✏️مصطفی نوذری
اخیراً دار و دسته اقتصادی ها حملات جدیدی علیه شریعتی ترتیب داده اند. گفتمانی که این دوستان به آن تعلق دارند، سال هاست ادعا دارد که سخن گفتن از معیشت مردم و سازوکار توزیع ثروت در جامعه، مِلکِ طِلقِ آنچه به آن «علم اقتصاد» میگویند است و دیگر علوم اجتماعی را حقی در آن نیست. اما آیا همین مشروعیت و استقلال را برای سایر حوزه های علوم قائلند؟
🔸فراتر رفتن از حوزه تخصصی و سخن راندن در حوزه های پیرامونی، کار سختی است. نیازمند «فرهیختگی» و تتبع عمیق در ادبیات سایر حوزه هاست.
🔸شریعتی خود چنین شخصیتی بود و چنین میکرد. اما بسیار از شما آقایان موفق تر بود. او حتی در جدلی ترین آثارش مانند تشیع علوی و صفوی، به طور حیرت انگیزی آثار خصم خود را مطالعه کرده و -بر خلاف مشهور- خط به خط با افرادی مانند مرتضی عسکری دیالوگ میکند و منطق ارجاع را رعایت. البته برای دیدن این ابعاد باید قدری از «هیجان زده شدن» در مواجهه با زبان ادبی شریعتی به سبک جوانی آقای طبیبیان خودداری کرد.
🔷در مقابل به منطق و دقت متون دو مورد از عزیزانی که احساس تکلیف کرده تا دست به نقد شریعتی بزنند توجه کنید:
1️⃣محمد طبیبیان اخیراً در کانال تلگرامی خود نقدی به شریعتی نوشته و در پایان گفته است:
«یافتههای جدید روانشناسی اجتماعی: آشفتگی ذهنی، زمینهساز استبداد. در سالهای اخیر پژوهشهای فراوانی درباره کنترل رفتار جمعی از طریق دستکاری ذهنها انجام شده است. خلاصه این پژوهشها روشن است:هرچه آشفتگی ذهنی و اضطراب عمومی در جامعه بیشتر شود، جامعه مستعد استبداد و نظامهای توتالیتر میشود.»🔸آقای طبیبیان، علوم اجتماعی امروز خیلی فراتر از دوره تحصیل شما که فردی از خارج بیاید و بگوید «امروزه علم به این نتیجه رسیده است» تفاوت کرده. علوم اجتماعی نسبت به نیمه اول قرن بیستم متواضع تر شده و دقت آن هم بر روی مفاهیم و تکرار پذیری و تعریف عملیاتی متغیر ها، خیلی بیش از آن است که شما در کانال تلگرامی خودتان از کلمه «آشفتگی ذهنی»و ارتباط آن با علی شریعتی در مبهم ترین و کلی ترین حالت خود استفاده کنید.
🔸همچنین اگر دوست دارید پژوهش های «جدید» را ببینید، سری به آثاری بزنید که مرز میان «جامعه» و «دولت» را بر خلاف دوره تحصیل شما، پررنگ نمیبینند و از دوگانه های نظام توتالیتر/نظام دموکراتیک فاصله گرفته اند.
2️⃣قوچانی و کتاب روشنفکر مسلح
🔸قوچانی زحمت بیشتری کشیده و حداقل چند نقل قول از شریعتی آورده است، اما جالب است بدانید که در چارچوب نظری و عینک تحلیلی او که محوریتش بر گونه شناسی «اسلام سیاسی» و بنیادگرایی دینی است، چه رفرنس های اساسی ای وجود دارد؟ کتاب «اندیشه سیاسی در اسلام معاصر» اثر حمید عنایت. کتاب، کتاب خیلی خوبی است! فقط مشکل این است که در سال 1356 چاپ شده و در شمار نخستین آثاری که در این حوزه در ایران نگاشته میشوند.
🔸از آن زمان تا کنون درباره مفهوم شناسی اسلام سیاسی/بنیادگرایی دینی و نگرش های انتقادی به این نام گذاری ها در تیپولوژی انواع اسلام، صدها پژوهش معتبر انگلیسی و عربی و نهایتاً فارسی انجام شده. اما در کتاب اوکه بارها و بارها کلمه اسلام سیاسی و بنیادگرایی به میان کشیده میشود و به راحتی آب خوردن با تروریسم این همان میشود، تنها ارجاع های بیرون ذهن خلاق و قلم پر خیال جناب قوچانی، کتاب عنایت در سال 56 و البته دو کتاب از حمید احمدی در دهه نود است که اگر آن ها را هم بررسی دقیق کنید، متوجه میشوید که عمدتاً رونویسی از استاد خود، آقای عنایت است.
🔸در واقع محمد قوچانی در کتابش شریعتی را ذیل یک مفهوم پیچیده به نام «ایکس» صورت بندی کرده اما به نظر میرسد که مفهوم ایکس را از روی جزوه های دوره دانشجویی اش در کلاس حمید احمدی نوشته و حوصله دقت بیشتر نداشته است.
🔶بله آقایان. سخن گفتن در حوزه تخصصی خود متواضعانه تر است و فراتر رفتن و تبدیل شدن به روشنفکر عرصه عمومی، دشوار و نیازمند سختی و مطالعه وسیع و دقت و پذیرفتن چندی خطا و اشکال.
🔶شریعتی چنین بود و چنین میکرد و در همین یک متغیر و آنچه مایکل بورآوی به آن «جامعه شناس مردم مدار» میگفت(و نقل میشود که خودش در کنفرانسی در تهران شریعتی را مصداق جامعه شناس مردم مدار دانسته بود) جزو اشخاص درخشنده تاریخ معاصر ایران است. شما مایلید که همان کار را انجام دهید و چنان کنید. اما بسیار بی دقت تر و مبتذل تر. آن هم در عصر وفور ترجمه و مترجم و رفت و آمد و گوگل اسکالر و هوش مصنوعی.
https://t.me/TheNarrrowGate