TGViewer
Channel Public Channel
𝒯𝒽𝑒 𝒹𝑒𝓋𝒾𝓁'𝓈 𝒸𝒶𝑔𝑒.

𝒯𝒽𝑒 𝒹𝑒𝓋𝒾𝓁'𝓈 𝒸𝒶𝑔𝑒.

@the_devils_cage

Subscribers
100
Photos
70
Videos
28
Links
3

Showing posts older than #158 · Back to latest

Older Posts 17 shown
Post #157 91
𝒯𝒽𝑒 𝒹𝑒𝓋𝒾𝓁'𝓈 𝒸𝒶𝑔𝑒. Photo
😔😂😂
  • 🕊 3
  • 🦄 2
  • 🔥 1
  • 🍓 1
Post #156 92
  • ☃ 2
  • 👾 2
  • ❤‍🔥 1
  • 🕊 1
  • 🍓 1
  • 🦄 1
Post #155 91
𝒯𝒽𝑒 𝒹𝑒𝓋𝒾𝓁'𝓈 𝒸𝒶𝑔𝑒. Photo
‌
‌ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ
به رقص مرگ میان تنت ادامه بده
نفس بگیر و به جان کندنت ادامه بده
نومید نگرد، نزدیک است رسیدنت ادامه بده....
♪‌-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ـ♪ـ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-♪
  • 👾 3
  • ❤‍🔥 1
  • 🔥 1
  • 🍓 1
  • 🦄 1
Post #153 80

This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram

  • 🦄 3
  • ❤‍🔥 1
  • 🕊 1
  • 🍓 1
Post #151 88
♪‌-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ـ♪ـ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-♪
  • 🦄 3
  • ❤‍🔥 1
  • 🍓 1
  • 🆒 1
Post #137 97
𝒯𝒽𝑒 𝒹𝑒𝓋𝒾𝓁'𝓈 𝒸𝒶𝑔𝑒. Photo
چه کنار هم قشنگ تر میشن
  • 🦄 3
  • 🔥 2
  • ❤‍🔥 1
  • ☃ 1
Post #132 96
Me x Diva
  • ❤‍🔥 2
  • 🔥 1
  • 🕊 1
  • 🍓 1
  • 🦄 1
Post #99 160
𝒯𝒽𝑒 𝒹𝑒𝓋𝒾𝓁'𝓈 𝒸𝒶𝑔𝑒. باران آن شب، بی‌هیچ شفقتی بر پیکر شهر فرود می‌آمد؛ چنان که گویی آسمان، کینه‌ای کهن از زمین در دل داشت. لندن در هاله‌ای از مه و ظلمت خفته بود و چراغ‌های پراکنده‌ی خیابان، واپسین نفس‌های نور را در سینه نگاه می‌داشتند. آسمان نه سیاه بود و نه روشن؛ میان تهی‌دستیِ…
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ شب نامش را بلعید، اما باران هنوز آن را زمزمه می‌کند ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌
  • ❤‍🔥 20
  • 🍓 3
  • 👻 3
  • 🦄 3
  • ☃ 1
  • 🔥 1
  • 🆒 1
Post #97 142
  • ❤‍🔥 18
  • 🕊 3
  • 🆒 3
  • 🦄 3
  • ☃ 1
  • 👾 1
Post #96 133

This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram

  • ❤‍🔥 16
  • ☃ 1
  • 🔥 1
  • 🆒 1
  • 🦄 1
Post #95 132
𝒯𝒽𝑒 𝒹𝑒𝓋𝒾𝓁'𝓈 𝒸𝒶𝑔𝑒. Photo
باران آن شب، بی‌هیچ شفقتی بر پیکر شهر فرود می‌آمد؛ چنان که گویی آسمان، کینه‌ای کهن از زمین در دل داشت. لندن در هاله‌ای از مه و ظلمت خفته بود و چراغ‌های پراکنده‌ی خیابان، واپسین نفس‌های نور را در سینه نگاه می‌داشتند. آسمان نه سیاه بود و نه روشن؛ میان تهی‌دستیِ تاریکی و شکوه ستارگان سرگردان مانده بود. ستارگان، چونان دُرهای شکسته بر مخمل کبود شب پراکنده بودند و با این همه، اندوهی بی‌نام بر پهنه‌ی آسمان سایه افکنده بود.
‌
دختر آن اندوه را می‌شناخت.
‌
پاهای برهنه‌اش را بر سنگ‌های سرد خیابان نهاد و خویشتن را به دست باران سپرد. آنگاه رقص آغاز شد؛ رقصی نه از سر شادمانی، بلکه از جنس وداع. تنش با هر حرکت، قصه‌ای ناگفته را روایت می‌کرد و دامن سپیدش در باد، همچون پرچم تسلیم روحی خسته به اهتزاز درمی‌آمد.
‌
رودخانه در زیر پل خاموش و تیره می‌گذشت؛ همانند رازی که سالیان دراز در سینه نهفته باشد. دختر به آب می‌نگریست و آب به او. گویی هر دو زبان یکدیگر را بهتر از آدمیان می‌فهمیدند.

باران، گیسوانش را آشفته کرده بود.
‌
رشته‌های مو بر پیشانی و گردنش چسبیده بودند و چهره‌اش را به تصویر فرشته‌ای فراموش‌شده می‌مانستند. در خاطرش صداهایی دور بیدار می‌شدند؛ پژواک روزهای رفته، نگاه‌های سرد، وعده‌های شکسته و مهرهایی که عمری کوتاه‌تر از یک فصل داشتند.
قلبش از جهان به ستوه آمده بود.
نه از مرگ هراس داشت و نه از تنهایی؛ چه، هر دو را سال‌ها پیش در آغوش کشیده بود.
‌
لبخندی کم‌رنگ بر لبانش نشست.
‌‌
لبخندی که بیش از آنکه نشان شادی باشد، به آرامش واپسین شباهت داشت. سپس گامی به پیش نهاد؛ گامی سبک، چنان که گویی بندهای زمین از پایش گشوده شده باشد.

شب خاموش ماند.
باد خاموش ماند.
جهان خاموش ماند.

و دختر خویشتن را به آغوش تاریک رود سپرد.

بامدادان، آب نشانی از او با خود داشت؛ اما آنان که قصه‌ی آن شب را می‌دانند، باور دارند که برخی روح‌ها با مرگ پایان نمی‌یابند. می‌گویند هنوز در شب‌های بارانی لندن، سایه‌ی دختری سپیدپوش در میان مه سرگردان است؛ دختری که می‌رقصد، می‌گرید و در کوچه‌های خاموش شهر، رهایی گمشده‌ی خویش را جست‌وجو می‌کند.
  • ❤‍🔥 16
  • 🍓 5
  • 👻 2
  • ☃ 1
  • 🔥 1
  • 🆒 1
  • 🦄 1
  • 👾 1
Post #94 127

This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram

  • ❤‍🔥 12
  • 🕊 1
  • 👻 1
  • 🦄 1
Post #91 126
  • ❤‍🔥 15
  • ☃ 4
  • 🍓 2
  • 🆒 2
  • 👻 1
  • 🦄 1
  • 👾 1
Post #87 94
𝒯𝒽𝑒 𝒹𝑒𝓋𝒾𝓁'𝓈 𝒸𝒶𝑔𝑒. خسته است سرباز آن قدر که دیگر نای برداشتن تفنگ و دفاع ندارد خسته است شاعر آن قدر که دیگر نای برداشتن قلم و نوشتن غزل ندارد خسته است دلقک آن قدر که دیگر نای برداشتن نقاب از چهره ی فراموش شده اش را ندارد.
ایتالیکش زیباتره 🤝
  • ❤‍🔥 12
  • 🍓 5
  • 🦄 2
  • 🆒 1
  • 👾 1
Post #86 90
𝒯𝒽𝑒 𝒹𝑒𝓋𝒾𝓁'𝓈 𝒸𝒶𝑔𝑒. Photo
خسته است سرباز
آن قدر
که دیگر
نای برداشتن تفنگ
و دفاع ندارد

خسته است شاعر
آن قدر
که دیگر
نای برداشتن قلم
و نوشتن غزل ندارد

خسته است دلقک
آن قدر
که دیگر
نای برداشتن نقاب
از چهره ی فراموش شده اش را ندارد.
  • ❤‍🔥 13
  • ☃ 3
  • 🦄 2
  • 🔥 1
  • 🍓 1
  • 🆒 1
Post #85 72

This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram

  • ❤‍🔥 9
  • 🔥 3
  • 🦄 2
  • 🍓 1
  • 🆒 1
Post #83 73
  • ❤‍🔥 11
  • 🕊 2
  • ☃ 1
  • 🍓 1
  • 👻 1
  • 🆒 1
  • 🦄 1
  • 👾 1
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →