#وجه_تسمیه
#ختا
لغتنامه دهخدا
ختا. [ خ َ ] (اِخ ) کلمهای است از #ختای و آن نام ولایتی است از ترکان و در شعر و نثر فارسی گاهی به این شکل یعنی «ختا» آمده است برای اطلاع از وضع جغرافیایی آن رجوع به «ختای» شود:
بگامی سپرد از ختا (خطا) تا کسی
بیک تک دوید از بخارا به وخش:
✍شاکر بخاری
بنه ٔ خان ختا با بنه ٔ خان تتر:
✍فرخی
ختاخان را مراد آمد که با تو دوستی گیرد
همی خواهد که آید چون قدرخان نزد تو مهمان:
✍فرخی
او بسند و بسر اندیب بجیپور بود
هیبت او بختاخان و بفرغان و تغان:
✍فرخی
نی ز اول دوستانت را نبودی تو الف
نی چنان گشتی کنون کز خطه ٔ چین و ختا:
✍سنائی
بابل نفس است بازار نکورویان چین
حاصل روحست گفتار عزیزان ختا:
✍سنائی
لعبتان ختا و خرخیزی
آب و آتش ببرده از تیزی:
✍سنائی
سنبلستان خطم خشک نگشته است هنوز
بمن آیید که آهوی ختایید همه:
✍خاقانی
رأی صوابش ببین کز مدد نه فلک
خان ختا را نهاد مائده ٔ هفتخوان:
✍خاقانی
با لشکر ختا برای مصلحتی صلح کرده بود.
✍گلستان سعدی
جماعت حکما ابتدا و انتهای آفرینش را منکرند و میگویند لازم ذات واجبالوجود است و هرگز نبوده که نبوده و هرگز نباشد که نباشد و اهل شرع، مدت ابتدای آفرینش را حصر نکردهاند.
اما گفتهاند هم ابتداش باشد هم انتهاء چه منزه، از ابتدا و انتها ذات واجبالوجود است و علماء هند و ختا و ختن و چین و ماچین بخشیان و فرنگان ...
✍(از تاریخ گزیده چ نوائی ص ۸)
از پل مالان تا باغ جهانآرا کوچهها و بازارها را آیین بستند و چهار طاقها برافراخته تمامی جدران و دکاکین را بدیبای چین و مخمل فرنگ و اطلس ختا و تاچه هفت رنگ بیاراستند.
✍(حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۱۸۵)
لاجرم سلک جمعیت دشمنان نکبت قرین مانند زلف خوبان ختا و چین پریشان گشت و الوند از معرکه ٔ جنگ روی گریز بصوب ارزنجان آورده از نام و ننگ درگذشت.
✍(حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۴۶۶)
الاقلیم الرابع: این اقلیم به آفتاب تعلق دارد و وسط معموره ٔ عالم و مسکن اشراف اولاد آدم است و متوطنان بلاد این اقلیم بحسب صورت و سیرت افضل اولاد بشرند و بوفور حسن خلق و لطف طبع مظهر اصناف فضل و هنر و ابتداء اقلیم چهارم از مشرق از شمال بلاد چین بود پس بر اراضی تبت و خرخیز و ختا و جبال کشمیر و بلغر و بدخشان و جنوب بلاد یأجوج و مأجوج گذرد پس بر وسط دیار بکر و بلاد عراق و دیار ربیعه و شمال بلاد شام گذرد و آنجا بحر روم را قطع کند و بر جزیره ٔ قبرس و سقلیه و شمال بلاد مصر و اسکندریه و بلاد باریقی و بلاد افرنجه و طنجه بگذرد و به ساحل بحر محیط منتهی شود. بعضی از مواضع غریبه ٔ این اقلیم بر این موجب است.
✍(حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۶۳۴)
مردم خیتان، ختای یا خطای یا ختن یا خیتان ولایتی تاریخی از بخشهای شمالی و شمالغربی چین بوده است.
این نام گهگاه مترادف با مملکت چین آمده است.
✍بر اساس کتاب تاریخ مغول اثر عباس اقبال آشتیانی، «ختا» یعنی چین شمالی.
در اواخر قرن ششم هجری، آسیای شرقی و سواحل اقیانوس کبیر، یعنی دو کشور کُره و چین اصلی بین دو سلسله تقسیم میشده است:
یکی سلسلهٔ کین (۱۱۱۵–۱۲۳۴) که رؤسای یک دسته زردپوستان منچو بودند که بر ختا یعنی چین شمالی تسلط داشته و نسبت به چینیها قومی خارجی بشمار میآمدند و پایتخت این سلسله شهر کایفنگ بود و سلسلهٔ دیگر سلسلهٔ سونگ بود که از چینیهای اصلی بودند و بر چین جنوبی حکومت میکردند.
✍در اشعار حافظ نیز اشاره به این ولایت شده:
آن تُرک پریچهره که دوش از برِ ما رفت
آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت؟
🗞
@turkanxorasan