📢 خلاصه ای از مکتب و بنیان تصوف، برای آشنایی اعضای جدید با مسلک صوفیه.
✍ میتوان مطالب کانال را از ابتدا تا بحال در همین چند سطر خلاصه نمود تا پیش زمینه ای از صوفیه و عقایدشان در ذهن همگان باشد:
▪️از آنجا که بعد از غصب خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام، امت اسلام دچار تفرقه گردید، به سرعت فرقه های انحرافی رشد کرده و هر کدام پیروانی پیدا کردند. لذا برای رنگ و لعاب حق دادن به تفکر و مکتب خود، چاره ای جز آمیختن و حق و باطل ندیدند و همین امر باعث شد تا امر بر مردم مشتبه شود و به گمان حقانیت آنان، اقدام به متابعت و تقویت آنان نمودند. در زمره این شیادان موفق، بلکه در رأس آنها باید از بنیانگذاران مسلک «تصوف» نام برد که برای رسیدن به اهداف و امیال خود چنان بدعتهائی در دین نهادند و اصول و فروع دین را به بازی گرفتند که هیچ مسلک منسوب به اسلام چنین نکرد. توحید را که اساس همه ادیان آسمانی است و اسلام رهروان سایر ادیان را به متابعت آن دعوت میکند، بگونه ای تحریف کردند که اتحاد خالق و مخلوق و حلول خدا در مرشدان و تجسم حق تعالی و ادعای خدائی از مخلوق و رؤیت خدا و... را جایز شمردند و عبادت را که خداوند متعال در قرآن کریمش به عنوان تنها سِر آفرینشِ جن و انس ذکر می کند از مرشد و واصل بحق ساقط دانستند و بشر را که طبعی سرکش و دوستدار آزادی از هر قید و بند است، بدین بهانه از قيد عبودیت و عبادت و اجرای واجبات رها ساختند و دستور شرع را برای پرورش باطن کافی دانستند و با همه مظاهر اخلاق و عقل به جنگ پرداختند و در قالب دین و مذهب، به جواز دروغگویی و رقص و موسیقی و شاهد بازی قائل شدند و گفتند بشر در اعمال خودش مجبور است. همچنین دسترسی به مقام انبیاء و اولیاء الهی را بر خود و دیگران ممکن دانستند. لذا دو پایه اساسی تصوف عبارت است حلول و اتحاد که باقی عقاید آنان ذیل همین دو مورد است. حلول به معنای اینکه خدا در اقطاب تصوف حلول کرده است. اتحاد یا وحدت وجود، یعنی خدا با مخلوقین یکی است و هیچ فرقی ندارند. در عین حال برای خدا تعدد و تکثر نیز قائلند. زیرا خدا در عین اینکه واحد است، برای متحد شدن با مخلوقات به تعدد و تکثیر شدن احتیاج دارد. چون هزاران مخلوق موجود است، پس خدا هم در عین وحدت باید به تعداد آنان تقسیم بشود. 👈 صوفیه غالب این تفکرات را از فلاسفه اخذ کردند و رنگ دیگری به آن دادند تا متهم به فلسفه محوری نشوند. اما کسی که اندک پژوهشی در فلسفه داشته باشد، خواهد فهمید این تفکرات همه از فلاسفه اخذ شده است. لذا سخنان حلاج و ابن عربی و بایزید بسطامی و دیگر سران صوفیه، با سخنان افلاطون و سقراط و دیگر بزرگان فلاسفه تفاوتی نمیکند. فقط ظاهرش تغییر یافته است. پس مراقب باشید که دین و علم خود را از چه کسی اخذ میکنید و آمیختن حق و باطل را تشخیص دهید به اینکه هرچه در باب دین بشما رسید، عرضه کنید بر قرآن و سنت و روایات شیعه. یکی از سران چنین مکتب و تفکری که صوفیه نام دارند، #مولوی میباشد که به شخصیت وی خواهیم پرداخت.
@tazvir2
Post #12
5.3K