🔰نسیم خلیلی از«فرودستان در تاریخ ایران»، چاپ
انتشارات سنگلج گفت؛
در جستوجوی طردشدگان🔸روایت تاریخ از خلال تجربههای زیسته و سکوت مردم
🔸نسیم خلیلی گفت: من در این پژوهش به دنبال فرودستانی بودهام که حتی گاه افزون بر آنکه جایی در ساحت ثبت تاریخنگارانه نداشتهاند، طرد و نفی هم میشدهاند از آن جمله مجانین و زندانیان و روسپیان که گاه در انزوا میمردند و هیچ کس نمیدانست که چنین آدمهایی هم در کنار متن باشکوه حیات سیاسی یک دوره به رنج و استیصال زیستهاند.
🔸فرودستان از نگاه نسیم خلیلی آنهایی هستند که نه شاه بودهاند، نه وزیر، نه قهرمان جنگ و نه بانی صلح، نه قدرتی داشتهاند که ردشان در اسناد بماند، نه ثروتی که عکسی از آنها در آلبومی جا خوش کند. زندگیشان ساده بوده، بیخبر از دوربین و دستگاه و مرگشان در سکوت و بیخبری. تاریخِ رسمی، نامشان را فراموش کرده و اگر هم گاهی در میان سطور کتابی پیدا شدهاند، نه برای آنکه بخشی از تاریخ باشند، بلکه برای آنکه با مرگشان چیزی ثابت شود، یا برای آنکه شکست بخورند تا پیروزی کسی دیگر روایت شود.
🔸برای من فرودستان فقط یک موضوع پژوهشی نبودند درواقع باید بگویم از نگاه من چیزی که مهم است آنکه آنها بخش بزرگی از جامعه هستند که در روایتهای رسمی در هیچ ساحتی آنطور که باید و شاید دیده نمیشوند. این موضوع البته تنها معطوف به مطالعات و دغدغههای تاریخپژوهانه من نبوده و آن را به شکلی ملموس و غمانگیز در زندگی امروز نیز شاهدیم.
🔸هرچه بیشتر تاریخ معاصر را میخواندم بیشتر متوجه میشدم فاصلهای جدی میان تاریخ نوشته شده و زندگی زیسته وجود دارد یعنی درباره تصمیمها، ساختارها و نهادها یا حتی احزاب و مبارزات زیاد میدانیم، اما از تجربه روزمره مردمی که بار اصلی کار، فقر، مهاجرت، بیماری، بیثباتی و حتی امید و تابآوری را به دوش میکشیدهاند، کمتر میخوانیم. ایده این کتاب از همین پرسش شکل گرفت: اگر تاریخ را فقط از بالا روایت کنیم، چه بخشهایی از حقیقت یک دوره از تاریخ را از دست میدهیم؟ به ویژه در عصر پهلوی که پروژههای نوسازی و دولتسازی پررنگ بود، میخواستم ببینم این تغییرات در سطح زندگی فرودستان چگونه لمس میشد؛ چه فرصتهایی ساخت، چه فشارهایی آورد و چه شکلهایی از زیست و مقاومت و سازگاری پدید آورد مخصوصا اینکه در همان روزها هم با ادبیات داستانی متاثر از چنین تحولاتی زندگی میکردم. این شد که مسیر پژوهش را به سمت شناخت بنمایههای زندگی فرودستان بردم؛ یعنی راههایی که بتوان به کمک آنها از دل اسناد، روایتها و نشانههای پراکنده، تجربههای تاریخی گروههای خاموش را بازسازی کرد. باشد که این دادههای تاریخی در آسیبشناسی بحرانهای مشابه در زمان حال نیز مددرسان باشد.
🔸نقشی که فرودستان در تاریخ بر عهده دارند هم ثابت است و هم متغیر. ثابت از این جهت که در هر دورهای، بخش بزرگی از کار و تولید و بازتولید زندگی روزمره و حتی حفظ پیوستگی جامعه بر دوش طبقات فرودست است یعنی همان کسانی که چرخ زندگی را میچرخانند اما معمولا کمتر دیده میشوند و کمتر در روایت رسمی تاریخ صدا دارند.
ibna.ir/x6HjB@ibna_official