✍این عکسها قرار بود اولین ویژنبورد واقعی من برای ۲۰۲۶ باشن.
ولی همهچیز اونقدر درهم شد که هیچوقت به شکل واقعی ازش استفاده نکردم.
حالا که حدود شش ماه گذشته و دوباره بهش نگاه میکنم، دیگه اون حس و هیجانی که موقع انتخاب کردن عکسها داشتم رو ندارم.
و این برام جالبه.
چون همیشه میگن ویژنبورد باید هر بار که نگاهش میکنی بهت انگیزه بده، اما برای من اینطور نبود.
شاید چون از یه جایی به بعد برای بعضی از اون هدفها تلاش خاصی نکردم.
شاید هم چون چیزی که باعث حرکت کردنم میشه ویژنبورد و نقلقولهای انگیزشی نیست.
این چیزها برای من همیشه کمی فانتزی بودن و من بیشتر به چیزهای واقعی و ملموس نیاز داشتم.
اما وقتی به این شش ماه نگاه میکنم، میبینم اتفاقاً پیشرفت داشتم.
بعضی از هدفهام رو به دست آوردم و حالا چیزهایی که اون موقع برای پله ی تعریف کرده بودم، امروز بیشتر شبیه پلهی دوم یا سوم هستن.
بعضی هدف ها رو دیگه به چشمم نمیبینم.
بعضی از هدفها هنوز شروع نشدن.
بعضیها هم خوب پیش رفتن.
و جالبتر از همه، توی چند چیز پیشرفت کردم که اصلاً جزو اهدافم نبودن.
فکر میکنم همین بخشش جذابه؛
اینکه بعد از مدتی برگردی و خودت رو اندازه بگیری و ببینی واقعاً چه مسیری رو اومدی.
در نهایت، هنوز فکر میکنم ویژنبورد داشتن چیز خوبیه.
شاید نه برای اینکه مدام به آدم انگیزه بده،بلکه برای اینکه بعداً نشون بده نسخهی چند ماه قبلِ تو چه چیزهایی میخواسته و تو از اون نقطه تا کجا رسیدهای.
Post #269
64
🌱diary Vision Board 2026






