TGViewer
Channel Public Channel
عیدگاه

عیدگاه

@vahididgah

||شعر و ادبیات||

اینستاگرام:
www.instagram.com/vahid_idgah

یوتیوب:
www.youtube.com/@vahididgah
Subscribers
2.18K
Photos
32
Videos
7
Links
28
Recent Posts 20 shown
Post #423 859
آزار وزنی

از نمونه‌های ترکیب وزن‌ها در شعر، شعر «شب همه شب» نیمایوشیج است که چند سطر آن بر وزن «فاعلاتن مفاعلن فعلن» و چند سطر آن بر وزن «فعلاتن فعلاتن...» است. از نمونه‌های ترکیب وزن و بی‌وزنی یا وزن و غلط وزنی شعر «همه شب زن هر جایی...» از همین شاعر است با سطرهایی بر وزن «فعلاتن فع» و «فعلاتن فعلاتن...» و سطرهایی ناموزون و بی‌نظم و ناهمسان از نظر هجایی.
در شعر اخوان ثالث نیز آمیختن نامنظّم وزن‌ها بی‌سابقه نیست و مثال آشنایش «نعش این شهید عزیز» است، با سطرهایی بر وزن «فاعلاتُ مفتعلن» و «فاعلاتُ مفعولن» و «فاعلاتُ مستفعلن مفاعیلن» و «فاعلاتُ مفعولن مفاعلن مفاعلن فع‌لن» و «مفعولن» و «فع‌لن» و «فاعلاتُ فاعلاتن فع» و... که بی‌نظمیشان آشکار است.
شاملو نیز در شعر «دختران انتظار» سطرهایی موزون اما ناهم‌وزن را به همراه سطرهایی نیمه‌وزن‌دار و بی‌وزن، پشت سر هم آورده است.
فروغ و دیگرانی چون اسماعیل خویی و دیگرترانی چون رضا براهنی نیز این‌گونه آمیختن‌ها و وزن‌ و بی‌وزنی‌ها را آزموده‌اند و نتیجهٔ کارشان دست کم برای ذهن خوانندۀ وزن‌شناس و آشنا با نظم مشخّص هجاها جز دست‌انداز و چاله‌چوله بر سر مسیر خوانش شعر و نوعی آزار و شکنجۀ روانی چیزی نیست.
اما وقتی که شاعر قید وزن را می‌زند و شعر منثور می‌گوید، دست کم تکلیفش با خودش و خواننده‌اش روشن است و تکلیف خواننده‌اش نیز روشن است و می‌داند که سر کار گذاشته نشده است و نباید منتظر وزن باشد. پس پی‌درپی با ایجاد انتظار و برآورده نشدن آن مواجه نمی‌گردد و احساس نمی‌کند که به نظمی فراخوانده شده است که هی گسیخته می‌شود و هی نصفه و نیمه برقرار می‌شود و باز گسیخته می‌شود و باز برقرار می‌شود و در نتیجه، باز و باز و باز و هی و هی و هی آزار نمی‌بیند.

◽️ وحید عیدگاه طرقبه‌ای

@vahididgah
  • 👍 41
  • 👎 20
Post #422 951
گزاره‌های کاذب (۳)

گاهی سراینده در مقام نظر چیزی می‌گوید و در مقام عمل کار دیگری می‌کند و می‌پندارد مطابق همان نظر عمل کرده. براهنی در خطاب به پروانه‌ها به خوبی نشان داده که شعرهای نیما با ادّعای او مبنی بر نزدیک شدن به طبیعتِ نثر مطابقت ندارد. البته من می‌انگارم که همین مطابقت نداشتن اتفاق خجسته‌ای بود و اگر نیما موفق می‌شد که مطابق نظریۀ اعلام‌شده‌اش عمل کند، می‌شد یک کسی در حد علی صالحی یا شمس لنگرودی و احمدرضا احمدی و دل‌نوشته‌نویسان محترم دیگر که در نوشتن، معمولی بودن و دم دستی بودن و بی‌قالبی و بی‌معیاری را بر معیار داشتن و برجسته بودن و پیکرمند بودن و شکل و شمایل داشتن ترجیح داده‌اند.
باری، نیما تنها کسی نبود که در نظر چیزی می‌گفت و در عمل کار دیگری می‌کرد. اخوان ثالث نیز دست کم در مقولۀ ترکیب وزن‌ها دچار چنین تضادی شده بود. او گمان می‌کرد که در شعر زیبای «ای تکیه‌گاه و پناه زیباترین لحظه‌های...» چند وزن را (مستفعلن+ فاعلاتن+ فعولن) که به هم راه داشته‌اند، با هم درآمیخته است، حال آن‌که چنین نیست و این تصوّر ناشی از افاعیل‌گذاری نامطلوب اوست. شعر او در واقع وزن بسیطی دارد و باید به صورت «عولن فعولن فعولن فعولن....» یا «مفعولُ مفعولُ مفعولُ...» افاعیل‌گذاری شود. سال‌ها پیش دکتر جواد میزبان در کتاب «از زلال آب و آیینه» این نکته را به خوبی یادآور شده است.


◽️ وحید عیدگاه طرقبه‌ای

@vahididgah
  • 👍 40
  • 👎 6
Post #420 2.59K
بی‌گمان

به اینکه تیر تو خورده‌ست بر هدف شک کن
به اینکه فرصتی آورده‌‌ای به کف شک کن

به اینکه می‌رود این زخم رو به بهبودی
به اینکه می‌شود این درد برطرف شک کن

به این چراغ که تابیده زیر سقف اتاق
به این کتاب که خوابیده روی رف شک کن

به این محبّت ابراز‌کرده از ته دل
به این ارادت خودجوش بی‌هدف شک کن

به این رفیق به این هم‌سفر به این یاور
به این حرامی نامرد بی‌شرف شک کن

به مهربانی دستان باغبان عزیز
به حال خوب گل و ساقه و علف شک کن

نمی‌رسند در این آب‌ها به مروارید
به این لجن‌کده این ساحل این صدف شک کن

اگرچه هر طرفی گفت‌و‌گوی بی‌طرفی‌ست
به هر طرف که رسیدی به هر طرف شک کن

◽️ وحید عیدگاه طرقبه‌ای

@vahididgah
  • ❤ 74
  • 👍 23
  • 👎 15
Post #419 2.42K
مسأله

مسأله دردآور است، مسأله جدّی‌ست
مسأله آن هم که نیست، مسأله پس چیست؟
 
این‌که یکی در بساط آه ندارد
سر به تنش هست و سرپناه ندارد
 
این‌که به جز مردگی ندیده به عمرش
این‌که به جز زندگی گناه ندارد
 
این‌که نشد دل‌خوش از شنیدن این‌که
«روشنیِ طلعتِ تو ماه ندارد»

این‌که چو خورشیدِ هر غروب، پسِ کوه
روزفرورفتنش نگاه ندارد
 
مسأله‌اش آفتاب‌سوختگی نیست
دردش خود را به‌ کم‌فروختگی نیست
 
تا دو سه سکّه طلای ناب دهندش
یا کرم ضدّ آفتاب دهندش
 
مسأله این غصّه‌کار دغدغه‌چین است
مسأله این کوه‌زاد شهرنشین است
 
آن‌که زمانی هوای اوج به سر داشت
زیر لگد له شده‌ست، مسأله این است

سرایش: ۱۳۸۹
بازنگری: ۱۴۰۵

◽️ وحید عیدگاه طرقبه‌ای

@vahididgah
  • ❤ 49
  • 👎 18
  • 👍 14
Post #418 2.56K
شبانه
 
باز هم دلت شکست پس روانه کن
روی گونه‌ات گدازه‌های اشک را
پشت پیشخان چشم‌های شیشه‌ایت
عرضه کن دوباره تازه‌های اشک‌ را
 
می‌خورد به دردِ آن‌که گریه سر کنی
فرصتی که دست داد دستِ یاوری
تا که از کنار آه ساده نگذری
تا که اشک را به روی خود بیاوری

دوختی لب از سخن ولی برای من
زخم‌هات نامه‌های سرگشاده است
هرچه هم که خم به اَبروات نیاوری
آنچه روی داده است روی داده است
 
دل‌خوشی که در تمام عکس‌ها کسی
ایستاده‌ است پشت تو به‌سان کوه
گوشه و کنارِ زندگیت را گرفت
یادهای خوب و عکس‌های باشکوه
 
یک دقیقه هست و باز یک دقیقه نیست
باز یک دقیقه نیست یک دقیقه هست
خوش به حال ساحلی که مثل سینه‌ات
دل به ردّ پای هر رونده‌ای نبست
 
ماندگار گشت ردّ پای آخری
ناگهان چه شد که ساحل تو سنگ شد؟
واپسین رونده تا ابد درون عکس
ایستاد و تا ابد دل تو تنگ شد
 
باز هم شب است و شب شب است و باز شب
باز زخم کهنه‌ای و درد تازه‌ای‌ست
روی چهرۀ شبانه‌ات شهاب‌وار
آنچه مانده، جای خالی گدازه‌ای‌ست


◽️ وحید عیدگاه طرقبه‌ای

@vahididgah
  • ❤ 51
  • 👎 17
  • 👍 7
Post #417 2.9K
گزاره‌های کاذب (۲)
از میان رفتن وزن شعر؟

یکی از مطالبی که در درس‌نامهٔ عروضی شادروان ابوالحسن نجفی توجّهم را جلب کرد، مطلبی است دربارهٔ شعر امروز با زیرعنوان «علل از میان رفتن وزن در شعر معاصر»، با این حکم صریح:
«امروزه تقریباً همهٔ شاعران جوان یکسره بر شعر موزون پشت پا زده و به شعر آزاد رو آورده‌اند و علت اصلی، چنانکه گفتیم، بیگانگی با وزن‌های مبتنی بر کمّیت هجایی است».
نخست باید توجّه داشت که سخن گفتن از علّت و چرایی در مورد گزاره‌های صادق امکان‌پذیر است نه گزاره‌‌های کاذب. مثلاً نمی‌توان از علّت اینکه در زمستان شب‌ها کوتاه‌تر می‌شود یا علّت اینکه در تابستان شب‌ها درازتر می‌شود سخن گفت؛ زیرا این گزاره‌ها از اساس کاذب است. به همین سان، نمی‌توان از علّتِ از میان رفتن وزن در شعر معاصر سخن گفت، زیرا وزن در شعر معاصر از میان نرفته است و بر عکس، بسیار رونق هم دارد. در بین شاعران جوان هم بسیار رونق دارد. راست آن است که عدّهٔ بیشتری موزون می‌سرایند و عدهٔ کمتری ناموزون. این بیشتر و‌ کمتر را هم می‌توان با مراجعه‌ای ساده به آمارهای هرسالهٔ خانهٔ کتاب دریافت. من خود به تازگی از مسئولان خانهٔ کتاب مطلب را جویا شدم و این پاسخ را دریافت کردم که «به هیچ‌ وجه چنین نیست و در سال‌های گذشته نیز معمولاً چنین نبوده است؛ همیشه آمار شعر کلاسیک و موزون بیشتر از شعر منثور بوده است».
شاید شادروان نجفی در لحظهٔ نوشتن این مطلب تحت تأثیر فضای محدود روشنفکری دهه‌های هفتاد و هشتاد و مجلّه‌هایی چون کارنامه و نشریاتی مانند آن بوده‌‌اند، وگرنه چنین حکمی که بطلانش آشکار است، صادر نمی‌کردند.
به هر روی، عدّه‌ای که ناموزون می‌سرایند، الزاماً به وزن پشت پا نزده‌اند. انتخابشان این بوده است که شعر منثور بگویند. تازه، هستند کسانی که هم شعر منثور دارند، هم شعر موزون، و به هر دو نوع شعر با جدّیت می‌پردازند، مانند حامد ابراهیم‌پور و حسین صفا (که البته کارنامهٔ هر دو در سرودن شعر موزون بسیار بسیار درخشان‌تر است تا سرودن شعر ناموزون). خود شاملو هم که خداوندگار شعر منثور بود، به وزن پشت پا نزد و در کنار اخوان ثالث زیباترین شعرهای آزاد موزون یعنی نیمایی را در دوره‌های مختلف حیات شاعری‌اش سرود و وزن را یکسره رها نکرد. از سوی دیگر وقتی نیمایی و چهارپاره و شعر عامیانه می‌سرود نیز به شعر ناموزون پشت پا نزد و آن را با جدّیت ادامه داد.
بر خلاف آنچه شادروان نجفی نوشته است، سیر تاریخی سرایش‌های شاملو از شعر عامیانه به سوی شعر سپید نبوده است؛ بل‌که شاملو نخست شعر بی‌وزن سرود، سپس در کنار شعر بی‌وزن، شعر نیمایی و چهارپاره و شعر عامیانه در قالب نیمایی و جز نیمایی سرود و پس از سرودن انبوهی از شعرهای بی‌وزن، سرودن شعر عامیانه را کنار نگذاشت (شعر «مردی که لب نداشت» را بخوانید). در کارنامهٔ او غزل (برف نو برف نو سلام، سلام) و قصیده (بدان زمان که شود تیره روزگار، پدر) و چند شعر موزون در قالب‌های دیگر و حتّی شعری که نیمیش موزون است و نیمیش سپید (سالی نوروز...) نیز دیده می‌شود و زمان سرایش این شعرها سیر تاریخی مورد نظر شادروان نجفی را نشان نمی‌دهد:
«در سال‌های ۱۳۳۰ احمد شاملو پس از کوشش‌هایی در زمینهٔ شعر عامیانه، وزن عروضی را کنار گذاشت و به شعر بی‌وزن یا شعر آزاد روی آورد».
کافی است یک بار مجموعهٔ آثار شعری شاملو را از آغاز تا پایان ورق بزنید و به قالب‌ها و وزن‌ها و بی‌وزنی‌ها و تاریخ سرایش سروده‌ها توجّه کنید. یکی از نتایجی که از این ورق زدن به دست خواهید آورد، این است که بخش عمده‌ای از معروف‌ترین و درخشان‌ترین و موفّق‌ترین سروده‌های شاملو که همان نیمایی‌هایش هستند، وزن دارند؛ وزن عروضی، وزن کمّی، وزنی که شکل سنّتی و غیرنیمایی‌اش امروز بسیار پرطرفدار است و نمی‌توان از علّت از بین رفتنش سخن گفت. چرا؟ چون از بین نرفته است.


◽️ وحید عیدگاه طرقبه‌ای

@vahididgah
  • ❤ 41
  • 👍 12
  • 👎 8
Post #416 2.7K
گزاره‌های کاذب (۱)
تکامل وزن‌ها از بسیط به مرکّب

در تحلیل‌های ادبی، باید گزاره‌های کاذب را تشخیص داد. گاهی منتقد ادبی چیزی می‌گوید که با آگاهی‌های مسلّم تاریخ ادبیات مغایر است، مانند این گفتهٔ دکتر رضا براهنی که ظاهراً مربوط به نوزده سال پیش است و چند سالی است که در فضای مجازی منتشر شده است:
«شکستن استبداد وزنی و استبداد صوتی مبتنی بر وزن‌های تک‌رکنی اگر در خود شعر فارسی سابقه نداشت، شعر فارسی در اوج‌های خود قدم از ساده‌اندیشی بحور ساده به سوی تکامل بحور با ارکان مرکّب نمی‌رفت و بعد از آنجا به سوی کوتاه و بلند کردن مصرع‌ها به صورت وزن نیمایی نمی‌رفت».

گویندهٔ این سخن گمان کرده است که کاربرد وزن‌های تک‌رکنی و بسیط در شعر فارسی ملازم با ساده‌اندیشی و حرف‌‌های ساده بوده است و رفته‌رفته این ساده‌اندیشی و کاربرد وزن‌های بسیط جای خود را به وزن‌های مرکّب و اندیشه‌های ژرف داده است. وی این تغییر را تکامل خوانده است.
نکته اینجاست که این تغییر که آن را تکامل خوانده‌اند، اصلاً روی نداده است. یعنی چه؟ یعنی از کهن‌ترین دوره‌ها همیشه وزن‌های بسیط در کنار وزن‌های مرکّب به صورت هم‌زمان و دوشادوش در دیوان‌های شاعران سطحی و ژرف‌اندیش اعصار مختلف به کار رفته است. پس تقدّم و تأخّر و تکاملی در کار نبوده است. شاعران ساده‌اندیش و شاعران عمیق اغلب از وزن‌های یکسان و مشترکی استفاده کرده‌اند. در شعر نیمایی نیز سخن دکتر براهنی صادق نیست. شاعری چون نیما از وزن‌های ساده و مرکّب برای بیان اندیشه‌های سطحی یا عمیق خود بهره برده‌ است و عمیق یا سطحی بودن اندیشه‌هایش تلازمی با مرکّب یا بسیط بودن وزن شعرهایش ندارد. هر گاه خواسته‌ است، در وزن‌های مرکّب شعر نیمایی گفته و هر گاه خواسته‌ است، در وزن‌های بسیط. ققنوس و مرغ آمین را به یاد بیاورید و بسیاری از نیمایی‌های دیگرش را.
باری، زیباترین و عمیق‌ترین شعرهای فارسی کهن و جدید در وزن‌های بسیط و مرکّب سروده شده‌ است. از سروده‌های شهید بلخی و رودکی و کسایی و منوچهری و فرّخی سیستانی بگیر تا شعرهای سنایی و عطّار و سعدی و حافظ و صائب و بیدل و بهار و نیما و شاملو و اخوان ثالث.


◽️ وحید عیدگاه طرقبه‌ای

@vahididgah
  • ❤ 57
  • 👍 33
  • 👎 7
Post #415 3.42K
دیدار

تو را دیدم و غرق اندوه دیدم
غمت را به سنگینیِ کوه دیدم

ندیدم بسان تو تنهای تنها
اگرچند گِرد تو انبوه دیدم

شکستی ولی در شکست تو چیزی
گران‌سنگ و زیبا و بشکوه دیدم


تو را دیدم و رفته بر باد دیدم
تو را دیدم و رفته از دست دیدم

تو را دیدم اندر تکاپوی رفتن
ولی چار سوی تو بن‌بست دیدم

تن خسته‌ات نامه‌ای سرگشاده
نشان‌‌های زخمش به پیوست دیدم


تو از تاب بیدادها تفته بودی
پریشان و ویران و آشفته بودی

بد آورده از سال و از ماه دلخور
دل‌آزرده از روز و از هفته بودی

رکب خوردم از مرکب تیزگَردت
به گَردت رسیدم ولی رفته بودی


◽️ وحید عیدگاه طرقبه‌ای

@vahididgah
  • ❤ 91
  • 👍 13
  • 👎 13
Post #413 3.91K
سرود مولیان
/صد و ده گفتار در تاریخ و فرهنگ ایران و زبان و ادبیات فارسی/
از تازه‌ترین کتاب‌های ارزشمندی که در دوران طلایی و به‌ناچار حسادت‌برانگیز موقوفات دکتر محمود افشار (یعنی یازده‌ سال گذشته به مدیریت دکتر محمّد افشین‌وفایی) منتشر شده است، سرود مولیان را باید نام برد که مجموعه‌ای است گران‌سنگ، دربردارندهٔ صدوده مقاله از استاد روان‌شاد دکتر جلال متینی. گردآوری و تدوین این تعداد از مقالات و فراهم آوردن این کتاب دوهزاروصدوسی‌وهشت‌صفحه‌ای با اجازهٔ خود استاد متینی و با همّت و پشتکار ستودنی دکتر محمود ندیمی هرندی و دکتر تهمینه عطایی کچویی صورت پذیرفته است. اکنون که این اثر ارزنده منتشر شده است، باید به فراهم‌آورندگان آن درود فرستاد و به اولیای بنگاه موقوفات دکتر محمود افشار تبریک گفت و یاد استاد فرزانه دکتر جلال متینی را که نماد گرایش‌های سالم تحقیقی در زبان و ادب و فرهنگ ایران‌زمین است، گرامی داشت. راه آن استاد ارجمند پررهرو باد.

◽️ وحید عیدگاه طرقبه‌ای

@vahididgah
  • ❤ 51
  • 👎 7
  • 👍 6
Post #412 3.7K
  • ❤ 22
  • 👎 1
Post #411 3.76K
کاریز

 تو ای قناتِ فروبسته چاهِ خشکیده
که در تو هیچ نگاهی به خود نمی‌نگرد
و ابر گم‌شده‌ای بر سرت نمی‌گذرد
و رهروی به هوای تو ره نمی‌سپرد
و زخم‌های تنت را کسی نمی‌شمرد

نه بر سرت نمی از بارشی هرازگاهی
نه سایه‌سارِ تنت را کبوتری چاهی
نه در مسیر تو ویرانه‌ای میان‌راهی
به انتظار کدامین مسافری شب و روز؟
از این نشستن و تن سوختن چه می‌خواهی؟

امیدوار نشستی در آب‌های سراب
که رفته‌‌های تو را باد بازگرداند
و ابرهای نبارنده را بباراند
و چشمه‌های فرادست را فرو راند
و باز چرخ تو را پنجه‌ای بچرخاند

ولی بخاری از این ابرها بلند نشد
و برنخاست به جز گردبادی از شن‌زار
و آشکار نشد لابه‌لای گرد و غبار
نشان رهگذری جز شیار حرکت مار
و چند خوشهٔ خاشاک و چند بوتهٔ خار
 
و در سراسر این کوره‌راه خشکیده
نماند هیچ به جز چند آه خشکیده
و چاه پرشده‌ای از گیاه خشکیده
و خاک، خاکِ فرورفته در دهانهٔ تو
تو ای قنات فروبسته چاهِ خشکیده


◽️ وحید عیدگاه طرقبه‌ای

@vahididgah
  • ❤ 74
  • 👍 19
  • 👎 4
Post #409 3.84K
پیغام

من از تصوّر ویرانی تو‌ ویرانم
و از خیال پریشانی‌ات پریشانم

اگر چه نیست امیدی به این زمانهٔ بد
به انتظار خبرهای خوب می‌مانم

به جز به یاد تو روز و شبم نمی‌گذرد
بمان که با تو بمانم، بگو به ایرانم


◽️ وحید عیدگاه طرقبه‌ای


@vahididgah
  • ❤ 118
  • 👎 18
  • 👍 15
Post #408 4.48K
بیست مقاله در تاریخ زبان فارسی
اثر دکتر علی‌اشرف صادقی

در هفتهٔ پیش که سرگرم نهایی کردن ویراست سوم کتاب تلفّظ در شعر کهن فارسی بودم، مجموعهٔ ارزشمندی از مقالات پرنکته و آموزندهٔ استاد دانشمند، دکتر علی‌اشرف صادقی به دستم رسید، با عنوان بیست مقاله در تاریخ زبان فارسی، که بنگاه موقوفات دکتر محمود افشار به تازگی نشر داده است. این کتاب ارزنده برخلاف برخی از مجموعه‌های مقالات، حالت کشکولی ندارد و در چند بخش منطقی و متمایز امّا مرتبط تنظیم شده است:
مسائل آوایی، مسائل دستوری، مسائل لغوی و مسائل متن‌شناسی.
به جز فواید گوناگونی که در مطالب کتاب، جای‌جای به چشم می‌خورد (و نگارنده نیز از آن در مستندتر کردن برخی از مباحث ویراست سوم تلفّظ در شعر کهن فارسی بهره برد)، نمایه‌های مفصّل آن نیز ارزش کار را دوچندان کرده است. فراهم آوردن چنین نمایه‌های کارآمد و راه‌گشایی هم احترامی به مخاطب است، هم حالتی مرجع‌گونه به کتاب بخشیده است.
نثر کتاب نیز پاکیزه و روشن است و نشان می‌دهد که اگر نویسنده نویسنده باشد و بر موضوع نیز تسلّط داشته باشد، می‌تواند مطالب علمی را به زبان قابل فهم بیان کند. کافی است زبان کتاب را با برخی از دیگر کتاب‌های زبان‌شناختی مقایسه کنید و ببینید که برخی از پردازندگان به مباحث زبانی و آوایی و دستوری، چگونه در بیان مطالب خود دچار آشفتگی و نایکدستی و فرنگی‌مآبی و نمودارگرایی و مخفّف‌زدگی و علائم‌بارگی شده‌اند و دکتر صادقی چگونه مطالبی در همان مقوله‌های زبان‌شناختی را با نگهداشت دقّت علمی، به نثری پاکیزه و روشن نگاشته‌ است.
مقاله‌های کتاب اغلب بازنگری‌شده‌ هستند و صورت کنونی این مقاله‌ها با صورت‌های اولیّهٔ آن‌ها که در مجلّه‌ها یا جشن‌نامه‌ها و یادنامه‌ها و مقدّمهٔ برخی از متون چاپ‌شده منتشر شده بود، تفاوت‌های قابل ملاحظه دارد.
چنان‌که اهل فن می‌دانند، مباحث تاریخی زبان بسیار متنوّع و چندوجهی و گاه پیچیده و اثبات‌ناپذیر هستند و مغایرت سندها و اختلاف نظرها در چنین موضوعاتی بسیار طبیعی است. از همین جهت ممکن است برخی از خوانندگان در مورد شماری از تحلیل‌ها یا دسته‌بندی‌ها یا چگونگی خوانش پاره‌ای از شواهد کتاب با دکتر صادقی موافق نباشند. مهم این است که هیچ یک از مقالات این کتاب را نمی‌توانند نادیده بگیرند و ای بسا که در هر تحقیق زبانی، خود را نیازمند مراجعهٔ مکرّر بدان ببینند.


◽️ وحید عیدگاه طرقبه‌ای

#بیست_مقاله

@vahididgah
  • ❤ 55
  • 👍 23
  • 👎 7
Post #407 3.63K
  • ❤ 41
  • 👎 4
Post #406 4.54K

Forwarded from نشر سنگلج

نشر سنگلج از مجموعه آیه‌های امروزین، منتشر کرد:

در یکی از همین خیابان‌ها

در یکی از همین خیابان‌ها، سومین دفتر شعر وحید عیدگاه طرقبه‌ای است که نیمایی‌ها، چهارپاره‌ها، غزل‌های نو و دیگر سروده‌های او در شش سال گذشته را در بر می‌گیرد.

هر یک از شعرهای این دفتر نتیجهٔ مواجههٔ معاصرانهٔ شاعر است با موقعیت‌های فردی و اجتماعی زندگی که در زبانی آهنگین و بهره‌مند از فضاسازی و روایتگری و تصویرپردازی عرضه شده است.

https://t.me/sanglajpublication
  • ❤ 90
  • 👍 14
  • 👎 9
Post #405 18.2K
درد بومی

در دلِ نازکِ جهان‌وطنت
اندکی جا اگر به جا مانده‌ست
از غمی خانگی پریشان باش

روز و شب در عزای بیگانه
مویه کردی و جامه چاک زدی
ساعتی سوگوار ایران باش


◽️ وحید عیدگاه طرقبه‌ای


@vahididgah
  • ❤ 184
  • 👎 44
  • 👍 30
Post #403 7.62K
ردّ قدمت بانوگشسپ‌نامه

این منظومه که همچون فرامرزنامه از آثار سدهٔ پنجم یا نیمهٔ نخست سدهٔ ششم هجری دانسته شده است (مقدمهٔ کتاب، به قلم دکتر روح‌انگیز کراچی)، همچون فرامرزنامه از آثار سده‌های اخیر است و اصالتی ندارد. در اینجا چند دلیل متنی و‌ زبانی واضح را در ردّ قدمت کتاب یاد می‌کنم، با یادکرد این توضیح که در بررسی‌‌های اینچنینی باید مجموع دلایل را در کنار هم در نظر گرفت، نه یک دلیل جداگانه را.
دلایل متأخّر بودن بانوگشسپ‌نامه به جز نداشتن نسخهٔ کهن و وجود بیت‌ها یا مصراع‌های همسان یا مشابه در این منظومه و منظومه‌های بی‌اصالت و‌ درهم‌آمیخته‌ای چون فرامرزنامه و سام‌نامه و مشهود بودن تأثیرپذیری سرایندهٔ این منظومه از سنّت ساقی‌نامه‌نویسی و بسامد بالای کلمه‌ها و‌ ترکیب‌های عربی و ناشی‌گری سرایندهٔ اثر در به کار بردن «مر» متمّمی و برخی از حروف اضافه برخلاف شیوهٔ سخنوران قدیم، از این قرار است:
۱. قافیه شدن کلمه‌هایی که در دوره‌های قدیم تلفّظ مصوّت بلند پایانیشان با هم فرق می‌کرده است و در چند سدهٔ اخیر بر اثر تحوّلات جدید زبان فارسی، رفته‌رفته از این نظر همسان شده‌اند، مانند «بید» که یای مجهول داشته (بنگرید به براهین العجم و تلفّظ در شعر کهن فارسی) و با «نبید» قافیه نمی‌شده:
نشستند در سایهٔ سرو [و] بید
بخوردند با هم کباب و نبید
(بانوگشسپ‌نامه، ص ۹۶)

همچنین قافیه شدن «شیر» (دارای یای مجهول در قدیم) با «آبگیر» بر کهن نبودن منظومهٔ بانوگشسپ‌نامه گواهی می‌دهد:
ببوسید روی فرامرز شیر
نشستند شادان در آن آبگیر
(همان، ص ۱۰۶)

قافیه شدن «نیز» با «ستیز» که در قدیم یای مجهول داشته است، نشان دیگری از نوبودگی منظومهٔ مورد نظر است، مگر اینکه «نیز» دگرگشتهٔ «تیز» باشد:
فگندند آن فرش گلرنگ نیز
نشستند گردان به هم در ستیز
(همان، ص ۱۶۶)

در این منظومه میان واوهای مجهول و‌ معروف نیز تمایزی دیده نمی‌شود:
چنین گفت کای نامداران تور
کجا شیر می‌ترسد از ماده گور...
چو خورشید بر خاور آورد روز
سر از کان فیروزه برزد تموز
(همان، صص ۱۲۷، ۱۲۹)

۲. حذف حرف «ی» از پایان برخی از کلمه‌ها مانند «روی»، چنان‌که در بیت زیر می‌بینیم:
از آن رو چنین گرم گردیده است
که رخسار زیبای او دیده است
(ص ۶۶)

در بیت زیر «پا» به جای «پای» به کار رفته است:
که من هر دو را در کمند آورم
به نزد توشان پا به بند آورم
(ص ۷۳، نیز صص ۱۵۶، ۱۵۸)

کاربرد «مو» به جای «موی» در بیت زیر دلیل دیگری بر تأخّر متن است:
ز می رویشان همچو‌ گلنار بود
ز مو بر گلان مشک‌ تاتار بود
(ص ۷۵)

حذف «ی» از «شوی» (شوهر) نیز گواه کهن نبودن متن است:
به بانوی یل گفت با شو بساز
که زن باشد از شوی خود سرفراز
زن از شوی دارد بلندی منش
نباشد ز شو بر زبان سرزنش
(ص ۱۷۵)

در بیت زیر «خدا» به جای «خدای» به کار رفته است و این را می‌توان در کنار دیگر دلایل، نشانه‌ای از متأخّر بودن متن دانست:
شما را به گیتی چو من یار بس
ز دشمن خداتان نگهدار بس
(ص ۹۵، نیز ص ۱۰۶)

کاربرد «بنما» به جای «بنمای» در بیت زیر به وضوح با کهن بودن متن ناهم‌خوان است:
از این گفته آشفته شد زال زر
به بانوی یل گفت بنما هنر
(ص ۱۵۰)

همچنین است قافیه شدن «رهنما» با «سما» در بیت زیر:
سعادت اگر شد تو را رهنما
چو عیسی مریم شوی بر سما
(ص ۱۷۲)

افزودن «ی» به برخی از کلمه‌ها که در اصل «ی» نداشته‌اند نیز نشانهٔ تأخّر متن است، چنان‌که در قافیهٔ مصراع دوم بیت زیر می‌بینیم:
به دامادیم هست شایسته اوی
بگفتند هر کس که گفتی نکوی
(ص ۱۶۵)

۳. رعایت نشدن قاعدهٔ دال و ذال در قافیه که در کنار دیگر نشانه‌ها بر تأخّر متن گواهی می‌دهد:
نخستین برآورد بانو عمود
پدر را یکی پیشدستی نمود
(ص ۸۵)

۴. تلفّظ «خورد» با ضمّهٔ پیش از «ر» در هم‌قافیگی با «مُرد» در بیت زیر، برخلاف متن‌های کهن:
[زدندش بسی چوب تا گرگ مرد
مر آن دنبهٔ چرب روباه خورد]
(ص ۱۳۸)

۵. کاربرد کلمه‌های جدید، مانند «کوک» در بیت زیر:
نی و چنگ بودند چون تار و پود
رباب و‌ کمانچه به هم کوک بود
(ص ۱۵۵)

کلمهٔ «صندلی» نیز که در تک‌و‌توکی از متن‌های تک‌نسخه‌ای فاقد سندهای قدیمی دیده شده است، در متن‌های مستند و معتبر کهن به چشم نمی‌خورد و کاربردش در بانوگشسپ‌نامه گواه متأخّر بودن زمان سرایش این منظومه است:
نهاده در او چارصد صندلی
همان در میان تخت شاه یلی
(ص ۱۶۴)

همچنین است کاربرد قیدی کلمهٔ «گویا» به جای «گویی» در بیت زیر:
ببوسیدشان روی و پرسید حال
که امروز دارید گویا ملال
(ص ۹۳)

۶. نیز کاربرد «اگر» بعد از فعل در بیت زیر سزاوار توجّه است:
نوازد اگر بنده را دادگر
دهد این‌چنین گنج بی درد سر
(ص ۷۷)


◽️ وحید عیدگاه طرقبه‌ای

#بانوگشسپ_نامه
#تاریخ_زبان


@vahididgah
  • ❤ 30
  • 👍 24
  • 👎 7
Post #402 19.7K
به بهرام بیضایی

تو را راندند و‌ کوچاندند
و در میدان خالی‌مانده بعد از تو
درفش فخر گرداندند
و جای هر درختِ کنده را با گونی و پوشال پوشاندند
و در خاک شبیخون‌خورده چیزی جز گیاه هرزه ننشاندند
و تاراندند و ماراندند و ما را سوگواراندند
و بعد از راندنت از مهر ورزیدن سخن راندند
و در ویرانی‌ات از ماندن و از ساختن گفتند
و در خاموشی‌ات آوازهای بی‌ثمر خواندند

◽️ وحید عیدگاه طرقبه‌ای

@vahididgah
  • ❤ 196
  • 👍 21
  • 👎 20
Post #401 4.96K

Forwarded from وحید عیدگاه طرقبه ای

سخنی در باب مولانا و شهرام ناظری و ایران
/یادداشتی از دکتر مسعود جعفری جزی/

بنده چون در فضای مجازی جایی ندارم، در اینجا نکته‌ای را در باب سخنان استاد شهرام ناظری به عرض می‌رسانم.
به نظر می‌رسد پاسخ‌هایی که به سخنان ایشان داده شده مصداق کامل سوء تفاهم و هیاهو بر سر هیچ است.
اصولاً ما همیشه باید هر سخنی را حمل بر خیر و صحّت و حسن نیّت کنیم، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. بنابراین با توجّه به شناختی که از شهرام ناظری و عشق او به ایران‌زمین و فرهنگ ایرانی داریم، نباید به جانب تفسیر و تأویل برویم و نباید بگذاریم فضای سیاست‌زده بر درک ما تأثیر بگذارد.
به نظر می‌رسد که منظور استاد ناظری، با توجّه به بافت موقعیت و نیز با در نظر گرفتن جایگاه ایشان در موسیقی عرفانی بسیار واضح است. ایشان از مکتب مولانا سخن می‌گوید که در این بافت به معنی سماع و طریقت مولانا است و تازه به این هم اکتفا نمی‌کند و می‌گوید عرفان در ایران با تنگنا و سخت‌گیری روبه‌روست. بنابراین گفتهٔ ایشان نه به تحقیقات ادبی ناظر است، نه مولانا‌پژوهی را نفی می‌کند.
سخن استاد ناظری عین حقیقت و اظهر من الشمس است و هیچ ربطی به کم‌توجّهی به مفاخر ملّی ندارد و سخن کاملاً درستی است.
آیا در ایران می‌توان سماع مولویه را آزادانه برگزار کرد؟ آیا در سرزمین ما درویشان و صوفیه آزادی دارند؟
متأسّفانه ما خیلی زود به اسم مفاخر و هویّت و... چشم بر حقایق می‌بندیم و شمشیر می‌کشیم. من شخصاً به عنوان یک ایرانی دوستدار مولانا و شیفتهٔ هنر شهرام ناظری به خاطر برخی تندی‌های بعضی از دوستان، از این هنرمند دل‌آگاه و ایران‌دوست دل‌جویی می‌کنم. امید که به دل نگیرند و همچنان مردگان را با دم اسرافیل‌وار خود حیات ببخشند.
۶ دی‌ ۱۴۰۴
مسعود جعفری جزی
  • 👍 57
  • 👎 23
  • ❤ 11
Older posts →

About this channel

How can I read @vahididgah without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for عیدگاه: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does عیدگاه have?
عیدگاه (@vahididgah) has 2.18K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does عیدگاه know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →