ادامه پست قبل...
🔸 مرحبا به این حیرت! داوری اردکانی کسی است که شاید به اندازهی او هیچکس در ایران کتابی ننوشته باشد که اسم «فلسفه» در عنوان آن باشد. در جایجای کتابهایش هم میتوانید جملاتی پیدا کنید که فلسفه را تعریف میکنند؛ مثلاً در همین اثر اخیرش (گفتگوهایی با سایهام) میگوید: «فلسفه ترجمهی سخن عشق است به زبان عقل.»
🔹 این پاسخها بیش از آنکه جواب به سوال باشند، اتفاقاً مخاطب را با حیرتِ پرسش مواجه میکنند.
🔸 اما باید فراموش نکنیم که پرسش “فلسفه چیست؟” آنقدر خطیر است که ممکن است استادی که سالها فلسفه تدریس میکند و شاید گمان میرود به حقیقت فلسفه نزدیک شده است، در مواجههای عملی، به لوازم فلسفی بودنِ یک سخن پایبند نباشد و از سرِ سیاستزدگی یا روانشناسیانگاری، جایگاه فلسفه را تنزل دهد. از این هم بگذریم...
🔹 چندماهی است گفتگوهایی با دکتر چاوشی داشتهام؛ در واقع در همسخنی با ایشان بود که این پرسش مجدداً برایم طرح شد و آموختم چگونه باید بپرسیم که «فلسفه چیست؟».
🔸 چگونه پرسیدن این سوال بسیار تعیینکننده است. راست است که گاهی یک معلم نکتهای میگوید که تمام عمر انسان پر میشود از حسرت فهمیدن آن، و گاهی هم استادی سالها حرف میزند تا بگوید صدرا، شیخ، کانت، هگل و هایدگر چه میگویند. اگر تنها قیلوقالها و اقوال را دنبال کنید، اصلا نمیدانید این پرسش «فلسفه چیست» را چطور باید طرح کرد؛ اما اگر سفیدیهای لابلای متون را توانستید بخوانید، آنوقت شاید حیرت این پرسشگری گریبان شما را بگیرد.
✍🏻 سیدعلی روحالامین
ششم مهرماه سال پنجم
💠 کانال و سایت وارستگی:
🔺 @varastegi_ir
🔎 http://varastegi.ir
Post #2201
398