||شعر و ادبیات||
اینستاگرام:
www.instagram.com/vahid_idgah
یوتیوب:
www.youtube.com/@vahididgah
Post #423
859
آزار وزنی
از نمونههای ترکیب وزنها در شعر، شعر «شب همه شب» نیمایوشیج است که چند سطر آن بر وزن «فاعلاتن مفاعلن فعلن» و چند سطر آن بر وزن «فعلاتن فعلاتن...» است. از نمونههای ترکیب وزن و بیوزنی یا وزن و غلط وزنی شعر «همه شب زن هر جایی...» از همین شاعر است با سطرهایی بر وزن «فعلاتن فع» و «فعلاتن فعلاتن...» و سطرهایی ناموزون و بینظم و ناهمسان از نظر هجایی.
در شعر اخوان ثالث نیز آمیختن نامنظّم وزنها بیسابقه نیست و مثال آشنایش «نعش این شهید عزیز» است، با سطرهایی بر وزن «فاعلاتُ مفتعلن» و «فاعلاتُ مفعولن» و «فاعلاتُ مستفعلن مفاعیلن» و «فاعلاتُ مفعولن مفاعلن مفاعلن فعلن» و «مفعولن» و «فعلن» و «فاعلاتُ فاعلاتن فع» و... که بینظمیشان آشکار است.
شاملو نیز در شعر «دختران انتظار» سطرهایی موزون اما ناهموزن را به همراه سطرهایی نیمهوزندار و بیوزن، پشت سر هم آورده است.
فروغ و دیگرانی چون اسماعیل خویی و دیگرترانی چون رضا براهنی نیز اینگونه آمیختنها و وزن و بیوزنیها را آزمودهاند و نتیجهٔ کارشان دست کم برای ذهن خوانندۀ وزنشناس و آشنا با نظم مشخّص هجاها جز دستانداز و چالهچوله بر سر مسیر خوانش شعر و نوعی آزار و شکنجۀ روانی چیزی نیست.
اما وقتی که شاعر قید وزن را میزند و شعر منثور میگوید، دست کم تکلیفش با خودش و خوانندهاش روشن است و تکلیف خوانندهاش نیز روشن است و میداند که سر کار گذاشته نشده است و نباید منتظر وزن باشد. پس پیدرپی با ایجاد انتظار و برآورده نشدن آن مواجه نمیگردد و احساس نمیکند که به نظمی فراخوانده شده است که هی گسیخته میشود و هی نصفه و نیمه برقرار میشود و باز گسیخته میشود و باز برقرار میشود و در نتیجه، باز و باز و باز و هی و هی و هی آزار نمیبیند.
◽️ وحید عیدگاه طرقبهای
@vahididgah
از نمونههای ترکیب وزنها در شعر، شعر «شب همه شب» نیمایوشیج است که چند سطر آن بر وزن «فاعلاتن مفاعلن فعلن» و چند سطر آن بر وزن «فعلاتن فعلاتن...» است. از نمونههای ترکیب وزن و بیوزنی یا وزن و غلط وزنی شعر «همه شب زن هر جایی...» از همین شاعر است با سطرهایی بر وزن «فعلاتن فع» و «فعلاتن فعلاتن...» و سطرهایی ناموزون و بینظم و ناهمسان از نظر هجایی.
در شعر اخوان ثالث نیز آمیختن نامنظّم وزنها بیسابقه نیست و مثال آشنایش «نعش این شهید عزیز» است، با سطرهایی بر وزن «فاعلاتُ مفتعلن» و «فاعلاتُ مفعولن» و «فاعلاتُ مستفعلن مفاعیلن» و «فاعلاتُ مفعولن مفاعلن مفاعلن فعلن» و «مفعولن» و «فعلن» و «فاعلاتُ فاعلاتن فع» و... که بینظمیشان آشکار است.
شاملو نیز در شعر «دختران انتظار» سطرهایی موزون اما ناهموزن را به همراه سطرهایی نیمهوزندار و بیوزن، پشت سر هم آورده است.
فروغ و دیگرانی چون اسماعیل خویی و دیگرترانی چون رضا براهنی نیز اینگونه آمیختنها و وزن و بیوزنیها را آزمودهاند و نتیجهٔ کارشان دست کم برای ذهن خوانندۀ وزنشناس و آشنا با نظم مشخّص هجاها جز دستانداز و چالهچوله بر سر مسیر خوانش شعر و نوعی آزار و شکنجۀ روانی چیزی نیست.
اما وقتی که شاعر قید وزن را میزند و شعر منثور میگوید، دست کم تکلیفش با خودش و خوانندهاش روشن است و تکلیف خوانندهاش نیز روشن است و میداند که سر کار گذاشته نشده است و نباید منتظر وزن باشد. پس پیدرپی با ایجاد انتظار و برآورده نشدن آن مواجه نمیگردد و احساس نمیکند که به نظمی فراخوانده شده است که هی گسیخته میشود و هی نصفه و نیمه برقرار میشود و باز گسیخته میشود و باز برقرار میشود و در نتیجه، باز و باز و باز و هی و هی و هی آزار نمیبیند.
◽️ وحید عیدگاه طرقبهای
@vahididgah
- 👍 41
- 👎 20




