🔴 انگارههایی که اصلاح نظام سیاسی ایران را به تأخیر انداخت
🔀 انگاره نخست: ذات انگاری و ماهیتانگاری برای حکومت
🔸در زیست جهان جماعت برانداز جنگ طلب، دولت آمریکا و اسرائیل با وجود سیاههای بدون توقف از جنایتهای محیرالعقول در تاریخ زیست خود(از هفتاد سال نسل کشی در غزه تا اپستین و فهرست بینهایتی از تجاوزها) قابل ائتلافسازی و همکاریاند. در ادبیات آنها پلیدی ترامپ و نتانیاهو در خیلی موارد تأیید میشود اما از طرف دیگر «برای هدفی بزرگتر» مانند سرنگونی جمهوری اسلامی امکانِ همپوشان شدن منافع، ائتلاف، همراهی و همقدمیِ-ولو موقت- با آمریکا و اسراییل وجود دارد.
🔸 آمریکا و اسرائیل برای آنها ذات ندارند. مانند مومی هستند که میتوانند گاهی خوب و گاهی بد، گاهی منطبق بر خیر جمعی رفتار بکنند و گاهی نکنند.
🔻درباره نسبتشان با نظم سیاسی مستقر در ایران اما وضع کاملا برعکس است!
🔸 «جمهوری اسلامی» برای این جماعت درست مانند یک عنصر شیمیایی جدول مندلیف، ذاتی محکم و تغییر ناپذیر دارد. همانطور که عدد اتمی هیدروژن ۱ است و اگر یک روزی عدد اتمیاش ۲ بشود دیگر هیدروژن نیست و هلیوم است، جمهوری اسلامی یک ذات لایتغیر داشته که معادل تمام صفات مربوط به تیرهروزی در دایرهالمعارف فارسی است. اینجا دیگر هیچگونه همراهی و همکاری و همپوشانی منافعی وجود ندارد. هیچ طیف و «ترامپ آدم فاسدی است ولی...»ای و «رضا پهلوی هیچ سابقه خاصی ندارد ولی...»ای در کار نیست. همه چیز صفر است و صد و بدون «اما و ولی». «نور دربرابر تاریکی».
🔸باید پرسید چهگونه است که هنگام تأمل درباره آمریکا و اسراییل، همکاری و همهدفی موقت با آن میتواند مشروع باشد اما درباره جمهوری اسلامی امکان هیچ همراهی موقتی ولو به مصلحت و برای حفظ تمامیت ارضی و امور اولیه ای مانند تداوم رسیدن نان و بنزین به مردم ایران و ایستادن دربرابر تهاجم خارجی، ممکن نیست و اگر باشد، نامش «دست به خون آغشته کردن است؟»
🔸برای توصیف دهشتناکی این وضعیت، کلمه «استاندارد دوگانه» بیش از حد معمولی و دمِ دستی است. باید روزها و ماهها تأمل کرد و فرایند ساخت این «آگاهی دستکاری شده» و ایدئولوژی درون-متناقضِ در ذهن این جماعت را بررسید و به تغییر آن اندیشید.
https://t.me/TheNarrrowGate
Post #194
481