تا سحر فرهاد میزد تیشه از بخت سیاه،
تا سحر شیرین کنار خسروانش خواب بود...
زخم قلب و زخم دست و چشم و جسم خیس آب،
جان فرهاد از ازل درگیر این سیلاب بود...
عطر زلفی در مشام خسروانی خانه کرد،
داغ زلفی، کشت یاری را که در قلاب بود...
#خیبر_عاصی
Post #141
460
- ❤🔥 2
- 🐳 2
- 💔 1