پیشنهادی برای حراست از آخرین سنگرهای جامعه توسط نیروهای ملی
✏️مصطفی نوذری
🔸زخم بزرگی بر پیکر ایران نشسته است. آنچه جامعه شناسان درباره دوجامعهای شدن ایران میگفتند و میشنیدیم و رد میشدیم را حالا داریم نفس میکشیم.
🔸دوستیهای بسیاری گسسته، کثیری آنفالو کردن و لفت دادن از کانالها رخ داده، جمعهای خانوادگی بسیاری تکه تکه شده و در شهرهای کوچک، اقوام و خویشاوندان زیادی رویاروی یکدیگر قرار گرفتهاند.
🔸بسیار فراتر از ۴۰۱ که بحث درباره تیم فوتبال و سرود ملی ایران درگرفته بود، حالا در سطح لفظ و ادبیات، حتی توافق بر سر واژه فراگیر «مردم» هم دشوار شده. واژه مردم که امروز در هر بخشی از جامعه متعارض ایران، معنایی متفاوت به خود گرفته و برای خودش صاحب پیدا کرده. "مردم" دربرابر "تروریستها/اغتشاشگران" یا "مردم" در برابر "نیروهای سرکوب"؟
🔸 آنچه تحت عنوان لحظهای سوریهای شدن صورت بندی کرده و با استثنا سازی و خاورمیانهزدایی از ایران میپنداشتیم که هزاران کیلومتر از ما دور است، تا نوک بینیمان نزدیک شده. (در اعتراضات بهار عربی سوریه عدد کشتهها پس از ده ماه نزاع داخلی از ژانویه تا اکتبر ۲۰۱۱ به ۳۰۰۰ نفر رسید و این عدد در ایران تنها در ۴۸ ساعت بر سر ما آوار شد و کشتی ایران را به گل نشاند)
🔸آنچه تحت عنوان حساسیت و غیرت ایرانی دربرابر تهاجم خارجی میپنداشتیم را کمرنگتر از پندارمان در روی زمین و در میان معترضان مییابیم.
🔸و هزاران «آنچه» دیگر که هیچگاه نباید آنها را به چشم میدیدیم و دیدیدم.
◾️دی ماه سیاه ۱۴۰۴ ایران عزیز را وارد لحظه برادرکشی و ایرانیکشی کرد و تا یک قدمی جنگ داخلی رساند.
🔴پیشنهادی برای حراست از آخرین سنگرهای جامعه توسط نیروهای ملی
🔸علوم اجتماعی خواندن به ما یاد داد که ساختارها مهماند و «تو یکی نهای هزاری تو چراغ خود برافروز» حرف الکی است.
🔸اما در این وضعیت حیرتانگیز که ارادههایی هزاران برابر ارادهما پاشنه پا را برای نابودی ایران کشیدهاند، به نظرم آمد که برای روسفیدی در برابر تاریخ هم که شده، خردترین تلاشهای کنشگران ملی برای چسبشدن میان این دو تکه گسسته جامعه ایران، گرانبها و ارزشمند است.
🔸همه ما نسخههای سیاسی مطلوبی برای آینده ایران در ذهن میپروریم و از آن دفاع میکنیم. اما حالا که این نسخهها در دو سر افراطی طیف در خیابان به روی هم آتش گشودهاند، وظیفه اولیه، حداقلی و ضروری همه ما، بازسازی «ما»جمعی ایرانی در کنشهای روزمره زندگی و جلوگیری از رسیدن به لحظه «بین ما و شما دریایی از خون است» و لحظه امتناع گفت و گو است.
🔸به جمعهای گسسته خانوادگی برگردیم، دوستیهای قطع شده را دلجویی و بازیابی کنیم؛
اگر در فرهنگ دینی، سنت دیدار با خانواده شهدا وجود دارد، این را به همه جانباختهگان بسط دهیم و در جمع های کوچک به دیدار چند خانواده از هر دو طرف-و تأکید میکنم هر دو طرف- که عزیزی از دست دادهاند برویم.بر سر منابع معتبر از تحلیل سیاسی توافق کنیم و خط قرمزهای اولیه مانند حساسیت به تهاجم خارجی را نزد آنها که فروریخته دوباره بنا کنیم.
🔸بله. همانطور که کار خیر و پخش بسته ارزاق محرومیت اقتصادی را به طور ساختاری حل نمیکند، این اقدامات خرد هم جای نسخههای سیاسی کلانی که هرکس در جیب دارد را نمیگیرد. اما به قول استاد ما که در دفاع از تشکلهای خیریهای میگفت کار خیر آخرین سنگر تشکلیابی در ایران است، این کارهای خرد روزمره هم آخرین سنگرهای بازیابی «ما» مشترک ایرانی و آخرین جبههای است که فروریختن آن یعنی سلام کردن به جنگ داخلی و بنابراین نه تنها سطحی نیست که نامش عملیات نجات ایران است.
🔸ما عمیقاً به یک لحظه ما-قبل سیاسی و اشتراکی در جامعه ایران نیاز داریم و این نوشتار دعوتی است برای دعوت از نیروهای عاقل ملی با هر نسخه سیاسیای برای حراست از آخرین نفسهای باقیمانده در رمق این «ما»جمعی...
https://t.me/TheNarrrowGate