آیا چیزی در مخیّلهیِ آدمی میگنجد که قلم بتواند آن را بنگارد، امّا جان صادق من آن را برای تو ترسیم نکرده باشد؟
چه حرف تازهای برای گفتن مانده است یا چه چیز تازهای برای نوشتن، که بتواند عشق مرا یا سجایایِ ارزشمند تورا بازگو کند؟
هر روز باید ذکری واحد را مکرّر بخوانم،
و آنچه را قدیمی است، قدیمی ندانم:(که تو از آنِ منی، و من از آنِ تو)، درست مانند نخستین باری که نام زیبایِ تورا تلاوت کردم.
این گونه است که عشق جاودانی همواره معشوق را جوان میبیند، و نه توجّهی به گرد و غبار و جراحات پیری دارد، و نه اهمیتی به چین و شکنهای ناگزیر سالخوردگی میدهد،
بلکه همواره عشق قدیم را موضوع صحیفهیِ شعر خود میگرداند، و نخستین احساس عشق را در جایی میجوید که خود در آنجا به دنیا آمده است،
همانجا که شاید اینک دست زمان و صورت ظاهرش، مرده نشانش بدهند.
#کانون_شعروادب
#ویلیام_شکسپیر🌱
🕊@uma_poem🕊
Post #2701
90