دلیل اینکه انسانها وارد جامعه میشوند، حفظ داراییها و حقوقشان است؛ و هدف از آنکه قوه قانونگذاری را برمیگزینند، به آن اختیار میدهند و به رسمیت میشناسند، این است که قوانینی وضع شود و قواعدی برقرار گردد که همچون نگهبان و حصار، از داراییها و حقوق همه اعضای جامعه محافظت کند، قدرت را محدود سازد، و سلطه و نفوذ هر بخش و هر عضو جامعه را مهار کند.
زیرا هرگز نمیتوان تصور کرد که خواست جامعه این باشد که قانونگذار قدرت نابود کردن همان چیزی را داشته باشد که هرکس برای حفظ آن وارد جامعه شده است، و مردم نیز برای همان هدف خود را تابع قانونگذارانی کردهاند که خودشان پدید آوردهاند.
پس هرگاه قانونگذاران بکوشند داراییها و حقوق مردم را از آنان بگیرند و نابود کنند، یا آنان را زیر سلطه قدرتی خودسرانه به بردگی بکشانند، خود را در وضعیت جنگ با مردم قرار دادهاند؛ و مردم، در نتیجه، از هرگونه فرمانبرداری بیشتر آزاد میشوند و به همان پناهگاه مشترک بازمیگردند که خداوند برای همه انسانها در برابر زور و خشونت فراهم کرده است.
Locke, J. (1689). Second Treatise of Government.
Post #296
2.86K

- ❤ 21