برخی چیزها را نمیتوان از یکدیگر جدا کرد؛ به هم پیوستهاند و جداییناپذیرند. سرشتهای سست، یا رو به خواب میروند، یا به بیداریای دچارند که چندان فرقی با خواب ندارد؛ زیرا از عناصری بیرمق و بیجنبوجوش ساخته شدهاند.
اما برای پدید آمدن انسانی که بتوان با تأمل و احترام نام انسان بر او گذاشت، سرنوشتی سختتر لازم است.
راه چنین انسانی هموار نخواهد بود. باید فراز و فرود را بگذراند، در تلاطم بیفتد و کشتی خود را در آبهای آشفته هدایت کند. او باید مسیرش را در برابر بخت و اقبال حفظ کند. دشواریهای بسیار، سخت و خشن، بر او فرود خواهد آمد؛ اما همانها چیزهاییاند که خود او نرم و هموارشان میکند.
آتش، طلا را میآزماید؛ رنج، انسانهای استوار را. بنگر فضیلت تا چه بلندیای باید بالا رود؛ آنگاه خواهی دانست که راه آن از مسیرهای امن نمیگذرد.
Seneca, L. A. (1928). De Providentia.
Post #304
2.21K
Use it or Lose it انسان آنگاه به شرافت میرسد که رنج، همهی بهانههای فرو افتادن را پیش پایش بگذارد، اما او همچنان ایستادن را برگزیند. Seneca, L. A. (1928). De Providentia. Ahmed, S. (n.d.). Nudes & Noises.
- ❤ 42