TGViewer
Channel Public Channel
🌱diary

🌱diary

@tinydiaryy

Subscribers
83
Photos
231
Videos
63
Links
20

Showing posts older than #958 · Back to latest

Older Posts 18 shown
Post #956 67
خانما اقایون سریال جدید💁🏻‍♀️
Post #944 68
🌱diary Photo
از اون روزایی که با هم از همه‌چی حرف می‌زدیم رسیدیم به اینکه چند روزه خانم کوچولوی شیرینمون با پستونک اشتی کردههه😭
Post #941 60
🌱diary Happy birthday,RM.🎂
I am who I am today, with all my faults.
  • ❤ 1
Post #940 62
🌱diary چی بگم والا دیگه دلم برات حسابی ضعف میرهههسن 🫠 تولدت مبارک خوشگله پسر
Happy birthday,RM.🎂
  • ❤ 1
Post #934 63
🥧☕️
  • ❤ 3
Post #931 67
🌱diary 🐿️🪾
امروز این دوست جونی رو تا دیدم
یهو از خوشحالی غذای توی دهنش رو انداخت و ژست گرفت تا ازش عکس بگیرم
شایدم اینقدر از دیدنم خوشحال شد ک از شک نمیدونست چیکار کنه و خشک ش زد برای لحظه ای
منم که اماده
بلافاصله ازش عکس گرفتم
و بعدش میدونین ما باهم حال احوال کردیم و اون رفت سمت خونه اش و گفت یه چایی دم میکنم بیا بالا
ولی متاسفانه نمیتونستم و بهش گفتم کلاس دارم و باید برم به کارو زندگیم برسم
دیگه حسابی تعارف و اینا کردیم و یکمم ازم دلخور شد اما تهش من رفتم و بهش قول دادم یه روز دیگه برای چایی بیام
اونم قبول کرد و با حرکت کردن من فوری رفت طبقه ی بالا
حدس میزنم تلفنش زنگ خورده بود
به هرحال صبحونه ش رو بیخیال شد فکرکنم
  • 💘 2
  • 🤪 1
Post #929 97
🐿️🪾
  • ❤ 2
  • 💋 2
  • 🍓 1
  • 💘 1
Post #924 74
🌱diary خیلیییی دوسش داشتم این اتاقو عزیزم واقعا مرسی ازت و مرسی ک اینطور با جزئیات بهش پرداختی و وقت گذاشتی از aiخواستم این اتاق رو برام بیاره و الان دیگه واقعا ✨✨✨✨هی اینطوری ترممم
فقط نمیدونم چرا علاقه به استانبول داشته اینقدر
احتمالا میدونه دارم Daha17میبینم
😂😂
Post #923 70
| خوابْگَرد | اتاقِ شما شبیه یک اتاقِ مطالعه‌ی قدیمی‌ست؛ قفسه‌ای بلند پر از کتاب‌های خط‌خورده و هایلایت‌شده، چند برگه‌ی یادداشت لای کتاب‌ها و یک دفتر قطور که تاریخ هر صفحه را بالایش نوشته‌ای. روی میز، لپ‌تاپ کنار یک دوربین کوچک و چند وسیله‌ی پراکنده‌ی روزمره قرار گرفته؛…
خیلیییی دوسش داشتم این اتاقو عزیزم واقعا مرسی ازت
و مرسی ک اینطور با جزئیات بهش پرداختی و وقت گذاشتی
از aiخواستم این اتاق رو برام بیاره
و الان دیگه واقعا ✨✨✨✨هی اینطوری ترممم
  • ❤ 1
Post #922 59

Forwarded from | خوابْگَرد | (ᴍᴀʜᴅʏᴀʀ)

اتاقِ شما شبیه یک اتاقِ مطالعه‌ی قدیمی‌ست؛ قفسه‌ای بلند پر از کتاب‌های خط‌خورده و هایلایت‌شده، چند برگه‌ی یادداشت لای کتاب‌ها و یک دفتر قطور که تاریخ هر صفحه را بالایش نوشته‌ای. روی میز، لپ‌تاپ کنار یک دوربین کوچک و چند وسیله‌ی پراکنده‌ی روزمره قرار گرفته؛ انگار هر چیزی می‌تواند بهانه‌ای برای ثبت‌کردن یک فکر تازه باشد. روی دیوار، نقشه‌ای از شهری دور و چند عکس کوچک از گذشته چسبانده‌ای. کنارشان یک تکه کاغذ سفید مانده؛ عمداً خالی، برای چیزی که هنوز نمی‌دانی چیست. اتاق نه کاملاً ایرانی‌ست، نه کاملاً متعلق به جایی که حالا در آن زندگی می‌کنی؛ درست مثل صاحبش، که هنوز دارد میان خاطرات، کتاب‌ها و آینده، تعریف خودش را پیدا می‌کند.
  • ❤ 1
Post #916 67
🌱diary برای استوری های امیرپارسا نشاط بود
توجه بفرمایین
مغز بنده:

تازه این هنوز برخی از کار های روزمره ست و تعداد کمی از اپ های در دسترس
میدونین چی برام جالبه
اینکه این خط ها هی همینطوری روی هم روی هم کشیده شدن و قانونی وجود نداشت که این رو ممنوع کنه

+رانندگی نمیکنم هنوز و از توییتر استفاده نمیکنم.
Post #914 55
🌱diary ✍️چند روزه به این فکر می‌کنم که کدوم ایده‌ی من، تفکر من، شوخی من، حرکت من، رفتار من برای خودمه؟ آیا چیزی توی من مونده که برگرفته از سوشال‌مدیا نباشه و منحصر به خود من باشه؟ و حتی از اینکه دارم به این موضوع فکر می‌کنم بدم میاد. چون از کجا معلوم این دغدغه رو…
برای استوری های امیرپارسا نشاط بود
Post #913 48

Forwarded from sad but true (비)

این پیام رو فور‌ کنید تا بگم چنلتون وایب چه میکاپی میده.
Post #911 63
✍️چند روزه به این فکر می‌کنم که کدوم ایده‌ی من، تفکر من، شوخی من، حرکت من، رفتار من برای خودمه؟
آیا چیزی توی من مونده که برگرفته از سوشال‌مدیا نباشه و منحصر به خود من باشه؟
و حتی از اینکه دارم به این موضوع فکر می‌کنم بدم میاد.
چون از کجا معلوم این دغدغه رو یکی از ریلزهای اینستا وارد مغز من نکرده باشه؟
منظورم اینه که حتی اینم شاید برای خودم نباشه.
و چی می‌شه گفت؟
اسم دیگه‌ای جز ترسناک می‌شه روش گذاشت؟
امشب می‌خواستم از کیکم عکس بگیرم و برای بک‌گراند به یه روزنامه نیاز داشتم، ولی توی خونه پیدا نکردم.
پس تصمیم گرفتم معمولی بچینمش روی میز و بعد با یکی از نرم‌افزارها پس‌زمینه‌ش رو عوض کنم.
اولین قدمی که برای این کار برداشتم این بود که مستقیم رفتم سراغ AI و ازش پرسیدم چجوری انجامش بدم.
رفتم توی اپ موردنظر و تلاشمو کردم و تا حدودی هم موفقیت‌آمیز بود.
حتی منو یاد روزایی انداخت که مدرسه می‌رفتم و به خاطر رشته‌ام با همچین کارهایی درگیر بودم.
ولی دوباره رفتم سراغ AI تا ازش بخوام تصویری که درآوردم رو تمیزتر کنه.
شاید براتون سؤال باشه که چرا از اول ازش نخواستی این کارو بکنه؟
و باید بگم دقیقاً سؤال منم از خودم همین بود.
چرا زودتر ندادم بهش؟
چرا خودم رو به زحمت انداختم؟
متوجهین چی می‌گم؟
من برای اینکه کاری رو خودم انجام داده بودم، داشتم خودم رو سرزنش می‌کردم.
این اون قسمتیه که خیلی ترسناکه.
خیلی
البته به این هم فکر می‌کنم که هوش مصنوعی اصلاً برای همین ساخته شده؛ برای ساده‌تر کردن کارها و صرفه‌جویی توی زمان.
اما به چه قیمتی؟
به قیمت اینکه امروز یادم نبود و فراموش کرده بودم چجوری می‌شه بک‌گراند یه تصویر رو عوض کرد و به جای اینکه خودم دنبالش بگردم و دوباره یاد بگیرم، رفتم یقه‌ی خودش رو گرفتم تا راه رو بهم نشون بده.
یعنی حتی برای یادگیری خودم هم دنبال راهی نبودم.
منتظر بودم یکی دیگه راه رو جلوم بذاره.
اه
دردناکه.
من نمی‌خوام آدم تکراری، کپی‌پیست‌شده، بی‌هنر و محدودی باشم که هرچی بلده از یه جای دیگه تحویل گرفته.
نمی‌خوام حتی وقتی می‌خوام یه چیز کوچیک درست کنم، اولین فکرم این باشه که «کی می‌تونه اینو برام انجام بده؟»
دلم می‌خواد هنوز چیزهایی باشه که خودم بلدم.
چیزهایی که خودم یاد گرفتم.
اشتباه کردم و دوباره یاد گرفتم.
چیزهایی که اگر یه روز اینترنت نبود، AI نبود، کسی نبود جوابم رو بده، باز هم یه گوشه‌ای از ذهنم بدونم باید از کجا شروع کنم.
هرچند بعید میدونم چنین روزی وجود داشته باشه اما من از خودم بیشتر از این ها توقع دارم.
  • ❤ 2
  • 👍 1
Post #906 190
از روز گذشته☀️🌳
  • 🔥 4
  • ❤ 1
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →