کاش پژوهشگری حوصله کند و درباره ریشههای الاهیاتی ادبیات براندازان تأمل و مداقه کند.
به نظر میرسد که جماعت برانداز با وجود مذهبستیزی و سنتستیزی ظاهریشان، در ادبیات و دستگاه واژگانی بسیار به استعارههای مذهبی نزدیک و در منطق اعمال، بسیار به منطق دینی نزدیک هستند.
استفاده از اعدامهای ۶۷ و هواپیمای اوکراینی چون گناه نخستین و غیر قابل تعمید، کاربرد عباراتی مانند «سمت درست تاریخ» که کاملا ریشه در درک نزاع حق و باطل در فلسفه تاریخ اسلامی داشته و مسئله قطع هرگونه همکاری با حکومت فاسد که بسیار شبیه نگاه تشیع سنتی به عدم همکاری با «حاکم جائر» است.
هواپیمای اوکراینی چون گناه نخستین در الاهیات مسیحی، میتواند همواره فراخوانده شود و در هر مدعای دیگری حتی پروندهای به روشنی میناب، گواه مقصر بودن جمهوری اسلامی به طور پیشینی و ازلی و ابدی باشد.
گویی که براندازانِ جنگ طلب در لحظهای که گمان میکنند بیشترین فاصله را با مذهب دارند، بسیار منطبق بر منطق مذهب رفتار میکنند. البته منطبق بر صورتهای سنتیتر و ناپالودهتر مذهب، آن هم بهگونهای وارونه...
https://t.me/TheNarrrowGate
Post #195
383