مقدمه دفتر شانزدهم نسخه های خطی
امسال یکصدمین سال فهرستنگاری فنی برای نسخ خطی در ایران است، دانشی که نیمی از آن متکی به روشهای سنتی قدیمی درباب سیاههنویسی نسخههای خطی، و نیم دیگر آن برگرفته از تجربههای فهرستنویسی نسخ خطی در اروپا است. از آن زمان که نخستین فهرست در آستان قدس رضوی (تیرماه 1305ش) و کتابخانۀ مجلس (اسفند 1405ش) نوشته و منتشر شد تاکنون، بنابر تخمین استاد مصطفی درایتی، حدود 750 فهرست از کتابخانههای مختلف عمومی و خصوصی انتشار یافته است، فهرستهایی که هرکدام با سلیقۀ خاصی نوشته شده، اما بهرغم همۀ مسائل، کمک مهمی برای شناخت آثار و میراث اسلامی – ایرانی بوده است، آثاری که بیشتر آنها تولید داخل سرزمین ایران، و شماری هم در شمار نسخههای مهاجر از نقاط دیگر به این ناحیه است. بسیاری از متخصصان بر این باور هستند که ایران در مقایسه با دیگر کشورهای اسلامی، در رتبۀ نخست فهرستنویسی نسخ خطی است. این امر البته درباره تعداد نسخههای پارهای از کشورهای دیگر صادق نیست، اما از نظر تعداد فهرست شده بهنظر درست میآید؛ گرچه باید با روش علمی این اظهارات را ارزیابی کرد و دقیق سخن گفت. هرچه هست، فهرستنویسی در ایران بسیار گسترده و محل توجه بوده و در طول یک صد سال گذشته زحمت زیادی برای آن کشیده شده است. در شرایط فعلی نیز تعداد متخصصانی که به این کار مشغول هستند قابل توجه و به لحاظ کیفی، در شرایط خوبی هستیم. برای همۀ آنان آرزوی سلامتی و توفیق داریم.
از سوی دیگر، کتابخانههای فراوانی در ایران هستند که بهرغم همۀ تلاشی که داشتهاند، همۀ نسخههای خطی آنها فهرست نشده است. کتابخانههای آیتاللّه مرعشی، ملّی و آستان قدس رضوی، درمیان کتابخانههای بزرگ، آثار فهرستنشدۀ فراوانی دارند. آنها مشغول خرید نسخه هم هستند و از این جهت انتظار میرود حرکت فهرستنویسی برای مدتها ادامه داشته باشد. به نظر میرسد باید بهگونهای برنامهریزی کنند که در این زمینه کاملاً بهروز شوند. بهطور کلی باید توجه داشت که اهمیت فهرستنویسی نسخ برجای مانده بر هیچکس پوشیده نیست، چراکه هر نسخۀ خطی بهمنزلۀ سندی برای فرهنگ، و پشتوانه و منبعی برای دانش ماست.
چند مسئلۀ مهم دربارۀ فهرستنویسی وجود دارد: یکی معرفی کامل نسخهها، بهویژه مجموعهها است که اغلب بر اثر سستی پارهای از فهرستنویسان، رسائلی از مجموعهها جا میماند. همۀ ما به مجموعههایی برخوردهایم که با مقایسۀ محتوای آنها با اطلاعات موجود در فهرستهای مربوطه دریافتهایم که گاه تا چندین رساله جا مانده است. این ظلم مضاعف است، زیرا نهتنها اینها فهرست نشده، بلکه بعد هم هیچکس سراغ آنها نمیآید.
نکتۀ دوم بحث از دقت در ارائۀ یک متن کیفی و متقن از نسخه است که در این زمینه هم ضعفهای جدی وجود دارد. اطلاعات کتابشناسی و نسخهشناسی هرچه دقیقتر باشد، بهتر و دقیقتر میتواند مراجعهکننده را راهنمایی کند. در اینجا هم مشکلات فراوان است.
این مشکلات و مسائلی دیگر، ازجمله گزارش نکردن یادداشتهای پشتنسخهای، سبب شده است تا برخی بهحق اظهار کنند که باید بسیاری از این فهرستها بازبینی شود. از ملاحظۀ برخی از کتابخانهها که نسخههای آنها بازبینی شده، و از قضا یک نمونۀ آن در همین مجلد آمده (نسخههای دانشکدۀ ادبیات)، روشن میشود که تا چه مقدار ضعف در برخی از فهارس وجود دارد.
مشکل دیگر این است که کتابخانهها خانوادگی و بهطور کلی کوچک فراوان هستند که فهرستنویسیِ آنها دشواریهای خاص خود را دارد. در این زمینه، «نشریۀ نسخههای خطی دانشگاه تهران» که اکنون مجلد شانزدهم آن را ملاحظه میفرمایید، در این کار پیشگام بوده است و استادان ایرج افشار و محمدتقی دانشپژوه این حرکت را آغاز کردند و فهرست بسیاری از کتابخانههای پراکنده یا مجموعۀ نسخ فارسی و عربی پراکنده در کتابخانههای بزرگ دنیا را فهرست کردند و در شمارههای مختلف این مجموعه منتشر کردند. ما مدیون فعالیت آنها هستیم. در سالهای اخیر، در این زمینه حرکتهای خوبی صورت گرفته و ازجمله مجمع ذخائر اسلامی کارهای باارزشی انجام داده است. این حرکتی است که در کتابخانۀ مرکزی باید امتداد مییافت. به همین جهت، کتابخانه در چند سال گذشته در یک نوبت مجلدات 14 و 15 و اکنون مجلد 16 را عرضه میکند. طبیعی است که در کنار فهرستها، پارهای از رسائل نیز تصحیح و ارائه میشود تا از تنوع بیشتری برخوردار باشد.
گفتنی است که کتابخانۀ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران در فهرستنویسی نسخ خطی خود پیشگام و بهروز است. آخرین مجلد این فهرست، که تا آخرین نسخه را شامل میشود، در یکی دو ماه آینده بهدست چاپ سپرده خواهد شد. بنابراین این نشریه، براساس حس مسئولیتی که این کتابخانه نسبت به معرفی نسخ مراکز دیگر داشته و دارد انتشار مییابد.
Post #18561
749