درس جنگ ایران برای آمریکا؛ برتری هوایی به معنای پیروزی سیاسی نیست
جاستین برونک
قسمت دوم
این موضوع در اوکراین بهوضوح دیده میشود. سرازیر شدن تسلیحات آمریکایی و اروپایی و حمایتهای اقتصادی، نظامی و فناوری به این کشور از زمان تهاجم روسیه در سال ۲۰۲۲، اگرچه مانع از آن نشدند که اوکراینیها متحمل خسارات و سختیهای هولناک نشوند، به اقتصاد اوکراین امکان دادند به فعالیت خود ادامه دهد و ارتش این کشور بتواند به مرور زمان، تجهیزات ازدسترفته و مهمات مصرفشده را جایگزین کند.
در مورد ایران، چین بازاری باثبات برای صادرات نفت و گاز این کشور فراهم کرد؛ بازاری که تا پیش از برقراری محاصره دریایی آمریکا در آوریل، به سرپا ماندن اقتصاد تهران کمک کرد. پکن اخیرا حمایت نظامی نیز ارائه کرده است، از جمله سامانههای پدافند هوایی کوتاهبرد که توان ایران را برای ایجاد تهدیدهای ناگهانی برای هواپیماهای آمریکایی و اسرائیلی در حال پرواز و جستوجوی هدف در ارتفاع متوسط یا پایین حفظ و تقویت خواهند کرد.
روسیه نیز همچنان یکی از متحدان اصلی جمهوری اسلامی ایران است. مسکو با ارائه اطلاعاتی به تهران برای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی در منطقه خلیج فارس و کمک به توسعه قابلیتهای نظامی جدید، از جمله موشکهای مافوق صوت ضدکشتی، از تهران حمایت میکند.
در هر دو جنگ، حمایت خارجی احتمال آن را که کارزارهای حملات هوایی و موشکی مستمر به تسلیم سیاسی یا فروپاشی اقتصادی یا نظامی منجر شوند، بسیار کاهش داد.
اهدافی بیدفاع در فضای باز و شکارچیان پنهان
با وجود کارنامه ضعیف کارزارهای بمباران تنبیهی در وادار کردن دشمن به تسلیم سیاسی، برتری هوایی در بسیاری از جنگها، به دلیل تاثیرش بر میدان نبرد، تعیینکننده است. شاید شاخصترین نمونه از اثربخشی رویکردی متکی بر قدرت هوایی موفقیت قاطع ارتش آمریکا در برابر ارتش مجهز و جنگآزموده عراق در عملیات «طوفان صحرا» در سال ۱۹۹۱ باشد.
کارزار هوایی اولیه آمریکا در ژانویه و فوریه ۱۹۹۱، توان رزمی نیروهای عراقی و قابلیتهای فرماندهی و کنترل آنها را به اندازهای تضعیف کرد که نیروهای زمینی ائتلاف توانستند ارتش عراق را در کمتر از ۱۰۰ ساعت عملیات رزمی زمینی، قاطعانه شکست دهند.
از دیگر موفقیتهای نسبی میتوان به مداخله ناتو در کوزوو در سال ۱۹۹۹ اشاره کرد که طی آن، یک کارزار هوایی ۷۸ روزه به خروج نیروهای صرب به دستور اسلوبودان میلوشویچ، رئیسجمهوری صربستان، انجامید.
نمونه دیگر کارزار هوایی به رهبری کشورهای اروپایی علیه نیروهای معمر قذافی در لیبی در سال ۲۰۱۱ بود که تانکها و توپخانه دولتی در حال حمله به شهر بنغازی را بهسرعت نابود کرد و سپس، با حملات هوایی بیشتر، پیشروی شورشیان به سوی طرابلس را تسهیل کرد.
در هر یک از این موارد، برتری هوایی وضعیت میدان نبرد را برای نیروهای زمینی دشمن دوامناپذیر کرد و آنها را به عقبنشینی واداشت.
تفاوت بنیادین این کاربرد موثر قدرت هوایی در اهدافی نهفته است که دشمن در پی دستیابی به آنها بود. هنگامی که دشمن اهدافی را دنبال میکند که مستلزم استقرار گسترده نیروهای زمینی استــ مانند تهاجم برای تصرف قلمرو یک کشور همسایهــ دستیابی به برتری هوایی بر آن دشمن تقریبا همیشه مزیت نظامی تعیینکنندهای ایجاد میکند.
در جنگ جهانی دوم، حملات مشترک بمبافکنهای بریتانیا و آمریکا به شهرها و صنایع آلمان نتوانست این کشور را به تسلیم وادار کند، اما هنگامی که متفقین در هر صحنه عملیاتی برتری هوایی برقرار میکردند، شکست ارتشهای محور در میدان نبرد تنها به گذشت زمان بستگی داشت.
در صحرای غربی و سپس در ایتالیا، نرماندی و خود آلمان، گشتهای متحرک جنگندهبمبافکنهای متفقین خیلی سریع توانستند حرکت خودروهای زرهی و ستونهای تدارکاتی در روشنایی روز را چنان خطرناک کنند که عملا امکان آن از بین برود. این هواپیماها همچنین میتوانستند هر زمان که یگانهای زمینی متفقین با مواضع مستحکم یا یگانهای قدرتمند نیروهای محور روبهرو میشدند، پشتیبانی هوایی نزدیک و ویرانگری ارائه کنند.
اگرچه هر جنگی با دیگری متفاوت است، آمریکا در ایران با مشکلی مشابه روبهرو است: تلاش میکند با استفاده از قدرت هوایی علیه دشمنی به اهداف حداکثری دست یابد که تا حد زیادی میتواند نیروهای نظامی متعارف خود را پراکنده و پنهان کند یا زیر زمین نگه دارد.
ادامه دارد ...
@taghaviniaa
Post #9400
4.71K
- 👍 18
- ❤ 9
- 👎 1