⭕️ پیوند کسری و تورم
کسری بودجه چگونه به تورم تبدیل میشود؟
✍🏻 حامد وحیدی/ نویسنده نشریه
🔹اگر دولت برای تامین مخارج خود کسری بودجه ایجاد کند، بانک مرکزی باید چه واکنشی نشان دهد؟ آیا میتواند با افزایش نرخ بهره، آثار تورمی این سیاست را خنثی کند یا اینکه افزایش مخارج دولت میتواند حتی در صورت واکنش بانک مرکزی، تولید و قیمتها را تحت تاثیر قرار دهد؟ این پرسشها در سالهای اخیر اهمیت بیشتری پیدا کردهاند، زیرا بسیاری از اقتصادها همزمان با افزایش بدهی عمومی، کسری بودجه و فشارهای تورمی مواجه بودهاند. در چنین شرایطی، مرز میان سیاست مالی و سیاست پولی اهمیت زیادی پیدا میکند. اگر سیاست مالی دولت بسیار قدرتمند باشد، ممکن است توانایی بانک مرکزی برای کنترل تورم نیز تحت تاثیر قرار گیرد؛ وضعیتی که در ادبیات اقتصادی از آن با عنوان «سلطه مالی» یاد میشود.
🔹مقاله تعاملات پولی-مالی نوشته جرج-ماریوس آنجلهتوس، چن لیان، کریستین ک. ولف و دالتون رونگشوان ژانگ دقیقاً به همین مسئله بازمیگردد. نویسندگان تلاش میکنند یکی از استدلالهای مهم درباره اثرگذاری سیاست مالی بر تولید و تورم و رابطه آن با سیاست پولی را دوباره بررسی کنند. نکته اصلی مقاله این است که برای فهم این رابطه، نباید فقط به الگوهای سادهای تکیه کنیم که اقتصاد را مانند مجموعهای از رفتارهای یک «فرد یا خانوار نماینده» در نظر میگیرند. اقتصاد واقعی از میلیونها خانوار تشکیل شده است که درآمد، ثروت، بدهی و توانایی متفاوتی برای واکنش به تغییرات اقتصادی دارند.
🔹فرض کنیم اقتصاد با رکود مواجه است و دولت تصمیم میگیرد ۱۰۰ واحد پول بیشتر خرج کند. این پول میتواند صرف ساخت یک جاده، پرداخت دستمزد کارگران یا خرید کالا و خدمات از شرکتها شود. شرکتی که این پول را دریافت کرده، درآمد بیشتری خواهد داشت و ممکن است کارگران بیشتری استخدام کند. کارگرانی که درآمدشان افزایش یافته نیز بخشی از درآمد خود را خرج میکنند. بنابراین پول اولیه دولت میتواند چند بار در اقتصاد گردش کند و هر بار درآمد و تقاضای بیشتری ایجاد کند. این همان چیزی است که در اقتصاد کلان بهعنوان اثر فزاینده یا «ضریب فزاینده مخارج» شناخته میشود.
🔹از نظر نویسندگان، باید اجازه داد اقتصاد پس از گذشت یک زمان متناهی دوباره به وضعیت انعطافپذیر قیمتها بازگردد. با این تغییر، حلقه بازخورد بینهایت میان درآمد و مخارج از مرکز تحلیل کنار میرود و توجه بیشتر به همان عواملی جلب میشود که در دنیای واقعی قابل مشاهدهاند: تفاوت درآمد و ثروت خانوارها، محدودیت دسترسی به اعتبار و میزان تمایل آنها به مصرف درآمد فعلی. در نتیجه، مسئله سیاست مالی دیگر فقط این نیست که دولت چقدر خرج میکند. مسئله مهمتر این است که پول دولت به دست چه کسانی میرسد، آنها چه مقدار از آن را خرج میکنند و واکنش سیاست پولی به این افزایش تقاضا چگونه خواهد بود.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
متن کامل مقاله را اینجا بخوانید.
Post #10738
1.09K