#نکته_ترجمه
#ترجمه_busy
واژۀ busy در انگلیسی در دو معنا پرکابرد است: یکی ازدحام آدم و وسیله و چیزهای دیگر (که ویژگیِ مکان است)؛ دیگری پرمشغلگی و گرفتارهایهای گوناگون (که ویژگی انسان است). عبارت a busy restaurant مثالی است برای معنی اول و I was busy today جملهای است در معنی دوم. اینکه یکی از معادلهای busy در فارسی «شلوغ» باشد و بیتوجه به پیشینۀ کاربرد این لفظ در فارسی و تحت تأثیر انگلیسی، آن را در معنیِ دوم هم به کار ببریم («امروز شلوغ بودم»)، مصداق گرتهبرداری معنایی است که غالباً ناپسند است.
در فارسی، «شلوغ» دو معنیِ اصلی و پربسامد دارد:
۱. پرجمعیت، پرازدحام: بانک خیلی شلوغ بود.
۲. گرفتار و پرمشغله. امروز سرم شلوغ بود.
همچنانکه از دو مثال بالا دانسته میشود، «شلوغ» در معنی نخستش ویژگی شخص نیست؛ بلکه ویژگی مکان است یا ویژگی چیزی است که بهشکلی استعاری، مکان انگاشته میشود. برای نمونه، میگوییم «خیابانِ شلوغ»، «راهروی شلوغ»، «مهمانیِ شلوغ»، «اتاقِ شلوغ»، «ذهنِ شلوغ»، «برنامۀ کاریِ شلوغ». درست به همین علت، اگر بخواهیم این معنی را به شخص نسبت دهیم، باید کلمۀ «سر» را به جمله اضافه کنیم تا نوعی استعارۀ مکانی بسازیم و کاربردمان درست شود؛ یعنی بهجای اینکه بگوییم «شلوغم»، باید بگوییم «سرم شلوغ است». نیز میتوانیم در این کاربرد، بهجای «شلوغ»، واژۀ «پرمشغله» یا «گرفتار» را به کار ببریم.
https://t.me/translation1353
Post #3859
163