نادری است.
🔹 البته مقصودم آن نیست که تاریخ این سرزمین پیش از ظهور چنین امکانی، از متفکران بزرگ و صاحبان فهم عمیق بی‌بهره بوده است. برعکس، میراث معرفتی ما بر شانه‌های بزرگان بسیاری استوار است؛ مردانی که هر یک به نحوی در قوام‌بخشیدن به افق فهم کنونی ما سهم داشته‌اند.
🔸 اما از حدود دو قرن پیش، با مواجهه تاریخی انسان ایرانی-اسلامی با انسان اروپایی و جهان نوپدید او، مسئله‌ای دیگر نیز پیش روی ما قرار گرفت. این مواجهه، صرفاً به معنای آشنایی با چند نام و اصطلاح، خواندن چند کتاب ترجمه‌شده یا تسلط بر زبان مفاهیم جدید نیست.
🔹 مواجهه حقیقی آن‌گاه آغاز می‌شود که انسان جرئت کند بنیان‌های فهم خویش را در معرض پرسش قرار دهد؛ نه از میراث خود بگریزد و نه جهان جدید را به چند داوری از پیش‌آماده فروبکاهد.
🔸 من، با همه جست‌وجویی که در میان زندگان و درگذشتگان کرده‌ام، کسی را نمی‌شناسم که در این میدان، به اندازه دکتر چاوشی برایم نمونه‌ای چنین برجسته و اثرگذار بوده باشد.
🔹 این سخن را نه از سر مبالغه می‌گویم و نه برای افزودن بر قدر و منزلت استادی که خود، بیش از هر ستایش بیرونی، در کار اندیشیدن و خواندن شناخته می‌شود.
🔸 می‌دانم که در این دو قرن، بزرگانی بوده‌اند که مجاهدت علمی‌شان گران‌سنگ و فهم فلسفی‌شان یا حتی یافت عرفانی‌شان شایسته احترام است؛ کسانی که در سنت فکری ما کارهای سترگ کرده‌اند و نمی‌توان سهمشان را در شکل‌گیری افق کنونی اندیشه نادیده گرفت.

ادامه در پست بعدی...
‌ ‌
‌ ‌
  • ❤ 2
Post #2218 102
#یادداشت

💠 در فتاد اندیشه‌های دکتر سید محمدتقی چاوشی و امکان گشایش افقی در تاریخ تفکر معاصر ایران

✍🏻 به قلم دکتر مهدی صدفی

🔻 مطالعه یادداشت در لینک زیر:
https://varastegi.ir/4551
‌ ‌
‌
Post #2216 130
🔸 "به من بگو ترجمه چیست تا بگویم کیستی!" (مارتین هایدگر)
"Sag mir, was du vom Übersetzen hältst, und ich sage dir, wer du bist."
🔹 هیدگر این جمله را در درس‌گفتار "Hölderlins Hymne, Der Ister“ می‌آورد؛ آنجا که بحث را با این پرسش آغاز می‌کند: چه کسی و بر چه اساسی درباره درستی یک ترجمه تصمیم می‌گیرد و درباره ی آن داوری می‌کند؟
🔸 او تأکید می‌کند که برای فهم معنای واژگان، رجوع به فرهنگ‌های لغت و منابع مشابه کافی نیست؛ زیرا هر یک از این منابع نیز بر نوعی تفسیر از زبان استوارند.
🔹 بنابراین، هر ترجمه‌ای ناگزیر مستلزم نوعی تفسیر است. دشواری ترجمه، در اساس، مسئله‌ای فنی نیست، بلکه به پی_وند انسان و زبان بازمی‌گردد.
🔸 در اينجا ست که هیدگر می‌گوید:
"Sag mir, was du vom Übersetzen hältst, und ich sage dir, wer du bist."
🔹 بر این مبنا، می‌توان گفت "زبان"، در ذات خود، با ترجمه و تفسیر پی-وندی ناگسستنی دارد؛ خواه درون یک زبان، خواه در نسبت با زبان‌های مختلف.
🔸 در اینجا، زبان دیگر صرفا به مثابه ابزار یا امری ازپیش‌تعیین‌شده نیست ــ آن‌گونه که در برخی رویکردهای فیلولوژی کلاسیک دیده می شود ــ بلکه، به تعبیر هیدگر، "خانه ی وجود" است! لذا تعبیر "بیان" در اینجا به معنای "Expressing" رساتر از "زبان" است؛ آشکارگی پی_وند انسان و هستی در زبان. به بیان دیگر، قوام‌یافتن معنا در زبان!
🔹 از این نگر، چنانکه هیدگر نیز تأکید می‌کند، کار مترجم این نیست که کوهستان متن را بتراشد و آن را به دشتی هموار بدل سازد تا خواننده بی‌هیچ زحمتی از آن عبور کند؛ یا به تعبیری، از ارتفاع متن بکاهد و آن را به امری دم‌دستی، سهل‌الوصول و مشت‌پرکن تبدیل کند بلکه کار مترجم آن است که خواننده را برای مواجهه و پی_وند با متن (وجودِ کتبی/لفظی) و صعود به قله آن آماده کند.

💠 کانال و سایت وارستگی:
🔺 @varastegi_ir
🔎 http://varastegi.ir
‌
  • ❤ 3
Post #2215 230
๛ وارستگی ๛ ‌ ‌ 🔸 عرض کردم: وقتی به قم آمدم، یک‌دور سراغ درس اساتید رفتم تا ببینم کدام درس به دلم می‌نشیند. اما خسته شدم از وراجی‌ها و ابراز لحیه‌های توخالی و پوچ... ساعت‌ها تدریس و مباحثه و گفت‌وگو ولی دریغ از اندکی درد تفکر! 🔹 فرمود: راست است که یه موقع معلمی یه نکته…
‌ ‌
بعدا به این خیلی فکر کردم که فرمود حتی طریقیت هم ندارد!
‌ ‌
Post #2214 215
๛ وارستگی ๛ ‌ ‌ 🔸 عرض کردم: صبح‌ها که چشمانم را باز می‌کنم با خودم میگم وای این همه کارِ نکرده دارم. از مطالعه صدها جلد کتاب فلسفه و رمان تا دیدن صدها فیلم و سریال و شنیدن صوت درسگفتار و... ضمن این‌که به‌اندازه یک اقیانوس سوال دارم! 🔹 فرمود: گاهی برکت یک عمر و رزق و…
‌ ‌
🔸 عرض کردم: وقتی به قم آمدم، یک‌دور سراغ درس اساتید رفتم تا ببینم کدام درس به دلم می‌نشیند. اما خسته شدم از وراجی‌ها و ابراز لحیه‌های توخالی و پوچ... ساعت‌ها تدریس و مباحثه و گفت‌وگو ولی دریغ از اندکی درد تفکر!

🔹 فرمود: راست است که یه موقع معلمی یه نکته میگه تموم عمرمون پر میشه و در حسرت فهمش، می‌سوزیم. و گاهی سال‌ها حرف می‌زند استادی، فقط هنر که بکنیم می‌فهمیم صدرا و شیخ و آخوند خراسانی و امثالهم چی گفته‌اند.

🔸 عرض کردم: در مصاحبه پذیرش دوره دکتری، وقتی گفتم که چند سالی است هایدگر می‌خوانم، یکی از اساتید حاضر در جلسه، پرسشی از غزالی مطرح کرد که نتوانستم پاسخ دهم. بادی به غبغب انداخت و گفت: اگر به جای کتاب‌های هایدگر، کتب علمای خودمان را خوانده بودی الان از پسِ این سوال بر می‌آمدی! در جواب گفتم: من از سر تفنن یا تبختر سراغ این کتاب‌ها نرفته‌ام و به یک معنا حتی علاقه هم نداشته‌ام که به جز قرآن و سنت خودمان چیز دیگری بخوانم. اما پرسشی به جانم افتاد که بی‌اختیار من را به این سمت و سو بُرد. درد و آتشی بود که فقط می‌توانم این‌گونه وصفش کنم: من خسی بی سر و پایم که به سیل افتاده / او که می‌رفت مرا هم به دل دریا برد... شما هم اگر بتوانید عطشی به جان من بیندازید که در غزالی آرام گیرد قول می‌دهم شبانه‌روز غزالی بخوانم (و بعد در دلم گفتم که او حرفم را نفهمید و چطور بفهمد وقتی خودش نه از سر درد بلکه به خاطر اظهار لحیه غزالی خوانده است...)

🔹 فرمود: آری برای آن‌ها، غزالی یا هایدگر موضوعیت داره ولی برای من و تو، حتی طریقیت هم ندارند. بخند عزیزجانم!

💠 کانال و سایت وارستگی:
🔺 @varastegi_ir
🔎 http://varastegi.ir
‌
  • ❤ 5
Post #2213 291
‌ ‌
🔸 عرض کردم: صبح‌ها که چشمانم را باز می‌کنم با خودم میگم وای این همه کارِ نکرده دارم. از مطالعه صدها جلد کتاب فلسفه و رمان تا دیدن صدها فیلم و سریال و شنیدن صوت درسگفتار و... ضمن این‌که به‌اندازه یک اقیانوس سوال دارم!

🔹 فرمود: گاهی برکت یک عمر و رزق و روزی بیست سال در شنیدن و فهمیدن و اندیشیدن به یک جمله است! گمان نکنیم که زیادی خواندن و بسیار فیلم دیدن و غرق در کتب مختلف شدن و... کسب معرفت است. نیست والله که نیست. کدام امام یا نبی یا متفکر با خواندن به چیزی رسیده است؟ دعا می‌کنم خداوند به حقیر و شما معرفت مرحمت فرماید!
وقت را ما می‌سازیم. کسی وقت را به ما نمی‌دهد. هر دم که تفکری رخ می‌دهد وقت ماست. الباقی عمر گذراندن است. ما می‌توانیم (بالمعنی‌الامکان) ابوالوقت باشیم. کسی که ابوالوقت است، زمان ذیل اوست. به این معنا زمان بر زبان مقدم است.
دریدا نفهمیده که زبان مقدم است و فوکو همین را به او تذکر داده است. اما فوکو نفهمیده زیرا زمان مقدم است اگر ما زمان-ساز (بمعنی کوک کننده) باشیم. پس، نه دریدا متفکرانه سخن گفته و نه فوکو به بیانی متفکرانه رسیده است. اما در عین‌حال، فوکو می‌گوید من سه هزار صفحه دست‌نوشته درباره هایدگر دارم.
تفکر اما دادنی‌ست. خواندنی نیست. تفکر در تجربه‌ی وقت و غربت زمان و بخشش محبت (فتوت) و شاعرانه-زیستن، تجلی می‌یابد. هرچه شکرانه کنیم، بیشتر مدد می‌رسانند. فراموش می‌کنیم که شکرانه تفکر، تفکر است.
هرچه پرسش‌هایمان دقیق‌تر، ژرفای تفکر بیشتر. قرار نیست به بطن چیزی برویم یا برسیم؛ آرزو می‌کنم در سطح هستی، شناور بشویم از آن‌که هستی که بطنی ندارد. نادان او که گمان کند هستی، پسِ پشت موجودات است. موجودات همان وجودند از آن حیث که قابل فهم نیستند. اگر هستی جدای از موجودات بود که موجودات به فهم می‌آمدند. اما عویصه اینجاست که ما نمی‌توانیم حتی یک موجود را بشناسیم. اگر حقیقت موجودات، وجود بود که بفرمایش مرحوم علامه در تقریر برهان صدیقین، با اثبات یک موجود، واجب بمثابه ذات و بنیاد موجودات قابل اثبات می‌شد. اما مگر وجود قابل اثبات است؟ می‌گویند به وجود حق می‌رسیم و به ذات او نه. پس، ذات وجود باید چیزی غیر از وجود باشد...

🔸 در دلم گفتم: اگر بیست سال به همین نکته فکر کنم جا دارد...


💠 کانال و سایت وارستگی:
🔺 @varastegi_ir
🔎 http://varastegi.ir
‌
  • ❤ 9
Post #2212 234
‌ ‌
🔸 حقیقت نیهیلیسم، ظهور و غلبهٔ شیطان است. نیهیلیسم از وقتی آغاز می‌شود که شیطان آدم را سجده نمی‌کند. اصلاً راسیونالیسم از آن وقت حاصل می‌شود.
🔹 کسی نگوید که این‌ها با عقل مخالف‌اند و دشمن عقل و عقل‌ستیزند. در اینجا عقل به تمام معانی آن و مخصوصاً عقل کلی و عقل کل و عقل هدایت و حتی قوهٔ درک کلیات منظور نیست، بلکه مراد غلبهٔ عقل ظاهر بین و مصلحت‌اندیش است. به این معنی شیطان راسیونالیست بود و به جای اینکه موقع را درک کند قیاس کرد. شیطان عقل قیاسی به کار برد.
🔸 نیهیلیسم نمی‌تواند از شیطان جدا شود. شما بلافاصله به نظرتان می‌رسد که چگونه است که مردی مثل نیچه سخن خودش را، نیهیلیسم خودش را، به زبان زرتشت می‌گذارد که مظهر ایزد در مقابل اهریمن است. پاسخ گفتن به اینکه چرا با همهٔ ظهوری که شیطان در ادبیات آلمان دارد، نیچه به شیطان چندان توجهی نکرده است قدری دشوار است.
🔹 اما توجه کنیم که نیچه می‌خواهد بگوید ارزش‌ها بی‌ارزش شده است و به این جهت مظهر نیست‌انگاری او هم باید مردی مثل زرتشت باشد. اما به‌طورکلی در نیهیلیسم و در هر نیهیلیسمی شیطان حضور و ظهور دارد. شیطان مظهر نیهیلیسم است و نیهیلیسم نمی‌تواند از شیطان جدا و آزاد باشد.
🔸 در بیشتر آثار داستایفسکی شیطان نحوی ظهور دارد، و در "برادران کارامازوف"، شیطان راهبر همه‌کاره و آموزگار است و به ایوان و اسمردیاکف و گاهی به دیگران درس می‌دهد.

✍🏻 رضا داوری اردکانی
📗 مجموعه آثار، ج۸، ص ۳۴۵

💠 کانال و سایت وارستگی:
🔺 @varastegi_ir
🔎 http://varastegi.ir
‌
  • ❤ 3
Post #2211 300
‌ ‌
🔸 باید به یاد داشته باشیم که واژه و مفهوم «الهیات» ابتدا در چارچوب و خدمت نظام ایمانی کلیسایی رشد نکرد، بلکه در درون فلسفه بود. شواهد نسبتاً متأخری از واژهٔ «theologia» وجود دارد، برای نخستین‌بار در افلاطون «mythologia» ظاهر می‌شود؛ این واژه در "عهد جدید" اصلاً وجود ندارد.
🔹 لیکن هرگز نباید الهیات در فلسفه را بر مبنای الهیاتی جزمی و کلیسایی سنجید؛ یعنی به‌ویژه نباید پنداشت که الهیات فلسفی، تنها صورتی عقلانی و روشنگرانه از الهیات کلیسایی است.
🔸 این مدعا که اخیراً بسیار شنیده می‌شود، که گویا فلسفهٔ مدرن، تنها نوعی سکولاریزه کردن الهیات مسیحی است، فقط به‌نحو مشروط و با محدود ساختن آن به اقتباس از ساحاتِ هستی، درست است.
🔹 بلکه حقیقت، عکس این است: الهیات مسیحی، مسیحی‌سازی فلسفه‌ای غیرمسیحی است، و تنها به این دلیل است که می‌توان این الهیات مسیحی را دوباره سکولار کرد.
🔸 هر الهیات ایمانی، تنها بر بنیاد فلسفه امکان‌پذیر است، حتی آنگاه که فلسفه را به‌مثابهٔ فعلِ شیطان طرد می‌کند!

✍🏻 مارتین هایدگر
📗 شرح رساله آزادی شلینگ
▪️ صفحه ۱۰۰

💠 کانال و سایت وارستگی:
🔺 @varastegi_ir
🔎 http://varastegi.ir
‌
Post #2210 469
‌ ‌
🔸 در فلسفه شاگردی لازم است، اما شرط کافی نیست. هم‌زبان شدن با متفکران درد می‌خواهد و اگر این درد نباشد یک عمر هم آدم کتاب بخواند و حرف بیافد در عالم فلسفه باقی می‌ماند و راه به جایی نمی‌برد و فقط می‌تواند ادیب سطحی و قلابی شود.
🔹 اگر فردید فیلسوف است، تنها از آن جهت نیست که کتاب بسیار خوانده، بلکه از آن است که همواره سعی کرده است که از درِ هم‌زبانی با متفکران درآید...

✍🏻 رضا داوری اردکانی
📗 مجموعه آثار، ج۸، ص۱۹۱

💠 کانال و سایت وارستگی:
🔺 @varastegi_ir
🔎 http://varastegi.ir
‌
Post #2209 334
‌ ‌
از مقدمه‌ی مترجم فارسی کتاب "فلسفه چیست؟" اثر جورجو آگامبن
🔺 @varastegi_ir
‌ ‌
‌ ‌
Post #2208 299
‌ ‌
مرحوم شهریار: جانشین همه بت‌ها برای من قرآن بود...
🔺 @varastegi_ir
‌ ‌
  • ❤ 9
Post #2202 385
๛ وارستگی ๛ ادامه پست قبل... 🔸 مرحبا به این حیرت! داوری اردکانی کسی است که شاید به اندازه‌ی او هیچ‌کس در ایران کتابی ننوشته باشد که اسم «فلسفه» در عنوان آن باشد. در جای‌جای کتاب‌هایش هم می‌توانید جملاتی پیدا کنید که فلسفه را تعریف می‌کنند؛ مثلاً در همین اثر اخیرش (گفتگوهایی…
‌ ‌
🔻 امروز یه سر رفتم مخزن کتابخانه دانشگاه، مجلات نامه‌ی مفید را پیدا کردم و این مقاله را دیدم. وقتی مطالعه کردم دیدم چقدر به یادداشتی که امروز نوشتم نزدیک است. براتون می‌فرستم حتما مطالعه کنید 👇🏻
‌ ‌‌ ‌
Post #2201 398
ادامه پست قبل...

🔸 مرحبا به این حیرت! داوری اردکانی کسی است که شاید به اندازه‌ی او هیچ‌کس در ایران کتابی ننوشته باشد که اسم «فلسفه» در عنوان آن باشد. در جای‌جای کتاب‌هایش هم می‌توانید جملاتی پیدا کنید که فلسفه را تعریف می‌کنند؛ مثلاً در همین اثر اخیرش (گفتگوهایی با سایه‌ام) می‌گوید: «فلسفه ترجمه‌ی سخن عشق است به زبان عقل.»
🔹 این پاسخ‌ها بیش از آنکه جواب به سوال باشند، اتفاقاً مخاطب را با حیرتِ پرسش مواجه می‌کنند.
🔸 اما باید فراموش نکنیم که پرسش “فلسفه چیست؟” آن‌قدر خطیر است که ممکن است استادی که سال‌ها فلسفه تدریس می‌کند و شاید گمان می‌رود به حقیقت فلسفه نزدیک شده است، در مواجهه‌ای عملی، به لوازم فلسفی بودنِ یک سخن پایبند نباشد و از سرِ سیاست‌زدگی یا روان‌شناسی‌انگاری، جایگاه فلسفه را تنزل دهد. از این هم بگذریم...
🔹 چندماهی است گفتگوهایی با دکتر چاوشی داشته‌ام؛ در واقع در همسخنی با ایشان بود که این پرسش مجدداً برایم طرح شد و آموختم چگونه باید بپرسیم که «فلسفه چیست؟».
🔸 چگونه پرسیدن این سوال بسیار تعیین‌کننده است. راست است که گاهی یک معلم نکته‌ای می‌گوید که تمام عمر انسان پر می‌شود از حسرت فهمیدن آن، و گاهی هم استادی سال‌ها حرف می‌زند تا بگوید صدرا، شیخ، کانت، هگل و هایدگر چه می‌گویند. اگر تنها قیل‌وقال‌ها و اقوال را دنبال کنید، اصلا نمی‌دانید این پرسش «فلسفه چیست» را چطور باید طرح کرد؛ اما اگر سفیدی‌های لابلای متون را توانستید بخوانید، آن‌وقت شاید حیرت این پرسش‌گری گریبان شما را بگیرد.

✍🏻 سیدعلی روح‌الامین
ششم مهرماه سال پنجم

💠 کانال و سایت وارستگی:
🔺 @varastegi_ir
🔎 http://varastegi.ir
‌
Post #2200 276
ادامه پست قبل...

🔸 به نظر می‌آید اینکه ما از فلسفه چه تلقی‌ای داریم، بسیار تعیین‌کننده است. روشن است که تلقی بزرگان فلسفه اسلامی معاصر، نظیر علامه و شاگردانشان، با آنچه فیلسوفان دوره‌ی مدرن به آن رسیده‌اند، متفاوت است.
🔹 تفکر تاریخی اساساً تلقی‌ای از فلسفه دارد که دیگران ندارند. در میان اساتید مطرح فلسفه امروز هم ظاهراَ تلقی‌های متفاوتی وجود دارد.
🔸 اخیراً مباحثات بسیار مهمی داشتیم با این موضوع که: آیا طرح فلان مسئله توسط یک استاد فلسفه، از موقع و مقام فلسفه برخاسته است یا جامعه‌شناسی و روان‌شناسی؟
🔹 اینکه استاد فلسفه‌ای از منظر سیاست، جامعه‌شناسی یا هر علم دیگری به طرح مسئله‌ای بپردازد، هیچ ایرادی ندارد؛ اما اینکه این حرف را به مثابه «فلسفه» به خورد مخاطب بدهد، جای چون‌وچرا دارد.
🔸 سودای عمل داشتن هیچ ایرادی ندارد و حتی ما طلاب که روحیه کار تبلیغی داریم، وظیفه خود می‌دانیم آنچه را «درست» یافته‌ایم به دیگران ابلاغ کنیم؛ اما اینکه اسم این کار را کار فلسفی و فکری بگذاریم، به نظرم جفاست.
🔹 امروزه دیده می‌شود که حرف‌های سیاسی را به عنوان فلسفه به خورد مخاطب می‌دهند، یا کار ترویجی و فرهنگی در مراکز فرهنگی را به عنوان گفتگوی فکری و فلسفی جا می‌زنند!
🔸 در این شرایط، تنها باید به حال فلسفه گریست. بگذریم… مدتی پیش، از خودم خسته شدم که چرا بعد از این همه سال مطالعه‌ی فلسفی، هنوز سر همین پرسش ایستاده‌ام.
🔹 بعدها از استاد شنیدم که همین، نشانه‌ی درستیِ راهی است که تا‌کنون رفته‌ای؛ و اگر این پرسش برایت خلاص شده بود، باید به راهت شک می‌کردی!
🔸 اخیراً شنیدم یکی از آقایان مطرح در علوم انسانی (که البته ادعا دارد فلسفه را فهمیده است، اما من که با او یک‌بار حرف زدم فهمیدم هیچ بویی از فلسفه نبرده و برای همین اسمش را نمی‌آورم) خدمت دکتر داوری اردکانی رسیده و دیده است که روی میز ایشان کتاب «فلسفه چیست؟» نوشته‌ی دلوز قرار دارد؛ به کنایه گفته است: «جناب استاد، شما بعد از این همه سال تدریس فلسفه هنوز نفهمیده‌اید فلسفه چیست؟» آقای دکتر داوری به زبان خودمانی گفته بودند: «به حضرت عباس هنوز نفهمیده‌ام!»
ادامه دارد...
@varastegi_ir
‌ ‌
Post #2199 259
‌ ‌
🔸 دوستانی که از نزدیک با هم گعده‌های فلسفی داریم، می‌دانند که اکنون نزدیک به یک سال است مهم‌ترین پرسشی که مرا درگیر خود کرده، «فلسفه چیست؟» است.
🔹 البته سال‌ها پیش، از ابتدای ورودم به این مباحث، با مطالعه‌ی کتاب «فلسفه چیست؟» دکتر داوری اردکانی فهمیدم که مهم‌ترین پرسش در تاریخ فلسفه همین «فلسفه چیست؟» است؛ و این بسیار عجیب است، چرا که فلسفه تنها علمی است که مهم‌ترین مطلبش چیستیِ خودش است!
🔸 گاهی مطلبی را انسان پی می‌برد، اما تا زمانی که به نقطه‌ای برسد که او را درگیر کند، ممکن است چند سال طول بکشد.
🔹 همه‌ی متعاطیان فلسفه دیر یا زود با این پرسش مواجه شده‌اند و حتماً برای آن پاسخی هم یافته‌اند؛ اما اینکه این پرسش آن‌ها را درگیر کند ـ منظورم درگیریِ وجودی است ـ حرف دیگری است.
🔸 من هم، اکنون ادعا ندارم که این پرسش وجودم را درگیر کرده، چون ادعای بزرگی است؛ اما لااقل می‌دانم که جنسِ طرح این پرسش اکنون برایم متفاوت از سال‌های گذشته است. بگذارید این‌طور بگویم: اکنون به این نتیجه رسیده‌ام که هیچ پاسخی برای این پرسش ندارم و تمام پاسخ‌هایی که قبلاً به آن رسیده بودم، فرو ریخته است. به راستی «فلسفه چیست؟»
🔹 خیال نکنید پاسخ این پرسش برای اساتید و متفکران هم روشن است! من حتی خیال می‌کنم هایدگر هم جوابی به این پرسش نمی‌دهد؛ چون هرنوع جواب دادن به این پرسش ـ به معنای پاسخ‌های مرسومی که به سوالات معمولی می‌دهیم ـ خلاص کردنِ آن است.
🔸 کتاب «متافیزیک چیستِ» هایدگر که رسماً این پرسش را در عنوانش نهاده است مطالعه کنید؛ اگر توانستید گزاره‌ای را به عنوان پاسخ این پرسش استخراج کنید، بدانید کتاب را نفهمیده‌اید!
ادامه دارد...
@varastegi_ir
‌ ‌
Post #2198 339
فارست گامپ، ساده‌تر از آن است که معنای زندگی را بجوید؛ و شاید درست به همین دلیل، از همه بیشتر زندگی می‌کند. دیگران اما آن‌قدر در جست‌وجوی زندگی‌اند که از خودِ زندگی بازمی‌مانند.
گاهی حماقتِ معصوم، عمیق‌ترین شکلِ فهم جهان است.

فیلم فارست‌گامپ را حتما ببینید...
🔺 @varastegi_ir
‌ ‌
‌ ‌
  • ❤ 2
  • 👍 2
  • 👌 1
Post #2197 361
‌ ‌
🔸 مَثَل فیلسوف بسان پرنده‌ای است که بر لب بام نشسته است. بر بام، دامی پهن است و دسته‌ای از پرندگان در آن گرفتار.
🔹 پرنده‌ای که بر لب‌بام نشسته‌ست به پرندگانی که قصدِ دانه دارند، هشدار می‌دهد از دام.
🔸 اما داستان آن‌پرنده، جداست؛ فیلسوف نه در دام گرفتار می‌شود و نه به هوسِ پرواز تن‌می‌دهد.
#استاد

💠 کانال و سایت وارستگی:
🔺 @varastegi_ir
🔎 http://varastegi.ir
‌
Post #2196 371
‌
با یک نگاه خرمن عمرم به باد داد
ای وای اگر دوباره نظر سوی ما کند
@varastegi_ir
#پیاله
  • ❤ 3
Older posts →

About this channel

How can I read @varastegi_ir without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for ๛ وارستگی ๛: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does ๛ وارستگی ๛ have?
๛ وارستگی ๛ (@varastegi_ir) has 945 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does ๛ وارستگی ๛ know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →