.
▫️قطع اتّصال، ناامنی پیوند و آسیبپذیریِ من
قطع اتصال واقعی شده است. یک روز اینترنت، یک روز پرواز، یک روز احتمال لغوِ پرواز، یک روز احتمال جنگ، یک روز احتمالِ گیرافتادن به هر دلیلی. حالا هر ایرانیِ جایی دیگر یک پرونده بلاتکلیف در مورد پیوندش با ایران و عزیزانش دارد:«برم ایران یا نه؟»، «الان نرم باز معلوم نیست کی بتونم برم»، «به نظرت برم چطوری و کِی باید برگردم؟»، «خودم که باید برم، به نظرت بچهها رو هم ببرم؟»، «حالا با این قصّه پروازها اصلاً معلوم هست چه کار باید بکنیم؟»، «نکنه اینترنت قطع بشه دوباره»، «مامان و بابا رو بیارم پیش خودم؟»، «درمانگرم ایرانه، به نظرت میتونم دوباره بهش وصل بشم؟ به رفیق صمیمیم چطور؟ نکنه کمکم از هم فاصله بگیریم»، «اصلاً فکر کن بتونم برم، چی بگم اونجا؟ همین الانم تماسهام کوتاهتر شده چون حس میکنم حرف همو نمیفهمیم»، «شکافمون روز به روز داره بیشتر میشه، اصلاً فکر میکنم این فاصله هم از جنسِ همون شکافه. ما اینجا داریم یک جور دیگه زندگی میکنیم و زندگی اونجا یک جور دیگه است».
قطع اتّصال واقعی شده است. قطعِ ناگهانی، آنطور که انتظارش را نداشتی، آنطور که با بقیه دنیا متفاوت است، آنطور که قاعدتاً نباید اتفاق میافتاد. آنطور که معلوم نیست اصلاً کی دوباره امن و قابلاعتماد بشود. این قطع اتّصال امّا همینجا نمیماند. وارد دنیای روانیِ آدم میشود. تو با اتّکا به دلبستگیهایت بیرون آمده بودی، فکر میکردی هر وقت بخواهی میتوانی برگردی. فکر میکردی میتوانی هر بار برای سفر دوبارهات "منتظر بمانی" و به وقتش برگردی، تو آمده بودی تا اینجا چیزی را بسازی و هر وقت لازم شد برگردی. تو فکر میکردی همیشه میتوانی وصل بمانی، نهایتاً با یکی دو بار «صدا و تصویرم خوبه الان؟» گفتن. تو آمده بودی چیزی بسازی امّا فکر نمیکردی بهای آمدنت گاهی زیاد و خیلی وقتها نامعلوم بشود.
بیقرار میشوی، مثل روزهای اوّل. ناامن شدهای، مثل کودکی. با خودت میگویی شاید بهتر است دل بکنی و کمتر به آنجا وصل باشی. یا شاید بهتر است برگردی و این فاصله را تمام کنی. شاید هم بهتر است حواس خودت را پرت کنی و نبینی تا بگذرد. هر کدام را که انتخاب کنی، حتی اگر در میانه هم بمانی، عجیب و دیوانه نیستی و اشتباه نکردهای. آدم با دلش و برای دلش زندگی میکند. در این آشفتهبازار هم آنکه به دنبال خطا نکردن است، بیشتر خطا میکند. حالا دیگر هیچ انتخابِ بدون دردی وجود ندارد. بیا دردِ تقلّا برای غلبه کردن بر این تنگنای تحمیلی را دیگر به خودمان وارد نکنیم. ما نمیتوانیم یکسره از پساش بر بیاییم. بیا با ناتوانیمان کنار بیاییم و نخواهیم آنی باشیم که بر همه محدودیتها غلبه میکند.
@TheWorldasISee
Post #2073
4.79K