TGViewer
Channel Public Channel
کانون شعر و ادب دانشگاه محقق اردبیلی

کانون شعر و ادب دانشگاه محقق اردبیلی

@uma_poem

صفحه‌ی رسمی کانون شعر و ادب دانشگاه محقق اردبیلی
-
ساختمان آیت الله مشکینی
-
آدرس پیج اینستاگرامی
umapoem.official
-
جهت ارتباط با ادمین
@S_a_hasheminia
Subscribers
341
Photos
1K
Videos
70
Links
295
Recent Posts 20 shown
Post #2708 28
این‌جانب امیرمحمد جودی، بعد از سال‌ها فعالیت در کانون شعر و ادب دانشگاه محقق اردبیلی، امروز دوره دبیری خود را به پایان رساندم؛ سال‌هایی که برای من پر از تجربه‌های خوب، دوستی‌های ارزشمند و خاطرات ماندگار بود.

حالا این مسئولیت را با خیال آسوده به دوست عزیزم، سید علیرضا هاشمی‌نیا، می‌سپارم و برای او و همه اعضای کانون در مسیر پیش‌رو آرزوی موفقیت و روزهای روشن دارم.

امیدوارم کانون در فصل تازه، همچنان زنده، پویا و پر از شعر و اتفاق‌های خوب باشد.

به امید روزهای بهتر برای کانون شعر و ادب.🌱
  • ❤ 7
  • 🕊 3
  • 👎 1
Post #2705 304
▫️كانون شعروادب دانشگاه محقق اردبیلی با همکاری کانون سرود و آواها برگزار می‌کند:
"محفل ادبی دانشجویی"
(بزرگداشت مولانا)

به همراه شعرخوانی دانشجویان و اجرای موسیقی زنده

⭕️زمان برگزاری:
شنبه ۱۴۰۵/۷/۱۱
ساعت ۱۴الی ۱۶

⭕️مکان برگزاری:

ساختمان آیت‌الله مشکینی،
سالن کانون‌های فرهنگی و هنری.

شرکت برای عموم دانشجویان دانشگاه آزاد است.
🕊@uma_poem🕊
  • ❤ 4
Post #2704 57

Forwarded from کانون های فرهنگی و هنری دانشگاه محقق اردبیلی (S. Adel)

📚 فراخوان عضویت در کانون شعر و ادب دانشگاه محقق اردبیلی
اگر شعر و ادب بخشی از دنیای توست، جای تو در جمع ما خالی است! ✨
در کانون شعر و ادب، فرصتی برای خواندن، نوشتن، گفت‌وگو، یادگیری و خلق آثار ادبی در کنار دانشجویان علاقه‌مند فراهم شده است.
🌱 نشست‌های ادبی و شعرخوانی
✍️ کارگاه‌های آموزشی
🏆 فراخوان‌ها و جشنواره‌های ادبی
📖 تولید و انتشار آثار ادبی
اگر قلمی برای نوشتن، شعری برای خواندن یا حرفی برای گفتن داری، به ما بپیوند.
📩 جهت عضویت:
@adel5510
#کانون_شعر_و_ادب
#دانشگاه_محقق_اردبیلی
#فراخوان_عضویت
#شعر_و_ادب
#دانشجوی_ادبیاتی
#اردبیل
Post #2703 90
••
| حسین منزوی
| زاده‌یِ ۱ مهر ۱۳۲۵
••
#کانون_شعروادب
#حسین_منزوی🌱

🕊@uma_poem🕊
Post #2701 74
آیا چیزی در مخیّله‌یِ آدمی می‌‌گنجد که قلم بتواند آن را بنگارد، امّا جان صادق من آن را برای تو ترسیم نکرده باشد؟
چه حرف تازه‌ای برای گفتن مانده است یا چه چیز تازه‌ای برای نوشتن، که بتواند عشق مرا یا سجایایِ ارزشمند تورا بازگو کند؟
هر روز باید ذکری واحد را مکرّر بخوانم،
و آنچه را قدیمی است، قدیمی ندانم:(که تو از آنِ منی، و من از آنِ تو)، درست مانند نخستین باری که نام زیبایِ تورا تلاوت کردم.
این گونه است که عشق جاودانی همواره معشوق را جوان می‌بیند، و نه توجّهی به گرد و غبار و جراحات پیری دارد، و نه اهمیتی به چین و شکن‌های ناگزیر سالخوردگی می‌دهد،
بلکه همواره عشق قدیم را موضوع صحیفه‌یِ شعر خود می‌گرداند، و نخستین احساس عشق را در جایی می‌جوید که خود در آنجا به دنیا آمده است،
همان‌جا که شاید اینک دست زمان و صورت ظاهرش، مرده نشانش بدهند.

#کانون_شعروادب
#ویلیام_شکسپیر🌱

🕊@uma_poem🕊
Post #2700 84
بر کشیدن چنین بارى سترگ
شهامت را لخته‌لخته از گرده‌هایت خواهد مکید
اى سیزیف!
گرچه قلب‌ات سخت در جوشش و کار است
لیک راه هنر بى‌پایان است و آدمى را مجال اندک.


#کانون_شعروادب
#شارل_بودلر🌱


🕊@uma_poem🕊
Post #2699 106
هنوز اگر تو بیایی، دوباره می‌شوم آغاز
اگر چه خسته‌تر از آفتاب بر لب بامم

#کانون_شعروادب
#حسین_منزوی🌱

🕊@uma_poem🕊
Post #2698 138
تنهاترین گیاهِ زمینم
از سنگ سر زده؛
و دستِ مرگ
هر شامگاه، زلفِ مرا شانه می‌زند...

#کانون_شعروادب
#جواد_مجابی🌱

جواد مجابی درگذشت.

🕊@uma_poem🕊
Post #2697 136
#شعر_ترجمه

چشم به راه توام
در چنان هنگامی بیا
که گذشتن از تو ممکن نباشد
و زخمِ دستانم که برای پاره کردن زنجیرها تلاش کرده بودند
کم کم بهتر شوند
در چشمانم جوری تاریکی باشد
که همه فکر کنند کور شدم
اشک‌های روی گونه‌هایم خشک شوند
لب‌هایم ترک بردارند.
در چنان هنگامی بیا
که گذشتن از تو ممکن نباشد
شاید عشق‌های زیادی را تجربه کرده باشم
ولی هیچکدام در فکرم نیستند
هیچکدام نمی‌توانند جمله‌هایم را کامل کنند.
هیچکدام نمی‌توانند شب را به صبح پیوند بزنند
خنده‌های هیچ یکشان همانند خنده‌های تو در ذهنم نیست
خیال هیچ‌یکشان به زیبایی خیال تو در ذهنم نیست
رد هیچ یک بر بدنم نیست

در چنان هنگامی بیا
که گذشتن از تو ممکن نباشد
که هیچ کس نتواند سکوتم را به هق هق گریه بدل کند
دستانم در دستان هیچکس ذوب نشود
لب‌هایم وقتی نام تو را می‌گویند از آتش بسوزند
هر بدنی که سعی دارد جایگزینت شود
مثل شن‌های روان سرازیر شود
در چنان هنگامی بیا که
می‌پندارم فراموشت کردم
می‌پندارم که تسلیم شدم
می‌پندارم که دیگر دوستت ندارم
در چنان هنگامی بیا
که هر ذره خونی که در رگانم جاریست
در مقابل جاذبه‌ی زمین تاب آورد
آه….
آه….
در چنان هنگامی بیا
که گذشتن از تو ممکن نباشد


#اورهان_ولی🌱
ترجمه: فرناز علی‌بیگ‌اف

🕊@uma_poem🕊
Post #2696 101
#تیکه_کتاب

چشم‌هایش آه و زمزمه دارند. سیاهیِ وسط شقایق‌ها از همین چشم‌ها بوده روز ازل. و لب‌هایی که رنگ و گوشت گیلاس‌های گل‌بهی را دارند و گودی زیرِ گلویش که پرنده‌ای طلایی پایین آن آویزان است و زنجیر ظریفش مثل خطِ برشی گرداگرد به پوست گلویش چسبیده. پشت پلک‌هایش مثل گلبرگ اطلسی است. سفیدیِ زیر ابروهایش سفیدیِ یاس است در شب مهتابی. لب‌هایش چه برگشتگی رندانه‌ای دارند به سوی چشمی که از کمی بالاتر به آن‌ها نگاه کند. و گونه‌هایش را باش! انعکاس گل سرخ بر برف..


#شرق_بنفشه
اثرِ #شهریار_مندنی_پور🌱

🕊@uma_poem🕊
Post #2695 144
#تیکه_کتاب

اعتراف می‌کردند که نقابی از شادمانی به چهره دارند تا اطرافیان خویش را بفریبند ولی در عمق خویش به طرز هراس‌انگیزی عذاب می‌کشند.

#کودکی_یک_رئیس
اثرِ #ژان_پل_سارتر🌱

🕊@uma_poem🕊
Post #2694 146
همزاد چشم‌های توام در باز‌تاب آشوب..
آغاز شد سحابی خاکستری‌‌..
و ماه من هنوز،
چشم مرا به روشنی آب می‌شناسد ..
چتری گشوده داشته است،
این سحرگاه که درهم پیچیده است..
و لا به لای خاطره ابری‌اش ..
ستاره و ماه ..

هر کس به سوی مردمکی پناه می‌گیرد،
کز پشت پرده‌هایی نخ نما فرا می‌خواند ..
همزاد چشم‌های توام در باز‌تاب آشوب..
که پس‌ زده‌ست پشت درهای قدیمی را ..
و نگران است..

آرامشی نمانده که بر راه شیری بگشاید ..
و روشنای بی‌تردیدت،
از سرنوشتم اندوهگین می‌شود..
دنیا اگر به شیوه‌ی چشم تو بود
پهلو نمی‌گرفت بدین اضطراب ..

یک شب ستاره،
از پنجره گذشت و به گیسویمان آویخت..
و سال‌هاست که این در ،
گشوده است به روی شهاب..
امشب شهاب از همه شب آشناتر است.‌.
چل سال بی قراری و ماهی ،
که پس زده‌ست پشت دری‌ها را تا بلرزد..
در چله‌ی پریشانی .‌.

امشب دری میان دو دریا گشوده است..
سیل شهاب می‌ریزد در اتاق،
طغیان چشم بر می‌آید تا سحابی..

اکنون ستارگانی که،
دست می‌گذارند بر پیشانی‌ام،
و می‌هراسد پوست  در لرزش عرق..

چشمان ناگزیرم را بر می‌گیرم،
از کفش‌های مرگ که آغشته است به خاکستر ..
و رد پایش را تا چار راه سرگردان دنبال می‌کنم..

زاده شدن به تعویق افتاده است‌‌
در پرده‌ی زمخت و چروکیده‌ای نهان مانده‌ست،
رؤیای آبی جنینی که می‌تابد..
از نازکای صورتی پلک..
پیش گرفته است دوباره،
این جفت بر جنین ..

از پرده‌ها فرود می‌آید ماه،
وز شاخه‌های بید می‌آویزد،
و لای سنگ و بوته و خاکستر،
آرامش زمین را سراغ می‌گیرد از باد ..
شاید صدای گنجشکی..
از شاخه‌ی سپیده نیاید،
شاید که بامداد،
خو کرده است با خاموشی ..
چشمان بسته‌ام را اما می‌شناسم..
و زیر پلک‌هایت،
بیداری من است که بی‌تابم می‌کند .‌.

تا عمر در نگاه تو آسان شده ست..
از چشمم آستان گدازانی کرده‌ام،
که آسوده از شد و آمد خاکستر..
بگشوده است بر لبه‌ی باد ..
می‌گردم و شتابم،
از گردش زمین سبق می‌برد ..
می‌ایستم برابر خاکستر..
تا گیسویت به شانه‌ی مهتاب بگذرد ..


#کانون_شعروادب
#محمد_مختاری🌱

🕊@uma_poem🕊
Post #2693 119
به صد دام آرمیدم دامن از چندین قفس چیدم
ندیدم جز به بال نیستی پرواز آزادی


#کانون_شعروادب
#بیدل_دهلوی🌱

🕊@uma_poem🕊
Post #2692 169
مرا خَسَک به گريبانْ گُل است با تو، ولى
چو مار مى‌گَزَدم تارِ پيرهنْ، بى تو


#کانون_شعروادب
#طالب_آملى🌱

🕊@uma_poem🕊
Post #2691 191
‏گر تبسم‌گونه‌ای بینم چه خواهم کرد آه!
من که مستی می‌کنم از نشئه‌یِ دشنامِ دوست


#کانون_شعروادب
#ناظم_هروی🌱

🕊@uma_poem🕊
Post #2690 152

Forwarded from کانون های فرهنگی و هنری دانشگاه محقق اردبیلی (S. Adel)

👈معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه محقق اردبیلی برگزار می کند:

🔰چهاردهمین جشنواره ملی رویش (مرحله دانشگاهی)
🔺«ویــــژه دستـــاوردها و توانمنــــــدی های
کانون های  مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و هنری»


🔴مهلت  ارسال آثار 1 شهریور لغایت 20 شهریور 1405

🔷بخـش های جشنـــــواره:

🔸کانون برگزیده دانشگاه
🔸برنامه های شاخص کانونی (کارآفرینی، خلاقیت و نوآوری)
🔸فردی

🖇قابل ذکر است علاقمندان جهت تحویل آثار خود به آدرس  دبیرخانه و یا به کانال کانون های فرهنگی و هنری دانشگاه  مراجعه نمایند.
کانال کانون های فرهنگی و هنری:
@kanoon_uma
آیدی:
@Adel5510
🔺دبیرخانه جشنواره: دانشگاه محقق اردبیلی ، معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه، دفتر کانون های فرهنگی، هنری و اجتماعی - شماره تماس: 04531505275
Post #2689 120
کانون شعر و ادب دانشگاه محقق اردبیلی #تیکه_کتاب این‌جا، میان درخت‌های آلوی کم‌ثمر، به‌وضوح مرغ‌ها را می‌بینم که بی‌رحمانه و دایم به خون گرمِ سیاه دلمه‌بسته‌یِ من نوک می‌زنند. همان مرغ‌های خانگی‌ای که تا همین امروز صبح شریک‌های بی‌آزارم در کپه‌یِ زباله‌ها بودند. 📚و داستان‌هایی دیگر... 🕊@uma_poem🕊
#معرفی_کتاب
#و_داستان_هایی_دیگر
اثرِ #گئورگی_گاسپادینف
به‌خوانشِ امیرمحمد جودی

قابل مشاهده در لینک زیر👇

https://civilica.com/note/25067/
Post #2687 111
#تیکه_کتاب

این‌جا، میان درخت‌های آلوی کم‌ثمر، به‌وضوح مرغ‌ها را می‌بینم که بی‌رحمانه و دایم به خون گرمِ سیاه دلمه‌بسته‌یِ من نوک می‌زنند. همان مرغ‌های خانگی‌ای که تا همین امروز صبح شریک‌های بی‌آزارم در کپه‌یِ زباله‌ها بودند.

📚و داستان‌هایی دیگر...

🕊@uma_poem🕊
Older posts →

About this channel

How can I read @uma_poem without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for کانون شعر و ادب دانشگاه محقق اردبیلی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does کانون شعر و ادب دانشگاه محقق اردبیلی have?
کانون شعر و ادب دانشگاه محقق اردبیلی (@uma_poem) has 341 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does کانون شعر و ادب دانشگاه محقق اردبیلی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →